Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English
Persian
skull
حرکت بجلو یا عقب باچسباندن و گشودن پاشنه یانوک پا
skulls
حرکت بجلو یا عقب باچسباندن و گشودن پاشنه یانوک پا
Other Matches
scull
حرکت بجلو یا عقب باچسباندن و گشودن نوک یاپاشنه پا
sculls
حرکت بجلو یا عقب باچسباندن و گشودن نوک یاپاشنه پا
sculled
حرکت بجلو یا عقب باچسباندن و گشودن نوک یاپاشنه پا
french heel
پاشنه کفش زنانه بلند وخمیده بجلو
skulls
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
skull
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
slide chasse
حرکت با یک پا بجلو و فشار
rocket propulsion
حرکت بجلو بوسیله موتورموشکی
scull
حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
sculled
حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
Move along, please!
[in a crowd]
لطفا بجلو حرکت کنید!
[در جمعیتی]
sculls
حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
shoot the duck
حرکت جلو و عقب نشینی روی یک پا و پای دیگر کشیده بجلو
set forward
جهش یا حرکت بجلو بوسیله قطعات داخلی گلوله در هنگام اصابت
heels
پاشنه جوراب پاشنه گذاشتن به
heel
پاشنه جوراب پاشنه گذاشتن به
onward
بجلو
head way
بجلو
prefrontal
بجلو مغز
propelled
بجلو راندن
propel
بجلو راندن
propels
بجلو راندن
differential ailerons
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
inclining
خمیدگی بجلو و پایین
Keep moving!
بجلو برو
[بروید]
!
ap koobi seogi
راه رفتن بجلو
unhinging
گشودن
inaugurating
گشودن
decipher
گشودن سر
unhinge
گشودن
unfurl
گشودن
unhinges
گشودن
unbrace
گشودن
untying
گشودن
unties
گشودن
unlock
گشودن
inaugurates
گشودن
inaugurated
گشودن
unfurling
گشودن
unfurled
گشودن
unknit
گشودن
unlocks
گشودن
unbolt
گشودن
declogging
گشودن
untwine
گشودن
unloose
گشودن
unlocking
گشودن
unfurls
گشودن
deciphers
گشودن سر
deciphered
گشودن سر
inaugurate
گشودن
untie
گشودن
go long
تلاش درپاس طولانی بجلو
ap joo choom
ایستادن اسب سواری بجلو
antrorse
خمیده بجلو یا متمایل ببالا
ap dellyo chagi
ضربه پا بجلو در زاویه 54درجه
open
گشودن گشادن
unbuttoning
گشودن دکمه
opens
گشودن گشادن
opened
گشودن گشادن
unbutton
گشودن دکمه
unbuttoned
گشودن دکمه
unbuttons
گشودن دکمه
to open parliament
مجلس را گشودن
decodes
گشودن رمز
unweave
گره گشودن
decoded
گشودن رمز
decode
گشودن رمز
sidestep traverse
صعود پلهای همراه باسرخوردن بجلو
untwist
گشودن جدا کردن
deciphers
کشف کردن گشودن سر
unfolds
تاه چیزی را گشودن
unseal
مهر چیزی را گشودن
unfolding
تاه چیزی را گشودن
unfold
تاه چیزی را گشودن
deciphered
کشف کردن گشودن سر
decipher
کشف کردن گشودن سر
to be born
چشم به جهان گشودن
auspicate
گشودن پیشگویی کردن
unfolded
تاه چیزی را گشودن
jump start
شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
jump-started
شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
jump-starting
شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
jump-starts
شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
jack knife
خم شدن بجلو با پاهای مستقیم و گرفتن مچ پا بادستها
jump-start
شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
decodes
کشف کردن گشودن رمز
decoded
کشف کردن گشودن رمز
decode
کشف کردن گشودن رمز
lunge
حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunged
حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
balestra
پرش کوتاه و سریع شمشیرباز بجلو برای حمله
quarterback sneak
حمله بازیگر بالا با دویدن بجلو پس از گرفتن توپ
lunges
حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunging
حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
front drop
پرش به بالا و چرخش بجلو وفرود روی شکم
To umravel a complication . to unlock adoor . to resolve ( untangle )a knotty problem.
گره از مشکلی باز کردن ( گشودن )
unpack
غیر بستهای کردن بسته بندی را گشودن
unlace
بند کفش و غیره را باز کردن گشودن
unpacks
غیر بستهای کردن بسته بندی را گشودن
unpacking
غیر بستهای کردن بسته بندی را گشودن
hitch and go
نوعی پاس که گیرنده بجلو می دود و به سمت دیگر می چرخد و باز به جلو ادامه میدهد
waved
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feint
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouses
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order
ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
talon
پاشنه پا پاشنه
trigger
پاشنه
door hinge
پاشنه در
triggered
پاشنه
triggers
پاشنه
heel
ته پاشنه کف
heel
پاشنه
wakes
کف پاشنه
bridge shoe
پاشنه پل
bridge seat
پاشنه پل
upstream toe
پاشنه سد
heelpiece
پاشنه
waked
کف پاشنه
shoes
پاشنه
wake
کف پاشنه
talons
پاشنه پا پاشنه
shoe
پاشنه
door hinge
پاشنه
bridge shoe
پاشنه
pivots
پاشنه در
after castle
پاشنه
cups
پاشنه در
cupped
پاشنه در
cup
پاشنه در
pivot
پاشنه در
stern
پاشنه
heels
پاشنه در
heels
پاشنه سد
pivot footstep
پاشنه
overtaking light
پاشنه
door-furniture
پاشنه ی در
shoeing
پاشنه
sterner
پاشنه
sternest
پاشنه
quarter deck
پاشنه
sterns
پاشنه
heel
پاشنه سد
heel
پاشنه در
pivoted
پاشنه در
shoe lift
پاشنه کش
heels
ته پاشنه کف
heels
پاشنه
trackball
وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
cruise
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroke
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
move off the ball
حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
stroking
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruised
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroked
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruises
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
tape
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
taped
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
fish tailing
حرکت نوسانی یا تاب
[تریلر در حال حرکت]
tapes
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
cruising
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
strokes
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
pivot
پاشنه گردان
following sea
موج پاشنه
heeler
پاشنه ساز
tiller flat
سکان پاشنه
fantail
پاشنه ناو
pivots
پاشنه گردان
trim aft
نشست پاشنه
transom stern
پاشنه صاف
transom stern
پاشنه تخت
mizzen sail
بادبان پاشنه
to take to ones heels
پاشنه راورکشیدن
pivot instep kick
ضربه با پاشنه پا
kick with the heel
ضربه با پاشنه پا
toe protection
پاشنه بندی
quarter boom
تیرک پاشنه
trunnion
پاشنه افقی
heel and toe
با پنجه و پاشنه
heel cut
محافظ پاشنه پا
pivoted
پاشنه گردان
poop deck
بالاترین پل پاشنه
heelpiece
پاشنه پوش
quarter boom
بوم پاشنه
stern rope
طناب پاشنه
heeltap
لایی پاشنه
kedge anchor
لنگر پاشنه
stepping
پاشنه کفش
aftermost
نزدیک پاشنه
sterner
پاشنه ناو
shoehorn
پاشنه کش کفش
aft spring
اسپرینگ پاشنه
stern
پاشنه ناو
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com