English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (13 milliseconds)
English Persian
increment حرکت به محل بعدی
increments حرکت به محل بعدی
Search result with all words
horizontal حرکت نشانه گر در صفحه نمایش کامپیوتر از انتهای یک خط به ابتدای بعدی
backwind حرکت قایق در وضعی که باداثر نامساعد نسبت به بادبان قایق بعدی داشته باشد
shift forward انتقال به عوامل بعدی حرکت به سمت جلو
word wrap حرکت نشانه گر روی صفحه تصویر کامپیوتر از انتهای یک خط به شروع خط بعدی
When is the next train to Oxford? چه وقت قطار بعدی به سمت آکسفورد حرکت می کند؟
Other Matches
projecting تولید نمایش گرافیکی دو بعدی از یک صفحه سه بعدی تصویر
PHIGS برنامه واسط استاندارد بین نرم افزار و آداپتور گرافیکی که از مجموعهای از دستورات استاندارد برای رسم و تغییر تصاویر دو بعدی و سه بعدی تشکیل شده است
preemptive multitasking حالت چندکاره که سیستم عامل یک برنامه را برای مدت زمانی اجرا میکند و پس کنترل را به برنامه بعدی میدهد به طوری که برنامه بعدی وقت پردازنده را نخواهد گرفت
differential ailerons ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
trimetrogon عکاسی هوایی با استفاده ازسه بعد یا صفحه سه بعدی عکاسی سه بعدی هوایی
waved حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feint فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouses نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
trackball وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
fish tailing حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت]
tapes وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
cruises سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
strokes حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
move off the ball حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
cruise سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroking حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruising سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
taped وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
stroke حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroked حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tape وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
transfers حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transferring حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfer حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
compound motion حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
counter clockwise حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
aberration جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
drag حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouse وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouses وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum سرعت حرکت شتاب حرکت
angle of depression میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
moving havens مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
skull حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
skulls حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
unidimensional یک بعدی
unidimensional تک بعدی
one dimentional یک بعدی
one dimentional تک بعدی
serotine بعدی
three-dimensional سه بعدی
puisne بعدی
two-dimensional دو بعدی
solids سه بعدی
furthered بعدی
two dimensional دو بعدی
furthering بعدی
furthers بعدی
ulterior بعدی
future بعدی
subsequent بعدی
further بعدی
tridimensional سه بعدی
succeeding بعدی
cubical سه بعدی
three dimentional سه بعدی
solid سه بعدی
second thoughts بعدی
three dimensional سه بعدی
spatial سه بعدی
travelling overwatch راهپیمایی با پوشش حرکت راهپیمایی با استفاده ازمراقبت حرکت با اتش
tridimensionality حالت سه بعدی
stereognosis ادراک سه بعدی
stereoscope سه بعدی نما
stereoscopic vision دید سه بعدی
subsere توالی بعدی
three dimensional lattice شبکه سه بعدی
three dimensional polymer بسپار سه بعدی
t' other بعدی دیگر
multidimensional چند بعدی
three dimentional array ارایه سه بعدی
two dimensional lattice شبکه دو بعدی
triaxial test ازمایش سه بعدی
two dimensional array ارایه دو بعدی
tother نفر بعدی
tother بعدی دیگر
t' other نفر بعدی
one dimensional array ارایه یک بعدی
unidimensionality یک بعدی بودن
n cube مکعب N بعدی
after-effect تاثیر بعدی
after-effects تاثیر بعدی
two demensional chromatography کروماتوگرافی دو بعدی
solid geometry هندسه سه بعدی
space frame قاب سه بعدی
multidimentional چند بعدی
aftertaste لذت بعدی
succeeding generation نسل بعدی
follow up اماد بعدی
four dimensional چهار بعدی
3D analysis بررسی سه بعدی
aftereffect اثر بعدی
aftermath عواقب بعدی
follow up supply اماد بعدی
follow up اقدامات بعدی
illusiansm نقاشی سه بعدی
aftertastes لذت بعدی
dosseret بلوک سه بعدی
latter day روز بعدی
feeder report گزارشات بعدی
versatile چند بعدی
hologram تصویر سه بعدی
3D analysis آنالیز سه بعدی
immediate destination مقصد بعدی
holographic image نمایی از شی سه بعدی
deep space فضای سه بعدی
holograms تصویر سه بعدی
ulterior plans تدابیر اجل بعدی
bin بلوک سه بعدی الکترونیکی
isometric Projection [نقشه هم اندازه سه بعدی]
space time دستگاه چهار بعدی
Turn left at the next corner. سر پیچ بعدی به چپ بپیچید.
depth quening سه بعدی کردن یک شی دوبعدی
color solid سه بعدی رنگ نما
second-best نفر بعدی درجه دو
flat فایل دو بعدی از داده ها
three dimentional spreadsheet صفحه گسترده سه بعدی
bins بلوک سه بعدی الکترونیکی
perspective space نمایش فضای سه بعدی
aftereffect اثر بعدی داور
afterimage تصویر بعدی چیزی
post indexing شاخص گذاری بعدی
post indexing فهرست سازی بعدی
flattest فایل دو بعدی از داده ها
next state function تابع حالت بعدی
second best نفر بعدی درجه دو
cartesian coordinates سیستم مختصات سه بعدی فضایی
generic نوع بعدی یک کالا یا دستگاه
epiphenomenon علائم بعدی و ثانوی مرض
four address instruction نتیجه و آدرس دستورالعمل بعدی
z axis بردار عمق در گراف سه بعدی
rain check نوید یا قول دعوت بعدی
her next was a merchant شوهر بعدی وی بازرگان بود
Turn right at the next corner. سر پیچ بعدی به راست بپیچید.
perspectives دورنمای سه بعدی سه بعد نمائی
perspective دورنمای سه بعدی سه بعد نمائی
Is the next station ... ? آیا ایستگاه بعدی ... است؟
three-dimensional space فضای سه بعدی [ریاضی] [فیزیک]
reticulated دارای شبکه سه بعدی فریف
multidimensional دارای خصوصیت چند بعدی
solid angle زاویه سه بعدی مخروط وامثال ان
bounding overwatch حرکت خیز به خیز با پوشش حرکت با اتش و مانور
node ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
nodes ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
quadrature encoding سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
fogging برای ایجاد فضای سه بعدی طبیعی تر
on گویی که هدف ضربه بعدی است
stereophotography عکس برداری برجسته نماوسه بعدی
contour template مشابه سازی یک شکل دو یاسه بعدی
photogene انعکاس یا تصویر بعدی چیزی در شبکیه
posthypnotic ناشی از اثرات بعدی خواب مغناطیسی
soft return فرمان ترکیبی رد کردن خط ورفتن به خط بعدی
damping factor نسبت دامنه هر موج به موجهای بعدی
solid سه بعدی سایه دار ایجاد میکند
operation دستور بعدی برای اجرا را می خوانند
afterborn زاییده شده پس ازمرگ پدر بعدی
solids سه بعدی سایه دار ایجاد میکند
Turn right at the next corner. سر پیچ بعدی به دست راست بپیچید.
umlaut ادغام حرف صداداردرحرف صدادار بعدی
to take a rain check [ raincheck] on an offer [American E] رد کردن درخواستی و قول دعوت بعدی
stabile بدون حرکت بی حرکت
geometry and rendering مراحل اصلی برای ایجاد و نمایش شی سه بعدی
fetch دستوری که دستور بعدی حافظه را بازیابی میکند
fetches دستوری که دستور بعدی حافظه را بازیابی میکند
fetched دستوری که دستور بعدی حافظه را بازیابی میکند
marker کد نشان دهنده انتهای یک فیلد و ابتدای بعدی
markers کد نشان دهنده انتهای یک فیلد و ابتدای بعدی
array آرایهای از چندین آرایه دو بعدی به صورت موازی
avalanches عملی که باعث انجام عملهای بعدی میشود
avalanche عملی که باعث انجام عملهای بعدی میشود
arrays آرایهای از چندین آرایه دو بعدی به صورت موازی
I'm looking forward to your next email. من مشتاقانه منتظر ایمیل بعدی تان می شوم.
formed دستوری به چاپگر برای قرار دادن صفحه بعدی
despatched انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
model geometric نمایش کامل سه بعدی یا دوبعدی صحیح هندسی از یک شکل
paraboloid شکل سه بعدی حاصل ازدوران یک سهمی حول محورکانونی
despatches انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
ball is in your court <idiom> [نوبت تو هست که قدم بعدی را برداری یا تصمیم بگیری]
chaining ذخیره سازی یک رکورد که آدرس بعدی در لیست را دارد
despatching انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
dispatch انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
countering ثبات در CPU که محل دستور بعدی پردازش را دارد
line flyback اشعه الکترون که از انتهای سکن به ابتدای بعدی می رود
dispatched انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
counter ثبات در CPU که محل دستور بعدی پردازش را دارد
dispatches انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
link لیست داده هایی که هر ورودی آدرس بعدی را دارد
form دستوری به چاپگر برای قرار دادن صفحه بعدی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com