Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
froissement
حرکت بافشار
Other Matches
flush
اب را بافشار ریختن
flushing
اب را بافشار ریختن
propulsion
بجلوراندن بافشار
barometric
بافشار هوا
flushes
اب را بافشار ریختن
diffusion
تخلیه کردن بافشار
radojet
وسیله تخلیه هوا بافشار
hydromatic
دستگاهی که بافشار روغن کار میکند
pneumatic
بافشار گاز وسایلی که با فشارگاز یا هوا کار می کنند
purge valve
لوله مخصوص بیرون فرستادن اب از ماسک بافشار هوای بینی
die casting
روشی که در ان فلز مذاب بافشار هیدرولیکی به داخل قالبهایی رانده میشود
legg press
تمرین تقویت عضلههای پا بافشار دادن وزنه به بالا با پاخوابیده به پشت
pitot tube
لولهای در مسیر جریان سیال که فشار داخل ان بافشار کل محیط برابر است
differential ailerons
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
waved
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feint
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouse
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouses
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order
ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
trackball
وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
strokes
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruising
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroked
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
fish tailing
حرکت نوسانی یا تاب
[تریلر در حال حرکت]
stroking
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruised
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
move off the ball
حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
cruises
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
tapes
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
taped
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
stroke
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tape
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
transfer
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
compound motion
حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
counter clockwise
حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
transfers
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transferring
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
aberration
جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
dragged
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouses
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouse
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum
سرعت حرکت شتاب حرکت
angle of depression
میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
moving havens
مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
skulls
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
skull
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
travelling overwatch
راهپیمایی با پوشش حرکت راهپیمایی با استفاده ازمراقبت حرکت با اتش
nodes
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
node
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
bounding overwatch
حرکت خیز به خیز با پوشش حرکت با اتش و مانور
quadrature encoding
سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
stabile
بدون حرکت بی حرکت
aerodynamics
مبحث حرکت گازها و هوا علم مربوط به حرکت اجسام در گازها و هوا
angular momentum
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
rate of march
سرعت حرکت اهنگ حرکت اهنگ راهپیمایی
moment of momentum
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
convoy schedule
برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
raster
سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
hamilton's equations of motion
معادلات هامیلتونی حرکت معادلات حرکت هامیلتونی معادلات بندادی حرکت
convoy route
مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
move on
ازجای خود حرکت دادن ازجای خود حرکت کردن
power traverse
مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
k day
روز حرکت کاروان دریایی روز شروع حرکت کاروان
progressing
حرکت
stock-still
بی حرکت
traversing
حرکت
traverse
حرکت
moveless
بی حرکت
motionless
بی حرکت
maneuver
حرکت
progresses
حرکت
traverses
حرکت
animations
حرکت
traversed
حرکت
progress
حرکت
stock still
بی حرکت
locomotion
حرکت
running
در حرکت
stirabout
حرکت
statist
بی حرکت
progressed
حرکت
animation
حرکت
departure
حرکت
vapid
بی حرکت
gesturing
حرکت
frozen
بی حرکت
gestured
حرکت
gesture
حرکت
stationary
بی حرکت
stir
حرکت
stirred
حرکت
stirrings
حرکت
oi
در حرکت
on the move
در حرکت
stirs
حرکت
travel
حرکت
moved
حرکت
afloat
در حرکت
agog
در حرکت
shifts
حرکت
shifted
حرکت
shift
حرکت
demeanour
حرکت
demeanor
حرکت
behaviour
حرکت
traveled
حرکت
departures
حرکت
move
حرکت
moves
حرکت
scrolling
حرکت
otiose
بی حرکت
ambulation
حرکت
animals
حس و حرکت
animal
حس و حرکت
as you were
حرکت از نو
vowel point
حرکت
circulations
حرکت
haviour
حرکت
circulation
حرکت
immobile
بی حرکت
travels
حرکت
motion
حرکت
agoing
در حرکت
gest
حرکت
motions
حرکت
geste
حرکت
behavior
حرکت
hold still
<idiom>
بی حرکت
motioned
حرکت
stiller
بی حرکت
pat
بی حرکت
sedentary
بی حرکت
stills
بی حرکت
movement
حرکت
inert
بی حرکت
stillest
بی حرکت
pats
بی حرکت
still
بی حرکت
patted
بی حرکت
behaviuor
حرکت
square move
حرکت
patting
بی حرکت
motioning
حرکت
remotion
حرکت مجدد
rhytmic movement
حرکت موزون
actions
جنبش حرکت
roman cross
حرکت صلیبی
retrograde motion
حرکت رجعی
remotion
حرکت دوری
waggled
حرکت کردن
waggles
حرکت کردن
whir
حرکت کردن
lunging
حرکت لانژ
lunges
حرکت لانژ
lunged
حرکت لانژ
waggling
حرکت کردن
lunge
حرکت لانژ
proceeded
حرکت به جلو
proceed
حرکت به جلو
winning move
حرکت برنده
X direction
حرکت افق
wave propagation
حرکت موج
wave motion
حرکت موج
relative movement
حرکت نسبی
relative motion
حرکت نسبی
skewing
کج حرکت کردن
skew
کج حرکت کردن
upward motion
حرکت رو به بالا
whipping
حرکت شلاقی
vibrational motion
حرکت راتعاشی
voluntary movement
حرکت ارادی
whipping
حرکت ضربهای
waggle
حرکت کردن
wave motion
حرکت موجی
Y direction
حرکت عمودی
movement
حرکت دادن
sternway
حرکت بعقب
mobile
قابل حرکت
mobiles
قابل حرکت
translation
حرکت انتقالی
translations
حرکت انتقالی
to weigh anchor
حرکت کردن
sail
حرکت کردن
sailed
حرکت کردن
transitional motion
حرکت انتقالی
smooth scrolling
حرکت هموار
trends
مسیر حرکت
trend
مسیر حرکت
dynamics
مکانیک حرکت
text move
حرکت متن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com