English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 182 (11 milliseconds)
English Persian
liquid limit حد روانی
yield point حد روانی
Search result with all words
flow روانی
flow روانی سلاست
flowed روانی
flowed روانی سلاست
flows روانی
flows روانی سلاست
freedom روانی
freedoms روانی
psychopath بیمار روانی
psychopath مبتلا بامراض روانی
psychopaths بیمار روانی
psychopaths مبتلا بامراض روانی
neuroses اختلال روانی
neurosis اختلال روانی
phrenology جمجمه شناسی روانی
stress فشار روانی
stress تنش جسمانی- روانی
stresses فشار روانی
stresses تنش جسمانی- روانی
stressing فشار روانی
stressing تنش جسمانی- روانی
psychosis بیماری روانی
psychotic بیمار روانی
depression کسادی بازار تجاری واقتصادی افسردگی روانی
depressions کسادی بازار تجاری واقتصادی افسردگی روانی
complex عقده روانی
complexes عقده روانی
facility وسیله تسهیل روانی
facility روانی
strategic استراتژیکی مربوط به خط مشیهای سیاسی واقتصادی و نظامی و روانی وجغرافیایی یا ملی کشور
psychoanalysis تحلیل روانی
psychological روانی
psychological عملیات روانی مربوط به روانشناسی روانشناسی
psychiatry پزشکی روانی
subversive روانی
subversives روانی
fluidity روانی بیان
fluidity روانی
subversion نابود کردن قدرت یک حکومت ازنظرنظامی اقتصادی روانی فرهنگی سیاسی و اجتماعی
psychotherapy درمان روانی
mental روانی
sanity سلامت روانی
mentally از نظر روانی
psychological warfare جنگ روانی
psychological warfare عملیات جنگ روانی
mood وضع روانی
moods وضع روانی
nervous breakdown فروباشی روانی
nervous breakdown بحران روانی
nervous breakdowns فروباشی روانی
nervous breakdowns بحران روانی
psychic روانی
fluency روانی
psychical روانی
acute stress reaction واکنش حاد فشار روانی
analeptic نیروبخش روانی
california psychological inventory پرسشنامه روانی کالیفرنیا
cathectic وابسته به تمرکز روانی شهوانی شده
cathexis انرژی روانی
cathexis تمرکز روانی
cathexis نیروگذاری روانی
consolidation psychological operation عملیات روانی برای جلب همکاری مردم
depth psychology تجزیه و تحلیل روانی
dsm راهنمای تشخیصی و اماری اختلالهای روانی
ease of style روانی انشا
endopsychic درون روانی
exopsychic برون روانی
gift of the gab روانی زبان
illinois test of psycholinguistic ازمون تواناییهای زبانی- روانی ایلینوی
intrapsychic درون روانی
intrapsychic conflict تعارض درون روانی
liquid limit مرز روانی
liquid limit test ازمون حد روانی
mellifluence روانی
mental conflict تعارض روانی
mental deficiency عقب ماندگی روانی وفکری
mental derangement اشفتگی روانی
mental disease بیماری روانی
mental illness بیماری روانی
mental disorder اختلال روانی
mental disorder بیماری روانی
mental disturbance اختلال روانی
psychiatric disorder اختلال روانی
mental economy اقتصاد روانی
mental element of crime عنصر روانی جرم
mental examination معاینه روانی
mental health بهداشت روانی
mental health سلامت روانی
mental hygiene بهداشت روانی
mental measurement اندازه گیری روانی
mental status وضع روانی
mental test ازمون روانی
psychological test ازمون روانی
neurasthenia خسته روانی
neuropsychiatric درمان روانی عصبی
neuropsychiatric مرض روانی و عصبی
organic mental disorder اختلال روانی عضوی
pgr بازتاب گالوانیکی- روانی
psychogalvanic reflex بازتاب گالوانیکی- روانی
physical psychological تنی- روانی
Other Matches
volubility روانی
playing the man بازی روانی
psychasthenia ضعف روانی
psychiatric hospital بیمارستان روانی
psychiatric nurse پرستار روانی
physical psychological جسمی- روانی
psychiatric social work مددکاری روانی
psychic apparatus دستگاه روانی
psychomotor روانی- حرکتی
supersensible روحی روانی
psychopathy معالجه روانی
psychopathy اختلالات روانی
psychopaysical روانی- فیزیکی
psychopharmacology داروشناسی روانی
psychosexual روانی- جنسی
psychosocial روانی- اجتماعی
psychosurgery جراحی روانی
psyho بیمار روانی
sociopsychological اجتماعی- روانی
stream of consciousness تسلسل روانی
versatility روانی مهارت
psychological space فضای روانی
psychological scale مقیاس روانی
psychic blindness نابینایی روانی
psychic deafness ناشنوایی روانی
psychic energy نیروی روانی
psychic secretion تراوش روانی
psychodiagnosis تشخیص روانی
psychogenesis پدیدایی روانی
psychognosis شناخت روانی
psychograph نمودار روانی
psycholepsis افت روانی
psycholepsy افت روانی
psychological environment محیط روانی
psychological factors عوامل روانی
psychological field میدان روانی
psychological operations عملیات روانی
psychic trauma اسیب روانی
nervous breakdown درماندگی روانی [پزشکی]
psychopathology اسیب شناسی روانی
psychopathologist اسیب شناس روانی
to speak with f. به روانی سخن گفتن
psychonomics محیط شناسی روانی
psychomotor retardation کندی روانی- حرکتی
nervous breakdown واماندگی روانی [پزشکی]
psychosomatic disease بیماری روانی- تنی
stressable <adj.> فشار روانی پذیر
psychomotor tests ازمونهای روانی- حرکتی
stress tolerance تحمل فشار روانی
reflux condenser چگالنده باز روانی
reflux column ستون باز روانی
nervous breakdown ناتوانی روانی [پزشکی]
reagent موضوع ازمایش روانی
psychotherapeutic وابسته بدرمان روانی
viscosity ناروانی کند روانی
psychomotor agitation بیقراری روانی- حرکتی
psychodrama نقش گزاری روانی
psychodiagnostics ابزارهای تشخیص روانی
psychic determinism علیت گرایی روانی
psychasthenia خستگی روانی بی تصیمی
psi ability توانایی فرا روانی
psychodynamics پویش شناسی روانی
psychogalvanic response پاسخ گالوانیکی- روانی
psychognosis مطالعه عمیق روانی
psychognosy مطالعه عمیق روانی
psychologism پیروی از اصول روانی
psychopathology علم اسیب شناسی روانی
post traumatic stress disorder اختلال فشار روانی پس اسیبی
psychognosy تحقیقات روانی روان پژوهش
psychomotor stimulant داروی محرک روانی- حرکتی
psychognosis تحقیقات روانی روان پژوهش
psychoneural parallelism توازی نگری روانی- عصبی
psychoneurosis ناراحتی روانی در اثر حالت عصبی
psychergograph دستگاه اندازه گیری کار روانی
schizoid مبتلا به اختلال روانی وجنون گوشه گیری
psychanalyze بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
psychosurgery جراحی مغز جهت درمان بیماری روانی
How does he [she] tick? او [مرد ] [زن] چطور [از نظر روانی] عمل میکند؟
Hard architecture [ساختمان محکم، غیر شخصی و بدون پنجره که معمولا زندان ها و بیمارستان های روانی به این سبک ساخته می شده است.]
psychbiology علم مطالعه ارتباط میان روانشناسی وزیست شناسی زیست شناسی روانی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com