Total search result: 301 (15 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
liquid consonants |
حروف نرم |
|
|
Search result with all words |
|
byte |
پتروکل ارتباطات که داده رابه صورت حروف و نه رشتههای بیتی ارسال میکند |
bytes |
پتروکل ارتباطات که داده رابه صورت حروف و نه رشتههای بیتی ارسال میکند |
alignment |
فضادهی و سطح بندی مناسب حروف چاپ شده |
alignments |
فضادهی و سطح بندی مناسب حروف چاپ شده |
write |
وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد |
writes |
وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد |
field |
مجموعه حروف برای مشخص کردن یک فیلد یا محل آن |
field |
تعداد حروف که در یک فیلد میتواند باشد |
fielded |
مجموعه حروف برای مشخص کردن یک فیلد یا محل آن |
fielded |
تعداد حروف که در یک فیلد میتواند باشد |
fields |
مجموعه حروف برای مشخص کردن یک فیلد یا محل آن |
fields |
تعداد حروف که در یک فیلد میتواند باشد |
controller |
وسیلهای که حروف یا کد گرافیکی و دستورات را می پذیرد و آنها را به یک الگوی -dot matix تبدیل میکند که روی صفحه نمایش نشان داده می شوند |
controllers |
وسیلهای که حروف یا کد گرافیکی و دستورات را می پذیرد و آنها را به یک الگوی -dot matix تبدیل میکند که روی صفحه نمایش نشان داده می شوند |
file |
به صورت رکوردهای جداگانه که حاوی داده به حروف , ارقام و گرافیک است |
filed |
به صورت رکوردهای جداگانه که حاوی داده به حروف , ارقام و گرافیک است |
fully |
حروف ایجاد شده توسط چاپگر در یک عمل |
card |
ترکیبی از سوراخهای پانچ شده که معرف حروف روی پانچ کارت است |
card |
روشی که در آن سطرها و ستون ها طوری مرتب می شوند که نشان دهنده فیلدهای دادهای و حروف در کارت پانچ باشند |
cards |
ترکیبی از سوراخهای پانچ شده که معرف حروف روی پانچ کارت است |
cards |
روشی که در آن سطرها و ستون ها طوری مرتب می شوند که نشان دهنده فیلدهای دادهای و حروف در کارت پانچ باشند |
matrix |
چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود |
matrixes |
چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود |
tag |
حروف شناسایی فایل یا یک موضوع |
tags |
حروف شناسایی فایل یا یک موضوع |
row |
1-خط حروف چاپ شده یا نمایش داده شده . 2- خط افقی در کارت پانچ , اعداد در ردیفها نمایش داده می شوند و نه در ستونها. هر ورودی با یک ردیف نقط ه جدا می شوند |
rowed |
1-خط حروف چاپ شده یا نمایش داده شده . 2- خط افقی در کارت پانچ , اعداد در ردیفها نمایش داده می شوند و نه در ستونها. هر ورودی با یک ردیف نقط ه جدا می شوند |
rows |
1-خط حروف چاپ شده یا نمایش داده شده . 2- خط افقی در کارت پانچ , اعداد در ردیفها نمایش داده می شوند و نه در ستونها. هر ورودی با یک ردیف نقط ه جدا می شوند |
string |
بخشی از حافظه که رشتههای حروف الفبا عددی در آن ذخیره شده اند |
string |
متغیر در زبان کامپیوتری که میتواند شامل حروف الفبا- عددی و نیز اعداد باشد |
string |
تعداد حروف یک رشته |
string |
فضای ذخیره سازی برای مجموعهای از حروف الفبا- عددی |
string |
سری از حروف به ترتیب الفبا- عددی یا کلمات که تغییر کرده اند و به عنوان واحد مجزا درکامپیوتر به کار می روند |
pitch |
تعداد حروف کم در یک اینچ از خط جا می شوند |
pitch |
وقتی که حروف در فضای مجزا نوشته شوند. |
pitches |
تعداد حروف کم در یک اینچ از خط جا می شوند |
pitches |
وقتی که حروف در فضای مجزا نوشته شوند. |
graphics |
ترمینال ویدیو متن که حروف نمایش داده شده آن از محدود حروف گرافیکی و نه متن هستند |
character |
صفات ممتازه هرنوع حروف نوشتنی وچاپی |
character |
نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود |
characters |
صفات ممتازه هرنوع حروف نوشتنی وچاپی |
characters |
نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود |
area |
ناحیه از صفحه نمایش که حروف قابل نمایش اند |
areas |
ناحیه از صفحه نمایش که حروف قابل نمایش اند |
colour |
صفحه نمایشی که حروف و گرافیک ها را رنگی نشان میدهد |
colours |
صفحه نمایشی که حروف و گرافیک ها را رنگی نشان میدهد |
facsimile |
روش نمایش حروف روی صفحه کامپیوتر با کپی کردن تصاویر برنامه ریزی شده از حافظه |
facsimiles |
روش نمایش حروف روی صفحه کامپیوتر با کپی کردن تصاویر برنامه ریزی شده از حافظه |
substitution |
لیست حروف یا کدها که به جای کد دریافتی باید درج شود |
rate |
مقدار اطلاعات در هر حرف ضرب در تعداد حروف ارسالی در ثانیه |
rates |
مقدار اطلاعات در هر حرف ضرب در تعداد حروف ارسالی در ثانیه |
capitals |
کلیدی روی صفحه کلید که باعث میشود همه حروف بزرگ نوشته شوند |
capitals |
حالت بزرگ حروف |
space |
فضای خالی بین حروف یا خط ها |
spaces |
فضای خالی بین حروف یا خط ها |
block letters |
حروف جداودرشت |
shift |
کد حروف ارسالی که نشان میدهد که کد بعدی باید جابجا شود |
shift |
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر |
shifted |
کد حروف ارسالی که نشان میدهد که کد بعدی باید جابجا شود |
shifted |
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر |
shifts |
کد حروف ارسالی که نشان میدهد که کد بعدی باید جابجا شود |
shifts |
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر |
image |
[ناحیه ای از میکروفیلم یا صفحه نمایش که حروف و طرح ها قابل نمایش اند.] |
images |
ناحیهای ز میکروفیلم یا صفحه نمایش که حروف و طرح ها قابل نمایش اند |
extend |
مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها |
extending |
مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها |
extends |
مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها |
combine |
سیستم تشخیص حروف نوری کارا |
combines |
سیستم تشخیص حروف نوری کارا |
combining |
سیستم تشخیص حروف نوری کارا |
cipher |
حروف یا مهررمزی |
cipher |
مجموعه حروف واعدادی که مامورین سیاسی برای ارتباط سری با کشورخود از انها استفاده می کنندو درک مفاهیمشان بدون دردست داشتن کلید ممکن نیست |
ciphers |
حروف یا مهررمزی |
ciphers |
مجموعه حروف واعدادی که مامورین سیاسی برای ارتباط سری با کشورخود از انها استفاده می کنندو درک مفاهیمشان بدون دردست داشتن کلید ممکن نیست |
cyphers |
حروف یا مهررمزی |
cyphers |
مجموعه حروف واعدادی که مامورین سیاسی برای ارتباط سری با کشورخود از انها استفاده می کنندو درک مفاهیمشان بدون دردست داشتن کلید ممکن نیست |
array |
آرایهای که عناصرش حروف واعداد هستند |
arrays |
آرایهای که عناصرش حروف واعداد هستند |
item |
تعداد حروف و ارقام در داده |
items |
تعداد حروف و ارقام در داده |
flag |
ترتیب کد که به گیرنده اطلاع میدهد که حروف بعدی بیان کننده عملیات کنترلی است |
flags |
ترتیب کد که به گیرنده اطلاع میدهد که حروف بعدی بیان کننده عملیات کنترلی است |
right |
مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد |
righted |
مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد |
righting |
مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد |
serial |
چاپگری که حروف را یکی یکی در واحد زمان چاپ کند |
serials |
چاپگری که حروف را یکی یکی در واحد زمان چاپ کند |
internal |
نمایش حروف در یک سیستم عامل مشخص |
read |
1-نگاه کردن به حروف چاپ شده و فهمیدن آنها. 2- |
reads |
1-نگاه کردن به حروف چاپ شده و فهمیدن آنها. 2- |
check |
مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها |
checked |
مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها |
checks |
مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها |
an |
حرف a در جلو حروف صدادار و جلو حرف Hبصورت an استعمال میشود |
code |
سیستم علامتها و اعداد و حروف که فضای خاصی دارد |
optical |
وسیلهای که حروف چاپ شده یا نوشته شده را اسکن میکند و تشخیص میدهد و کد قابل خواندن ماشین تبدیل میکند برای پردازش کامپیوتر |
optical |
فرآیندی که اجازه میدهد حروف چاپی یا نوشته شده به صورت نوری تشخیص داده شوند و به کد قابل خواندن توسط ماشین تبدیل شوند که وارد کامپیوتر می شوند به کمک حرف خوان نوری |
edit |
ترتیبی از حروف یا کلیدها که باید انتخاب شوند تا تابعی یا ویرایشگری فعال شود |
edited |
ترتیبی از حروف یا کلیدها که باید انتخاب شوند تا تابعی یا ویرایشگری فعال شود |
self- |
سیستمم کد گذاری حروف خطا یا نامناسب را تشخیص دهد ولی نمیتواند ترمیم کند |
Other Matches |
|
readout |
وسیله نمایش که با نوشتن حروف جدید حروف قبلی را پاک میکند |
block letter |
حروف درشت وسیاه نوعی حروف بدون زیر وزبر |
self- |
سیستم کد گذاری حروف که میتواند حروف خطا یا نامناسب را تشخیص و ترمیم کند |
Linotype |
ماشین حروف ریزی که سطرسطر حروف را میریزد وسطرسطر برای چاپ اماده میکند |
separated |
حروف نمایش داده شده که تمام متریس حروف را نمیگیرند و فضایی در این بین می ماند |
separate |
حروف نمایش داده شده که تمام متریس حروف را نمیگیرند و فضایی در این بین می ماند |
separates |
حروف نمایش داده شده که تمام متریس حروف را نمیگیرند و فضایی در این بین می ماند |
inferior figures |
حروف یا اعداد کوچکتر که پایین حروف معمولی نوشته می شوند که در فرمولهای ریاضی و شیمی به کار می روند. |
shift keys |
که تابع دوم کلیدها را ایجاد میکند, مصل مجموعه حروف دیگر , با تغییر دادن خروجی به صورت حروف بزرگ |
shift key |
که تابع دوم کلیدها را ایجاد میکند, مصل مجموعه حروف دیگر , با تغییر دادن خروجی به صورت حروف بزرگ |
monotype |
ماشین حروف ریزی و حروف چینی |
normalises |
تبدیل حروف به حروف بزرگ یا کوچک |
normalize |
تبدیل حروف به حروف بزرگ یا کوچک |
normalised |
تبدیل حروف به حروف بزرگ یا کوچک |
normalizes |
تبدیل حروف به حروف بزرگ یا کوچک |
normalising |
تبدیل حروف به حروف بزرگ یا کوچک |
user |
حروف ایجاد شده توسط کاربر که به مجموعه حروف استاندارد افزوده شده است |
users |
حروف ایجاد شده توسط کاربر که به مجموعه حروف استاندارد افزوده شده است |
typed |
حروف چاپی حروف چاپ |
case |
حروف بزرگ یا حروف معمولی |
type |
حروف چاپی حروف چاپ |
types |
حروف چاپی حروف چاپ |
cases |
حروف بزرگ یا حروف معمولی |
non destructive cursor |
صفحه نمایش که حروف پیشین را هنگام نمایش حروف جدید برگرداند |
spoonerism |
اشتباه در تلفظ حروف تعویض حروف در تلفظ برحسب تصادف |
NDR |
سیستم نمایش که حروف قبلی را هنگام نمایش حروف جدید نمایش میدهد |
italic |
حروف یک وری حروف کج |
syllabary |
حروف تهجی مخابراتی حروف رمز تهجی |
italic |
حروف خوابیده |
letter founder |
حروف ریز |
type size |
اندازه حروف |
boldface |
حروف ضخیم |
brevier |
حروف 8 پوند |
dead type |
حروف پخشی |
great primer |
حروف 81 پونط |
double pica |
حروف 42 پونط |
boldface |
حروف سیاه |
aspirants |
حروف حلقی |
type setting |
حروف چینی |
composing |
حروف چینی |
hieroglyphs |
حروف تصویری |
hieroglyph |
حروف تصویری |
upper case |
حروف بزرگ |
caps |
حروف بزرگ |
aspirant |
حروف حلقی |
lettering |
حروف گذاری |
per |
حروف اضافه |
abbreviated letters |
حروف مقطعه |
typefaces |
سبک حروف |
typefaces |
طرح حروف |
typeface |
سبک حروف |
typeface |
طرح حروف |
lower case |
حروف کوچک |
letter quality printer |
چاپگرکیفیت حروف |
weak letters |
حروف عله |
nassal letters |
حروف غنه |
nassal letters |
حروف تو دماغی |
pica |
حروف پیکا |
red letter |
با حروف قرمز |
serif |
زواید حروف |
stenograph |
الگوی حروف |
type face |
طرح حروف |
type font |
خانواده حروف |
type setter |
حروف چین |
typesetting |
حروف چینی |
letter shift |
مبدله حروف |
mall pica |
حروف 11 پونط |
metaplasm |
قلب حروف |
long primer |
حروف 01 پونط |
metathesis |
قلب حروف |
letters shift ltrs |
مبدله حروف |
italiacize |
با حروف خوابیده نوشتن |
alphabeticaily |
بترتیب حروف تهجی |
width |
تعداد حروف در یک صفحه یا خط |
was grinted in large t. |
با حروف درشت چاب |
ablaut |
قلب حروف هجایی |
small print |
حروف چاپی ریز |
vowelize |
حروف صداداربکار بردن |
Roman |
لاتین حروف رومی |
Romans |
لاتین حروف رومی |
alphabetically |
به ترتیب حروف الفبا |
type metal |
فلز حروف ریزی |
lingual letters or linguals |
حروف زبانی یا ذولقی |
typal |
شبیه حروف چاپی |
alphabetically |
به ترتیب حروف تهجی |
caps |
حالت بزرگ حروف |
cap height |
ارتفاع حروف بزرگ |
capitalization |
نوشتن با حروف بزرگ |
composing stick |
قالب حروف چینی |
computer typesetting |
حروف چینی کامپیوتری |
consonantal |
وابسته به حروف بی صدا |
ideographs |
حروف اندیشه نگاری |
cypher |
حروف یامهر رمزی |
dead type |
حروف پخش کردن |
evocative typeface |
نوعی طرح حروف |
bold faced type |
حروف سیاه برجسته |
evocative typeface |
طرح حروف یادگاری |
automatic typesetting |
حروف چینی خودکار |
alphabetical order |
به ترتیب حروف الفبا |
sanse serif |
حروف بدون زائده |
planer |
تخته حروف کوب |
raised type |
حروف برجسته برای |
setters |
جواهر نشان حروف چین |
prints |
حروف جوهری روی کاغذ |
setter |
جواهر نشان حروف چین |
old-style |
حروف باریک و خمیده به جلو |
grapheme |
یکی از حروف الفباء نویسه |
desender |
قسمت پایین حروف کوچک |
multigraph |
ماشین حروف چینی و چاپ |
cryptologic |
رمزشناسی معانی حروف رمز |
built in fonts |
شکل حروف تعبیه شده |
my initials are s.h |
یانخستین حروف نام من س-ح است |
ascender |
قسمت بالای حروف کوچک |
repositional |
با حروف اضافه اغاز شده |
sanse serif |
طرح حروف بدون زوائد |
alphanumeric |
حروف روی و اعداد عربی |
alphabet code flag |
پرده مخابره حروف یا اعداد |
small letters |
حروف کوچک چون bوa |
spelling checker |
کنترل کننده حروف لغات |
test element |
حروف و اعداد ازمایش مدار |
the types are inked over |
در چاپخانه حروف را مرکب می زنند |
Gothic |
حروف سیاه قلم المانی |
velarize |
حروف را از کام تلفظ کردن |
italicize |
با حروف یکبری یا خوابیده نوشتن |
printed |
حروف جوهری روی کاغذ |
print |
حروف جوهری روی کاغذ |
lengths |
تعداد حروف ذخیره شده در یک فیلد |
length |
تعداد حروف ذخیره شده در یک فیلد |
alphabetic character set |
رشتهای که فقط حروف الفبا را دارد |
to page up type |
حروف چیده را صفخه بندی کردن |
key card |
کارت اصلی حروف رمز کامپیوتر |
alphabetize |
قرار دادن به ترتیب حروف الفبا |
alphameric |
مرتب کردن حروف و اعدادبترتیب تقدم |
alphameric sequence |
ترکیب حروف و اعداد بترتیب توالی |
ascii |
حروف و اعداد با کد اسکی بین 0 و721 |
phonrtic drill |
مشتق تلفظ ازروی صدای حروف |
block letter |
چاپ نوعی حروف چوبی وبزرگ |
pressmark |
حروف رمزی مشخصه کتب کتابخانه |
fount |
مجموعه حروف یک شکل دیسک اندازه |
fount |
یکدست حروف هم شکل وهم اندازه |
columns |
چاپگری که بیشترین پهنای خط از حروف را دارد |
column |
چاپگری که بیشترین پهنای خط از حروف را دارد |
typograph |
ماشین حروف ریزی وحروف چینی |
fine print |
متن چاپ شده با حروف ریز |
wac |
حروف اول کلمات armycorps s"women |
cases |
کلیدی که حروف را از بزرگ به کوچک تبدیل میکند |
length |
تعداد حروف یا بایتها در یک فایل ذخیره شده |
length |
تعداد حروف عکس برای شناسایی فایل |
length |
تعداد رکوردها یا فیلدها یا حروف در یک بلاک داده |
descender |
قسمتی از حروف کوچک که پایین تر از خط شروع می شوند |
lengths |
تعداد حروف یا بایتها در یک فایل ذخیره شده |
lengths |
تعداد رکوردها یا فیلدها یا حروف در یک بلاک داده |
italic |
نوعی نوشتار حروف به راست خم شده اند |
apostrophe |
درجمع بستن اعداد یا حروف منفرد مثل s"S و s"7 |
graffito |
حروف یا تصاویری که بردیوار نوشته شده باشد |
ebcdic |
سیستم کد گذاری حروف دودویی هشت بیتی |
Dingbat |
نشانه . تصویر و طراحی به جای حروف است |
columns |
مجموعهای از حروف که یک زیر دیگر چاپ میشود |
chains |
چاپگری که حروف آن به ترتیب پشت سر هم قرار دارند |
chain |
چاپگری که حروف آن به ترتیب پشت سر هم قرار دارند |
lengths |
تعداد حروف عکس برای شناسایی فایل |
types |
متغیری که فقط حروف الفبا عددی را می پذیرد |
apostrophes |
درجمع بستن اعداد یا حروف منفرد مثل s"S و s"7 |
texts |
حروف الفبا عددی برای ارسال اطلاعات |
acrology |
مبحث شناسایی ریشه واشتقاق حروف الفباء |
text |
حروف الفبا عددی برای ارسال اطلاعات |
case |
کلیدی که حروف را از بزرگ به کوچک تبدیل میکند |
script |
حروف الفبا بصورت متن نمایشنامه دراوردن |
hair stroke |
خط نازک بالا یا پایین حروف نوشته یا چاپی |
shouts |
نوشتن پیام یا بیت الکترونیکی با حروف بزرگ |
shouting |
نوشتن پیام یا بیت الکترونیکی با حروف بزرگ |
shouted |
نوشتن پیام یا بیت الکترونیکی با حروف بزرگ |
shout |
نوشتن پیام یا بیت الکترونیکی با حروف بزرگ |
cypher |
[حروف بزرگ الفبا در طرح های متقارن] |
column |
مجموعهای از حروف که یک زیر دیگر چاپ میشود |
foreground |
رنگ حروف و متن روی صفحه نمایش |
typed |
متغیری که فقط حروف الفبا عددی را می پذیرد |
ascii |
حرفی که در لیست ASCII حروف قرار دارد |
type |
متغیری که فقط حروف الفبا عددی را می پذیرد |
ascii |
صفحه کلیدی که همه حروف ASC II را دارد |
alphasort |
مرتب کردن داده به ترتیب حروف الفبا |
alphanumeric |
صفحه کلیدی که شامل حروف و اعداد است |
phototypesetter |
حروف چینی نوری حروفچین تصویری تصویرپرداز |
constants |
فیلد داده که همواره همان تعداد حروف را دارد |
alphamosaic |
برای ایجاد حروف گرافیکی و الفبا عددی در تلتکس |
constant |
فیلد داده که همواره همان تعداد حروف را دارد |
bitmap |
نوشتاری که حروف آن از الگوهایی از پیکسل تشکیل شده است |
catena |
1-تعداد اعضای یک لیست زنجیری 2-مجموعهای از حروف در یک کلمه |
cpi |
تعداد حروف چاپ شده که در فضای یک اینچ جا می گیرد |
vectors |
شکل حروف در یک نوشتار رسم شده با کمک منحنی و خط وط. |
logoriph |
یکجور جدول معمایی که باقلب حروف پیدا میشود |
print |
قرار دادن حروف یا عددها در جوهر روی کاغذ |
twicer |
حروف چینی که خودش هم چاپ کننده است دو مرده |
trigraph |
حروف رمز سه گانه مربوط به کد فنی تجهیزات انفرادی |
subscript |
حرف کوچک که زیر خط بقیه حروف چاپ میشود. |
length |
کل تعداد حروف در فیلدهای مختلف در رکورد ذخیره شده |
vector |
شکل حروف در یک نوشتار رسم شده با کمک منحنی و خط وط. |
lengths |
کل تعداد حروف در فیلدهای مختلف در رکورد ذخیره شده |
liquid consonants |
حروف گنگی که صدای انها روان و نرم مینماید |
printed |
قرار دادن حروف یا عددها در جوهر روی کاغذ |