Total search result: 185 (9 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
pi |
حرف شانزدهم الفبای یونانی عدد هشتاد |
|
|
Other Matches |
|
P, p (P's, p's) |
حرف شانزدهم الفبای انگلیسی |
epsilon |
پنجمین حرف الفبای یونانی |
nu |
سیزدهمین حرف الفبای یونانی |
lambda |
یازدهمین حرف الفبای یونانی |
mu |
حرف دوازدهم الفبای یونانی |
omega |
اخرین حرف الفبای یونانی |
alphas |
حرف اول الفبای یونانی |
alpha |
حرف اول الفبای یونانی |
gamma |
حرف سوم الفبای یونانی |
betas |
دومین حرف الفبای یونانی |
gammas |
حرف سوم الفبای یونانی |
beta |
دومین حرف الفبای یونانی |
iota |
حرف نهم الفبای یونانی نقطه |
upsilon |
نام حرف بیستم الفبای یونانی که بدین شکل |
kappa |
حرف دهم الفبای یونانی که معادل حرف >کاف < فارسی وK انگلیسی است |
grecism |
طرز یونانی فرهنگ یونانی |
hellenism |
یونانی مابی اداب یونانی |
sixteenth note |
نت یک شانزدهم |
semiquavers |
نت یک شانزدهم |
semiquaver |
نت یک شانزدهم |
sixteenth |
شانزدهم |
ninescore |
سد و هشتاد |
eighties |
هشتاد |
eighty |
هشتاد |
fourscore |
هشتاد |
cinquecento |
قرن شانزدهم |
octogenarians |
هشتاد ساله |
octogenarian |
هشتاد ساله |
fourscore |
هشتاد سال |
eighty column card |
کارت هشتاد ستونی |
eighty lashes |
هشتاد ضربه شلاق |
septuagenarian |
بین هفتادتا هشتاد سالگی |
the r. |
مذهبی درسده شانزدهم میلادی برای اصطلاح کلیسای رم |
Chelsea carpet |
فرش های با نقش لهستانی مربوط به قرن شانزدهم میلادی |
hellenize |
یونانی کردن یونانی ماب کردن |
eighty track disk |
دیسک فرمت شده برای شامل شدن هشتاد شیار |
Cinquecento |
[واژه ای که در قرن شانزدهم ایتالیا در هنر و معماری رنسانس بکار می رفته است.] |
circular carpet |
قالی مدور یا دایره ای شکل که قدیمی ترین آن مربوط به قرن شانزدهم میلادی می باشد |
Greeks |
یونانی |
grecian |
یونانی |
pythagorean |
یونانی |
Greek |
یونانی |
manual alphabet |
الفبای انگشتی |
phonetic alphabet |
الفبای صوتی |
telegraphic alphabet |
الفبای تلگراف |
deaf and dumb alphabet |
الفبای کروگنگ |
phonetic alphabet |
الفبای مکالماتی |
futhorc |
الفبای فوتارک |
telegraph alphabet |
الفبای تلگراف |
Roman alphabet |
الفبای لاتین |
finger alphabet |
الفبای انگشتی |
embossed alphabet |
الفبای برجسته |
hellene |
یونانی خالص |
hellenism |
اصطلاح یونانی |
aphrodite |
ونوس یونانی |
hellenization |
یونانی شدن |
labyrinthine fret |
نقش یونانی |
key pattern |
زبانه یونانی |
larchagaric |
اگاریکون یونانی |
key pattern |
زنجیره یونانی |
Greek architecture |
معماری یونانی |
greek text |
متن یونانی |
greek gift |
هدیه یونانی |
pyrrhonism |
فلسفه یونانی |
poison hemlock |
شوکران یونانی |
graecism |
اصطلاح یونانی |
graecism |
فرهنگ یونانی |
phihellenic |
یونانی دوست |
grecize |
یونانی وارکردن |
grecism |
اصطلاح یونانی |
IPA |
الفبای آوانگار بینالمللی |
five unit code |
الفبای پنج گانه |
phonetic alphabet |
الفبای صوتی یا اوایی |
dragon design |
طرح اژدها [در فرش های چین که مظهر قدرت امپراتور است. این طرح را به قرن شانزدهم میلادی نسبت داده و بعضی ریشه آن را کرمان می دانند.] |
acephalo |
پیشوندیست یونانی بمعنی |
crepidoma |
سکو [در ساختمان یونانی] |
mu |
نام حرف یونانی |
solon |
سولن مقنن یونانی |
phi |
حرف ف درالفبا یونانی |
grecize |
یونانی ماب کردن |
greed orthodox |
کلیسای ارتدکس یونانی |
lambdoidal |
حرف لام در یونانی |
he has small greek |
کمی یونانی میداند |
planform |
قهرمان یونانی جنگ تروا |
he is of greek origin |
اصلا یونانی است |
he is of greek origin |
اصلش یونانی است |
O, o (O's, o's) |
حرف پانردهم الفبای انگلیسی |
C, c (C's, c's) |
حرف سوم الفبای انگلیسی |
B, b (B's, b's) |
حرف دوم الفبای انگلیسی |
D, d (D's, d's) |
حرف چهارم الفبای انگلیسی |
F, f (F's, f's) |
حرف ششم الفبای انگلیسی |
s |
نوزدهمین حرف الفبای انگلیسی |
qoph |
نوزدهمین حرف الفبای عبری |
G, g (G's, g's) |
حرف هفتم الفبای انگلیسی |
T, t (T's, t's) |
حرف بیستم الفبای انگلیسی |
A, a (A's, a's) |
حرف اول الفبای انگلیسی |
N, n (N's, n's) |
حرف چهاردهم الفبای انگلیسی |
L, l (L's, l's) |
حرف دوازدهم الفبای انگلیسی |
M, m (M's, m's) |
حرف سیزدهم الفبای انگلیسی |
Q, q (Q's, q's) |
حرف هفدهم الفبای انگلیسی |
I |
نهمین حرف الفبای انگلیسی |
R, r (R's, r's) |
حرف هجدهم الفبای انگلیسی |
J, j (J's, j's) |
حرف دهم الفبای انگلیسی |
I, i (I's, i's) |
حرف نهم الفبای انگلیسی |
S, s (S's, s's) |
حرف نوزدهم الفبای انگلیسی |
H, h (H's, h's) |
حرف هشتم الفبای انگلیسی |
q |
هفدهمین حرف الفبای انگلیسی |
f |
ششمین حرف الفبای انگلیسی |
j |
دهمین حرف الفبای انگلیسی |
d |
حرف چهارم الفبای انگلیسی |
e |
پنجمین حرف الفبای انگلیسی |
h |
هشتمین حرف الفبای انگلیسی |
l |
دوازدهمین حرف الفبای انگلیسی |
m |
سیزدهمین حرف الفبای انگلیسی |
k |
یازدهمین حرف الفبای انگلیسی |
n |
چهاردهمین حرف الفبای انگلیسی |
K, k (K's, k's) |
حرف یازدهم الفبای انگلیسی |
o |
پانزدهمین حرف الفبای انگلیسی |
g |
حرف هفتم الفبای انگلیسی |
E, e (E's, e's) |
حرف پنجم الفبای انگلیسی |
erato |
غزل و شعر عشقی یونانی |
delta |
حرف چهارم زبان یونانی |
epicurus |
نام فیلسوف یونانی که معتقد |
grecize |
یونانی ماب یایونانی وارشدن |
greco |
پیشوند بمعنی یونان و یونانی |
zeus |
زاوش رئیس خدایان یونانی |
ajax |
قهرمان یونانی جنگ تروا |
hellenistic |
وابسته به کلیمیهای یونانی حرف زن |
ihs |
مخفف کلمه یونانی عیسی |
hippodrome |
[میدان اسب دوانی یونانی] |
theseus |
قهرمان یونانی فاتح امازون ها |
deltas |
حرف چهارم زبان یونانی |
tenuis |
علامت مکث و وقفه در یونانی |
choragic |
[مطعلق به رهبران کر دسته یونانی] |
sapphic |
وابسته بشاعره یونانی "سافو" |
W, w (W's, w's) |
حرف بیستو سوم الفبای انگلیسی |
U, u (U's, u's) |
حرف بیست و یکم الفبای انگلیسی |
X, x (X's, x's) |
حرف بیستو چهارم الفبای انگلیسی |
Y, y (Y's, y's) |
حرف بیستو پنجم الفبای انگلیسی |
Z, z (Z's, z's) |
حرف بیستو ششم الفبای انگلیسی |
V, v (V's, v's) |
حرف بیستو دوم الفبای انگلیسی |
p |
شانزدهمین حرف الفبای زبان انگلیسی |
u |
بیست و یکمین حرف الفبای انگلیسی |
x |
حرف بیست و چهارم الفبای انگلیسی |
v |
حرف بیست و دوم الفبای انگلیسی |
w |
بیست و سومین حرف الفبای انگلیسی |
og |
الفبای پیشین و ایرلندی که 02 حرف داشت |
y |
بیست و پنجمین حرف الفبای انگلیسی |
i , i |
حرف نهم الفبای انگلیسی برابر با |
Deinocrates |
[معماری وابسته به کلیمی های یونانی] |
etacism |
تلفظ e یونانی مانند a انگلیسی در emal |
greek cross |
صلیب یا چلیپای یونانی بدین شکل + |
eros |
نام دارگونه عشق درافسانههای یونانی |
b |
دومین حرف الفبای انگلیسی که ازحروف بی صداست |
uncial |
وابسته بحروف الفبای قدیم یونان و روم |
z |
بیست و ششمین و اخرین حرف الفبای انگلیسی |
ulysses |
اولیسزقهرمان حماسه اودیسه منسوب به هومرشاعرنابینای یونانی |
klepht |
یونانی ای که پس ازفتح یونان ....نگاه میداشت راهزن |
post classical |
در باب ادبیات یونانی ورومی گفته میشود |
AC |
و نیز پسوندی است لاتینی یا یونانی معادل -ieمانند |
ionian |
وابسته به مستعمره یونانی در کرانه باختر اسیای صغیر |
septuagint |
ترجمه یونانی توریه بدست 07تن درزمان بطلیموس |
Oedipus |
ادیپوس [افسانه یونانی] [پدرش را کشت و با مادرش ازدواج کرد] |
Chrismon |
[حرف اول اسم مقدس از سه واژه ی یونانی به نام مسیح] |
tetr |
پیشوندیست مشتق از کلمه یونانی بمعنی چهارودارای چهارقسمت واربعه |
u |
جانشینی برای حرف یونانی "mu" به معنای میکرو یاریز میباشد |
achromato |
کلمات پیشوندی است یونانی مشتق از کلمهء achromatos بمعنی |
achromat |
کلمات پیشوندی است یونانی مشتق از کلمهء achromatos بمعنی |
prostyle |
ایوان پرستش گاههای یونانی که چهار ستون بیشتر نداشت |
tetra |
پیشوندیست مشتق ازکلمه یونانی بمعنی چهارودارای چهارقسمت واربعه |
morse alphabet or code |
الفبای خط و نقطه که شخصی بنام morse برای تلگراف اختراع کرد |
gradus |
فرهنگ نظم ونثر لاتین و یونانی که سابقادر انگلستان تدریس میشده |
c |
سومین حرف الفبای انگلیسی و غالب السنه غربی هرچیزی درمرتبه سوم |
logographer |
مورخ نثر نویس یونانی پیش از زمان herodotusیونانی که پیشه اش نطق بود |
Greek Revival |
[سبک احیای معماری یونانی که دقیقا کپی از نقش و نگارهای باستانی بود.] |
Symbol font |
نوع نوشتار Trve Type در ویندوز که حاوی تمام نشانه ها و حروف یونانی است |
cloud band border |
[حاشیه ترکیبی از شکل نعل اسب و ابر آسمان بصورت امواج و شکل اس لاتین که کل فضای حاشیه را پر می کند . این طرح در قالی بافته شده در قرن شانزدهم میلادی در ایران نیز مشاهده شده است.] |
odyssey |
قطعه منظوم رزمی منسوب به هومر شاعر یونانی حاوی شرح مسافرتهای پر حادثه "ادیسه " |
odysseys |
قطعه منظوم رزمی منسوب به هومر شاعر یونانی حاوی شرح مسافرتهای پر حادثه "ادیسه " |
ABC |
سه حرف اول الفبای انگلیسی که نماینده حروف الفبا است الفبا |
t |
بیستمین حرف الفبای انگلیسی هر چیزی شبیه حرف T |
pleiades |
هفت دختراطلس که طبق روایات یونانی تبدیل به هفت ستاره شدند پروین |
r |
حرف " ر" هیجدهمین حرف الفبای انگلیسی |
Anatolia |
منطقه آناتولی که بین دریای سیاه و دریای مدیترانه قرار داشته و یکی از مراکز عمده قالیبافی ترکی، کردی، ارمنی و یونانی است. بیشتر به بافت فرش با گره ترکی معروف بوده و به دوران سلجوقیان باز می گردد. |