English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
silent running حرکت زیردریایی با سکوت
Other Matches
silent running سکوت زیردریایی
submarine havens منطقه عبور در عملیات غیررزمی زیردریایی منطقه اموزشی زیردریایی درمنطقه غیررزمی منطقه محدوده تامینی اطراف زیردریایی
evasive steering اجتناب از زیردریایی دشمن حرکت اجتناب امیز ناو
conventional submarine زیردریایی معمولی زیردریایی غیرهستهای
subroc موشک نصب شده روی زیردریایی موشک مخصوص زیردریایی
antisubmarine screen پرده پوشش ضد زیردریایی پوشش ضد زیردریایی
calmer سکوت
calm سکوت
calmest سکوت
doldrums سکوت
sub silentio در سکوت
calming سکوت
glumness سکوت
calmed سکوت
quietism سکوت
stillness سکوت
standstil سکوت
calms سکوت
listening silence سکوت رادیویی
still سکوت خاموشی
consensus evidenced by silence اجماع سکوت
goose علامت سکوت
stills سکوت خاموشی
stillest سکوت خاموشی
stiller سکوت خاموشی
silence سکوت ارامش
taciturnity سکوت ارامش
reticence سکوت کم گویی
silencing سکوت ارامش
quietist اهل سکوت
radar silence سکوت راداری
silences سکوت ارامش
to bribe to silence حق سکوت دادن
hold one's peace <idiom> سکوت کردن
observe silence رعایت سکوت
silenced سکوت ارامش
radio silence سکوت رادیویی
resting frequency بسامد سکوت
reticency سکوت کم گویی
differential ailerons ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
mum سکوت شخص خاموش
sufferance سکوت موجب رضا
mums سکوت شخص خاموش
observe silence سکوت را رعایت کنید
silence signifies consent سکوت علامت رضاست
consent presumed from silence رضای مستنبط از سکوت
submarine boat زیردریایی
antisubmarine ضد زیردریایی
obmutescence خاموش نشینی سکوت عمدی
silent approval سکوت علامت تائیدتوسط معصوم
silence prevailed سکوت حکم فرما بود
consent cannot be inferred from silence سکوت علامت رضا نیست
quietism فرقه متصوفه اهل سکوت
Silence is golden . <proverb> سکوت علامت رضا است.
alvin یک نوع زیردریایی
lifeguard submarine زیردریایی نجات
anti submarine هواپیمای ضد زیردریایی
torpedoed موشک ضد زیردریایی
aluminaut زیردریایی الومینیومی
nuking زیردریایی اتمی
tinfish موشک ضد زیردریایی
sill پشته زیردریایی
albacore نوعی زیردریایی
albacore زیردریایی الباکور
killer submarine زیردریایی شکاری
torpedo موشک ضد زیردریایی
nuke زیردریایی اتمی
nuked زیردریایی اتمی
nukes زیردریایی اتمی
antisubmarine barrier مانع ضد زیردریایی
torpedoes موشک ضد زیردریایی
antisubmarine مخرب زیردریایی
deep submergence زیردریایی نجات
subsurface زیردریایی زیرابی
submariner خدمه زیردریایی
submarine chaser ناوچه ضد زیردریایی
astro اژدر زیردریایی
asroc راکت ضد زیردریایی
sills پشته زیردریایی
sqid خمپاره ضد زیردریایی
torpedoing موشک ضد زیردریایی
antisubmarine action عمل ضد زیردریایی
antisubmarine action مکانیسم ضد زیردریایی
antisubmarine search کاوش ضد زیردریایی
antisubmarine torpedo اژدر ضد زیردریایی
oyez اعلام سکوت و شروع دادرسی در دادگاه
Silence prevailed every where. سکوت همه جا را فرا گرفته بود
rescue chamber اطاقک نجات زیردریایی
hunting شکار دشمن یا زیردریایی
creeping attack تک هماهنگ شده ضد زیردریایی
command active sonobuoy system وسیله اکتشاف زیردریایی
antisubmarine search عملیات تجسس ضد زیردریایی
submarine با زیردریایی حمله کردن
air surface zone منطقه عملیات ضد زیردریایی
submarines با زیردریایی حمله کردن
trappist عضو فرقهای از راهبان مرتاض اهل سکوت
sonobuoy بویه صوتی و ضد زیردریایی سونوبوی
datum time ساعت تعیین محل زیردریایی
terne نوعی موشک ضد زیردریایی نروژی
nuclear submarine زیردریایی هستهای nuclear-poweredsubmarine : syn
magnetic anomaly detection gear دستگاه اکتشاف زیردریایی به طریقه مغناطیسی
deep submergence زیردریایی نجات کشتیهای غرق شده
seadata اطلاعات مربوط به ردگیری زیردریایی دشمن
datum اثر جذر و مد دریا محل زیردریایی در عمق اب
hoverting ثابت ماندن در یک نقطه یا ارتفاع حفظ عمق زیردریایی
orion نوعی هواپیمای چهارموتوره ملخ دار ضد زیردریایی باموتور توربوجت
sea bat نوعی هلیکوپتر ضد زیردریایی که دارای سونار اکتشافی واژدر صوتی است
spitting در رهگیری هوایی یعنی درحال رها کردن بویههای صوتی ضد زیردریایی هستم
hunter killer نیروهای شکاری و انهدامی دریایی یکان مامور جستجو وانهدام زیردریایی دشمن
wave حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feints فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouses نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
trackball وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
taped وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
move off the ball حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
tapes وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
strokes حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruise سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroking حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruising سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroked حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruises سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
tape وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
fish tailing حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت]
stroke حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruised سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
transfers حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
compound motion حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
transferring حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
transfer حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
silence gives consent سکوت موجب رضایت است عدم اعتراض کاشف از اذن است
cone of silence مخروط سکوت رادیویی فضای مخروطی خلاء رادیویی بالای برج مراقبت
submarine sanctuaries مناطق مخصوص تمرینات غیررزمی زیردریایی مناطق تمرین اموزشی ضدزیردریایی
hedgehogs مانع جوجه تیغی شکل نوعی جنگ افزارضد زیردریایی یا مانع ضدزیردریایی
hedgehog مانع جوجه تیغی شکل نوعی جنگ افزارضد زیردریایی یا مانع ضدزیردریایی
balancing حفظ عمق کشتی متعادل کردن عمق زیردریایی
aberration جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
drags حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouse وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouses وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum سرعت حرکت شتاب حرکت
haven submarine منطقه امن زیردریایی منطقه تامین زیردریاییها
angle of depression میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
skull حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
moving havens مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
skulls حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
travelling overwatch راهپیمایی با پوشش حرکت راهپیمایی با استفاده ازمراقبت حرکت با اتش
nodes ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
node ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
bounding overwatch حرکت خیز به خیز با پوشش حرکت با اتش و مانور
quadrature encoding سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
stabile بدون حرکت بی حرکت
aerodynamics مبحث حرکت گازها و هوا علم مربوط به حرکت اجسام در گازها و هوا
rate of march سرعت حرکت اهنگ حرکت اهنگ راهپیمایی
moment of momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
angular momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
convoy schedule برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
raster سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
hamilton's equations of motion معادلات هامیلتونی حرکت معادلات حرکت هامیلتونی معادلات بندادی حرکت
power traverse مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
move on ازجای خود حرکت دادن ازجای خود حرکت کردن
k day روز حرکت کاروان دریایی روز شروع حرکت کاروان
convoy route مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
stillest بی حرکت
gest حرکت
square move حرکت
traversing حرکت
hold still <idiom> بی حرکت
frozen بی حرکت
still بی حرکت
stiller بی حرکت
geste حرکت
progressing حرکت
traversed حرکت
as you were حرکت از نو
traverse حرکت
vapid بی حرکت
moveless بی حرکت
motionless بی حرکت
afloat در حرکت
stock-still بی حرکت
haviour حرکت
pat بی حرکت
progresses حرکت
progressed حرکت
progress حرکت
immobile بی حرکت
departures حرکت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com