Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 218 (6 milliseconds)
English
Persian
eat one's words
<idiom>
حرف خود قدرت دادن
Search result with all words
yield
قدرت انفجار گلوله تسلیم شدن پس دادن
yielded
قدرت انفجار گلوله تسلیم شدن پس دادن
yields
قدرت انفجار گلوله تسلیم شدن پس دادن
revitalised
قدرت و زندگی تازه دادن
revitalises
قدرت و زندگی تازه دادن
revitalising
قدرت و زندگی تازه دادن
revitalize
قدرت و زندگی تازه دادن
revitalized
قدرت و زندگی تازه دادن
revitalizes
قدرت و زندگی تازه دادن
revitalizing
قدرت و زندگی تازه دادن
empower
صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowered
صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowering
صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowers
صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
ground resolution
قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
turboshaft
توربین گاز برای دادن قدرت به شفت
to empower somebody
به کسی قدرت
[روحی]
دادن
Other Matches
creativeness
قدرت خلاقه قدرت ابداع
dictatorship of proletariat
اصطلاحی است که بوسیله کارل مارکس برای توصیف مرحلهای از سوسیالیسم بکار برده شد .در این مرحله طبقه بورژوا یا سرمایه داران قدرت را از دست می دهند و کارگران قدرت را دراختیار می گیرند .
countervailing power
قدرت یک گروه که در واکنش به قدرت گروه دیگر بوجود می اید
authoritarainism
نقطه مقابل اندیویدوالیسم و عبارت ازحکومتی است که در ان ازادی فردی به طور کامل تحت الشعاع قدرت دولت قرار گیرد. قدرت دولت معمولا در گروه کوچکی از پیشوایان متمرکز ومتجلی میشود
gradient circuit
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
radar discrimination
قدرت تجزیه و تحلیل هدفهای مختلف از روی صفحه رادار قدرت قرائت هدف از روی صفحه رادار
reduces
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reducing
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduce
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
vigour
قدرت
strenght
قدرت
power takeoff
قدرت
posse
قدرت
power
قدرت
inauthoritative
بی قدرت
nerve
قدرت
vis
قدرت
vim
قدرت
vigor
قدرت
godown
قدرت
commanding
با قدرت
nerves
قدرت
tensions
قدرت
sovereignty
قدرت
tension
قدرت
powered
قدرت
will power
<idiom>
قدرت
abilities
قدرت
authority
قدرت
ability
قدرت
strong arm
قدرت
strong-arm
قدرت
strength
قدرت
posses
قدرت
strengths
قدرت
powering
قدرت
potency
قدرت
force
قدرت
powers
قدرت
forcing
قدرت
forces
قدرت
capability
قدرت
energy
قدرت
energies
قدرت
might
قدرت
zing
قدرت
full
تمام قدرت
power switch
کلید قدرت
omnipotence
قدرت تام
omnipotence
قدرت مطلق
resolution
قدرت تشخیص
explosive energy
قدرت انفجار
detection range
قدرت اکتشافی
on
در اوج قدرت
acidity
قدرت اسیدی
leverage
قدرت نفوذ
prepotence
قدرت کامل
magnitude
شدت قدرت
solvency
قدرت حلالپوشی
power
قدرت نیرو
great power
کشور با قدرت
input power
قدرت ورودی
heavy current circuit breaker
کلید قدرت
destructivity
قدرت تخریب
detectability
قدرت اشکارسازی
diagonal power
قدرت قطری
cogency
قدرت عقیده
resolutions
قدرت تشخیص
dielectric power
قدرت دی الکتریکی
stock-cars
قدرت و دوام
driving power
قدرت محرکه
fullest
تمام قدرت
social power
قدرت اجتماعی
economic power
قدرت اقتصادی
high power engine
موتورپر قدرت
economic potential
قدرت اقتصادی
emissive power
قدرت صدور
source of power
منبع قدرت
high power microscope
میکروسکوپ پر قدرت
scepter
قدرت یا اقتدارسلطنتی
puissance
توان قدرت
dielectric strength
قدرت دی الکتریک
low power transistor
ترانزیستور با قدرت کم ترانزیستور کم قدرت
effective power
قدرت موثر
combat power
قدرت رزمی
receptivity
قدرت پذیرش
sea power
قدرت بحری
increase of power
افزایش قدرت
hiding power
قدرت پوشش
low power stage
طبقه کم قدرت
seapower
قدرت دریایی
resolving power
قدرت تفکیک
discourses
قدرت استقلال
rating plate
پلاک قدرت
gripping power
قدرت مهارکنندگی
high power transformer
ترانسفورماتور قدرت
ionic strength
قدرت یونی
purchasing power
قدرت خرید
stock car
قدرت و دوام
stock-car
قدرت و دوام
prepotency
قدرت کامل
engine power
قدرت موتور
engine performance
قدرت موتور
scattering power
قدرت پراکندگی
discourse
قدرت استقلال
superpower
ابر قدرت
superpowers
ابر قدرت
high power transistor
ترانزیستور قدرت
the finger of god
قدرت خدا
high powerd money
پول پر قدرت
authoritarianism
قدرت طلبی
heam yoei vooly
تئوری قدرت
explosive force
قدرت انفجار
power consumption
مصرف قدرت
rod
میله قدرت
creativity
قدرت خلاقه
creativity
قدرت ابداع
basicity
قدرت بازی
posse
قدرت قانونی
powering
قدرت نیرو
voltage source
منبع قدرت
bearing capacity
قدرت تحمل
monopoly power
قدرت انحصاری
pi accepting
قدرت پی پذیری
authority symbol
نماد قدرت
authority figure
مظهر قدرت
power cable
کابل قدرت
strenght
قدرت شدت
will-power
قدرت اراده
staying power
طاقت قدرت
palgwe
فوق قدرت
firepower
قدرت شلیک
like a ton of bricks
<idiom>
به شدت یا با قدرت
fluxing power
قدرت سیلان
super power
ابر قدرت
imperium
قدرت مطلقه
can
قدرت داشتن
circuit breaking capacity
قدرت قطع
powers
قدرت نیرو
enterprise
قدرت اقدام
enterprises
قدرت اقدام
cans
قدرت داشتن
conveying capacity
قدرت انتقال
countervailing power
قدرت همسنگ
generator output
قدرت مولد
heaven
قدرت پروردگار
world power
قدرت جهانی
world power
قدرت دنیوی
benumb
بی قدرت کردن
will to power
قدرت خواهی
horse power
قدرت اسب
rods
میله قدرت
retentivity
قدرت نگهداری
bond strength
قدرت پیوند
canning
قدرت داشتن
heavens
قدرت پروردگار
power dissipation
اتلاف قدرت
reflecting power
قدرت انعکاس
refractive power
قدرت شکست
cutting capacity
قدرت برش
sight
قدرت دید
fasces
قدرت مجازات
sights
قدرت دید
power test
ازمون قدرت
power source
منبع قدرت
accelerating power
قدرت شتاب
cutting power
قدرت برش
power failure
قطع قدرت
power supplay
منبع قدرت
power structure
ساخت قدرت
saber rattling
قدرت نمایی
adhesive stress
قدرت چسبندگی
damping power
قدرت میرایی
hands
قدرت توپگیری
power failures
قطع قدرت
power stroke
مرحله قدرت
power outege
قطع قدرت
power transmission
انتقال قدرت
power distribution
پخش قدرت
fire power
قدرت اتش
authority
مرجع قدرت
useful power
قدرت مفید
deglutition
قدرت بلع
posses
قدرت قانونی
fire power
قدرت تیراندازی
power function
تابع قدرت
power factor
ضریب قدرت
power loss
تلف قدرت
authoritarians
قدرت طلب
absorbency
قدرت جذب
dynamism
قدرت تحرک
almightiness
قدرت کامل
absorption power
قدرت جذب
powered
قدرت نیرو
power loss
گمگشتگی قدرت
authoritarian
قدرت طلب
payout
قدرت کار دستگاه
intermediate power transistor
ترانزیستور با قدرت متوسط
payouts
قدرت کار دستگاه
great power
قدرت بزرگ جهانی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com