Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (18 milliseconds)
English
Persian
absolute ceiling
حداکثر ارتفاع نسبت به سطح دریا که هواپیما میتواند تحت فشار استاندارد پرواز افقی ومتعادلی داشته باشد
Other Matches
transition altitude
ارتفاع استاندارد هواپیما ارتفاع هواپیما طبق جداول فنی پرواز
terrain clearance
حفظ ارتفاع امن برای پروازهواپیما تامین خودکار ارتفاع پرواز هواپیما
high water
حداکثر ارتفاع اب مد دریا
absolute height
ارتفاع نسبت به سطح دریا
cruising altitude
ارتفاع ثابت پرواز هواپیما
prudent limit of endurance
حداکثر زمان پرواز مطمئن هواپیما از نظر سوخت
power
منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
powering
منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
CD quality
چیزی که میتواند کیفیت ضبط مشابه با دیسک فشرده داشته باشد
powers
منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
powered
منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
doubled up
درایو دیسک که میتواند به داده روی دیسکهای دولبه دستیابی داشته باشد
double
درایو دیسک که میتواند به داده روی دیسکهای دولبه دستیابی داشته باشد
doubled
درایو دیسک که میتواند به داده روی دیسکهای دولبه دستیابی داشته باشد
addressing
بزرگترین محلی که یک برنامه مشخص یا CPU میتواند مستقیما به آن دستیابی داشته باشد
fixes
فضایی در رکورد ذخیره شده که یک حجم خاص داده میتواند داشته باشد
fix
فضایی در رکورد ذخیره شده که یک حجم خاص داده میتواند داشته باشد
nunc pro tunc
حکم یا سند جدید الصدور که نسبت به گذشته تاثیر داشته باشد
oblique weir
در تصویر افقی سرریزی استکه تاج ان نسبت به جریان اب مایل باشد
large scale computer
که میتواند به حافظه با فرفیت بالا دستیابی داشته باشد و نیز وسایل پشتیبان مثل کاربران چندتایی
record
برنامهای که رکوردها را نگه می داردو میتواند به انها دستیابی داشته باشد و برای تامین اطلاعات پردازش کند
variable
ثبات یا محل ذخیره سازی که میتواند هر عدد یا حروف داشته باشد و در حین اجرای برنامه تغییر کند
variables
ثبات یا محل ذخیره سازی که میتواند هر عدد یا حروف داشته باشد و در حین اجرای برنامه تغییر کند
encapsulated
دستور Post Script که یک تصویر یا صفحه را در یک فایل شرح میدهد که میتواند در یک برنامه گرافیکی یا DTP قرار داشته باشد
control column
فرمانی برای کنترل حرکت هواپیما حول محور طولی وعرضی که میتواند بصورت میله یا رل باشد
java
مجموعهای از توابع استاندارد که به برنامه ساز امکان میدهد از دورن برنامه java به پایگاه داده دستیابی داشته باشد
backwind
حرکت قایق در وضعی که باداثر نامساعد نسبت به بادبان قایق بعدی داشته باشد
cartridge
کارتریج ROM که روی چاپگر نصب میشود تا فاهر هر چاپ بهتری داشته باشد ولی هنوز نسبت به سایر خصوصیات محدود است
cartridges
کارتریج ROM که روی چاپگر نصب میشود تا فاهر هر چاپ بهتری داشته باشد ولی هنوز نسبت به سایر خصوصیات محدود است
altitude height
سطح مبنای اندازه گیری ارتفاع هواپیما ارتفاع هواپیما از سطح مبنا
apparent altitude
ارتفاع فاهری هواپیما ارتفاع عملی هواپیما
continental shelf
مقداری از خاک زیر اب دریا که از حاشیه ابهای ساحلی یک کشورشروع و به خطی که از ان اولین شیب تند قعر دریا اغاز میشود و ارتفاع ان باید بایداز سطح دریا 002 متر باشدختم میشود
drop height
ارتفاع عمودی هواپیما تامنطقه پرش ارتفاع هواپیمادر نقطه بارریزی
descentheight
ارتفاع لازم از سطح زمین برای کم کردن از ارتفاع هواپیما
One day I want to have a horse of my very own.
روزی من می خواهم یک اسب داشته باشم که شخصا به من تعلق داشته باشد.
pressure altitude
ارتفاع از روی دستگاه فشارسنج هواپیما ارتفاع فشارسنجی
barometric altimeter
ارتفاع سنج بارومتری ارتفاع سنجی که با فشار جو کار میکند
inflight reliability
تامین هواپیما در حین پرواز امنیت پرواز
maximum ordinate
حداکثر ارتفاع سهمی گلوله ارتفاع نقطه اوج مسیر گلوله
mean sea level
ارتفاع متوسط از سطح دریا ارتفاع متوسط اب دریا
altitude sickness
حال به هم خوردگی در اثرارتفاع هواپیما مرض ناشی از زیاد شدن ارتفاع هواپیما
aircraft scrambling
دستور پرواز هواپیما ازوضعیت اماده باش زمینی صدور فرمان درگیری هواپیما با هدف
altitude azimuth
عقربه نشان دهنده ارتفاع هواپیما دستگاه نشان دهنده ارتفاع هواپیما
absolute altimeter
ارتفاع سنج یا فرازیابی که ارتفاع واقعی یا فاصله واقعی هواپیما را از زمین نشان میدهد
sorties
پرواز یک هواپیما یایک پرواز
sortie
پرواز یک هواپیما یایک پرواز
optimum height
حداکثر ارتفاع
closed height
حداکثر ارتفاع لیفتراک
high tide
حداکثر مد دریا
high tides
حداکثر مد دریا
cabin pressure
فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
command altitude
ارتفاع فرمان داده شده برای پرواز ارتفاع تعیین شده برای هواپیمای رهگیر
infra red link
روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
low tide
حداکثر جذر دریا
pressurized cabin
اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
imperfect competition
حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
flypasts
پرواز در ارتفاع کم
flypast
پرواز در ارتفاع کم
flybys
پرواز در ارتفاع کم
cruising altitude
ارتفاع پرواز
flyby
پرواز در ارتفاع کم
vertex height
قله مسیرگلوله حداکثر ارتفاع منحنی
surges
حرکات افقی اب دریا
surged
حرکات افقی اب دریا
surge
حرکات افقی اب دریا
transition level
سطح حداکثر انحراف درارتفاع پرواز
hoverting
حفظ ارتفاع پرواز
flight level
سطح ارتفاع پرواز
mean high water neaps
متوسط ارتفاع اب دریا
altitude datum
ارتفاع از سطح دریا
altitude
ارتفاع از سطح دریا
altitudes
ارتفاع از سطح دریا
hovering ceiling
حداکثر سقف پرواز ثابت درنزدیک زمین
on the deck
پرواز در حداقل ارتفاع مجاز
decision height
حداکثر ارتفاع مسیر فرودهواپیمای بی خلبان از سطح زمین
flight test
ازمایش هواپیما برای پرواز ازمایش پرواز کردن
mean low water neaps
ارتفاع متوسط پس رفت اب دریا
neap
حداقل ارتفاع اب یاجذر و مد دریا
half tide level
ارتفاع متوسط کشند اب دریا
isopleth
نقاط هم ارتفاع موج دریا
mean higher high water
ارتفاع متوسط پیشرفت اب دریا
mean sea level
ارتفاع متوسط از سطح دریا
lateralrelationship
نسبت در خط افقی از پهلو
density attitude
ارتفاع مربوط به غلظت استاندارد هوا
debt limit
حداکثر مبلغی که یک واحددولتی میتواند مدیون گردد وبیش از ان مجاز نیست
compressor pressure ratio
نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
goldie
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
ultimate bearing capacity
حداکثر فشار متحمل پی
maximum sound pressure
فشار صوت حداکثر
ramp weight
حداکثر وزن ممکن هواپیما
altitudes
ارتفاع هواپیما
altitude
ارتفاع هواپیما
ultimate compressive strength
حداکثر مقاومت دربرابر فشار
crabs
پرواز با بالهای افقی همراه با اندکی انحراف سمتی در اثربادهای جانبی
crab
پرواز با بالهای افقی همراه با اندکی انحراف سمتی در اثربادهای جانبی
pressure head
ارتفاع فشار
barometric altitude
ارتفاع بارومتری هواپیما
stato scope
ارتفاع سنج هواپیما
ODI
واسط استاندارد معرفی شده توسط Novell برای کارت واسط شبکه که به کاربران امکان میدهد فقط یک درایور شبکه داشته باشند که با تمام کارتهای واسط شبکه کار میکند. استاندارد پیش از یک پروتکل را پشتیبانی میکند. مثل IPX و NetBEUI
flip-flopping
قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند
flip-flop
قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند
flip-flopped
قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند
flip-flops
قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند
worksheet
ی داشته باشد
keep your peck up
دل داشته باشد
hydroxide
داشته باشد
bump
حالتی در پرواز که هنگام افزایش ناگهانی سرعت افقی باد بوجود می اید
time of flight
زمان پرواز هواپیما
departure air field
فرودگاه پرواز هواپیما
aero
مربوط به پرواز یا هواپیما
calibrated altitude
ارتفاع تنظیم شده هواپیما
absolute altimeter
دستگاه ارتفاع سنج هواپیما
altitude circle
صفحه ارتفاع سنج هواپیما
negative altitude
ارتفاع هواپیما را تصحیح کنید
if any
اگر داشته باشد
adjustable stabilizer
تثبیت کننده افقی قابل تنظیم هواپیما
prudent limit of patrol
حداکثر زمان گشت مطمئن هواپیما از نظر سوخت
liners
باسرعت حداکثر هواپیما حرکت کنید در درگیری هوایی
liner
باسرعت حداکثر هواپیما حرکت کنید در درگیری هوایی
mach trim compensator
دستگاه تنظیم حداکثر سرعت هواپیما به طور خودکار
flyovers
پرواز یک یا چند هواپیما درارتفاع کم
flyover
پرواز یک یا چند هواپیما درارتفاع کم
take off
برداشتن پرواز کردن هواپیما
launch time
زمان پرواز هوایی هواپیما
post flight
بعد از خاتمه پرواز هواپیما
What time does the plane take off?
چه وقت هواپیما پرواز می کند؟
ceiling
ارتفاع هواپیما یا ابر از سطح زمین
ceilings
ارتفاع هواپیما یا ابر از سطح زمین
ineffectively
بی انکه اثری داشته باشد
the u kingdom
کشوری که پادشاه داشته باشد
the u states
کشوری که پادشاه داشته باشد
irrelatively
بی انکه وابستگی داشته باشد
frothily
بی انکه مغزیامعنی داشته باشد
point of no return
نقطه حداکثر شعاع عمل هواپیما اخرین حد شعاع عمل هواپیما
hypsographic map
نقشههای عوارض نمایی که ارتفاع نقاط در ان از سطح دریا تعیین شده است
service ceiling
سقف پرواز معمولی یا جنگی هواپیما
mission ready
اعلام امادگی هواپیما برای پرواز
approached
پرواز هواپیما درست قبل ازفرود
instrument flight
پرواز با کمک دستگاههای کنترل هواپیما
flight manifest
بارنامه پرواز یا لیست مسافرین هواپیما
approach
پرواز هواپیما درست قبل ازفرود
approaches
پرواز هواپیما درست قبل ازفرود
vertical pressure gradient
تغییر فشار اتمسفری در واحدتغییر ارتفاع
flight control
دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
fewest
تعداد 7 هواپیما یا کمتر از ان که در درگیری هوایی شرکت داشته باشند
few
تعداد 7 هواپیما یا کمتر از ان که در درگیری هوایی شرکت داشته باشند
fewer
تعداد 7 هواپیما یا کمتر از ان که در درگیری هوایی شرکت داشته باشند
design maximum weight
حداکثر وزن محاسبه شدهای برای اعمال تنش به ساختمان هواپیما
tip
در عکاسی هوایی چرخش دوربین حول محور افقی هواپیما
tipping
در عکاسی هوایی چرخش دوربین حول محور افقی هواپیما
pickup field
زمین باز بدون مانعی که هواپیما میتواند در ان فروداید
irrelevantly
بدون اینکه وابستگی داشته باشد
numbly
بی انکه حس داشته باشد یا تکان خورد
roundelay
تصنیف یاسرودی که برگردان داشته باشد
carbuncles
لعلی که تراش محدب داشته باشد
carbuncle
لعلی که تراش محدب داشته باشد
for no p reason
بی انکه دلیل خاصی داشته باشد
unauthorized
آنچه باید مجوز داشته باشد
off the point
بدون اینکه وابستگی داشته باشد
incomparably
بدون اینکه نظر داشته باشد
aircraft alternation
اصلاحات در خواص فیزیکی وخصوصیات پرواز هواپیما
to board a flight
سوار هواپیما شدن
[برای پرواز به مقصدی]
air start
استارت زدن موتور در حال پرواز هواپیما
ice point
دمای تعادل مخلوط اب و یخ در فشار استاندارد
hypsometry
پیمایش ارتفاعهای روی زمین نسبت به تراز دریا
inefficaciously
ناسودمندانه بی انکه سودیا فایدهای داشته باشد
on occasion
لدی الاقتضا هر وقت موقعیت داشته باشد
titular charge daffaires
کاردارسفارتخانه در حالی که اختیارات خاص داشته باشد
reefer
خودرویی که اطاقک عایق حرارت داشته باشد
pointlessly
بی انکه معنی ویژه یا لطفی داشته باشد
reefers
خودرویی که اطاقک عایق حرارت داشته باشد
nutritively
چنانکه قوت دهدیا غذائیت داشته باشد
corporate town
شهری که حقوق بلدی داردومیتواندشهرداری داشته باشد
corporator
گروه یا شرکتی که شخصیت حقوقی داشته باشد
nutritiously
چنانکه قوت دهد یا غذائیت داشته باشد
four by four
خودرو چهارچرخی که هرچهارچرخ ان نیرو داشته باشد
four in hand
گردونه چهار اسبه که یک راننده داشته باشد
large ship
کشتی که بیش از 731 مترطول داشته باشد
gazebo
عمارت تابستانی که چشم اندازخوبی داشته باشد
charges
عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
charge
عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
field
تعداد حروف که در یک فیلد میتواند باشد
fields
تعداد حروف که در یک فیلد میتواند باشد
fielded
تعداد حروف که در یک فیلد میتواند باشد
gates
فرمان پرواز هواپیما باحداکثر سرعت در درگیری هوایی
gate
فرمان پرواز هواپیما باحداکثر سرعت در درگیری هوایی
aircraft turn around
اماده کردن هواپیما برای پرواز یا اجرای عملیات
nose down
خارج شدن هواپیما از پروازتراز بطرف شیرجه و کاهش ارتفاع
exmeridian altitude
ارتفاع فوق نصف النهاری هواپیما ارتفاع نصف النهاری
stick
یک گروه چترباز که از یک دریا یک قسمت هواپیما به بیرون می پرند
engine pressure ratio
نسبت فشار موتور
rigging position
وضعیت هواپیما که دران محورعرضی و یک محورطولی اختیاری در یک صفحه افقی قرار دارند
borough
شهریاقصبهای که وکیل به مجلس بفرستدیاانجمن شهرداری داشته باشد
boroughs
شهریاقصبهای که وکیل به مجلس بفرستدیاانجمن شهرداری داشته باشد
pay d.
خاک زرداریاسیم دارکه شستن ان صرف داشته باشد
lugger
زورق بادبانی که یک یا چندبادبان چهار گوش داشته باشد
toneme
لفظی که درالسنه اهنگی تلفظ خاصی داشته باشد
lagan
کالایی که درته دریابا گویهای نگاه داشته باشد
set in
<idiom>
تغییرات آب وهوا شروع وممکنه ادامه داشته باشد
What effect do you think the changes will have on you?
فکر می کنید تغییرات چه تاثیری بر شما داشته باشد؟
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com