Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
yerk
حرکت سریع و شدید
Other Matches
surges
تموج سریع برق نوسان شدید
surged
تموج سریع برق نوسان شدید
surge
تموج سریع برق نوسان شدید
move off the ball
حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
rushed
حرکت شدید
rushing
حرکت شدید
rush
حرکت شدید
electric
حرکت شدید بار الکتریکی در یک هادی
braids
حرکت سریع
braided
حرکت سریع
braid
حرکت سریع
skitter
حرکت سریع
swooping
حرکت سریع نزولی
whisk
حرکت سریع و جزیی
sallies
حرکت سریع شلیک
scudded
حرکت سریع ابر
scuds
حرکت سریع ابر
sally
حرکت سریع شلیک
swoop
حرکت سریع نزولی
swoops
حرکت سریع نزولی
scud
حرکت سریع ابر
whisking
حرکت سریع و جزیی
swooped
حرکت سریع نزولی
whisks
حرکت سریع و جزیی
whisked
حرکت سریع و جزیی
slew
حرکت سریع لوله توپ
jete
حرکت سریع پابطرف خارج
fast cruise
ازمایش حرکت سریع ناو
cannonball
سریع السیر حرکت کردن
paper
حرکت عمودی سریع کاغذ در چاپگر
papered
حرکت عمودی سریع کاغذ در چاپگر
papering
حرکت عمودی سریع کاغذ در چاپگر
papers
حرکت عمودی سریع کاغذ در چاپگر
roll on roll off
سوار کردن و حرکت دادن سریع بار و کالا بین انبارها
rollover
استفاده از بافر بین صفحه کلیدوکامپیوتر برای تامین ذخیره سریع کلیدبرای ماشین نویسهای سریع که چندین کلید را خیلی سریع انتخاب می کنند
hunting
حرکت سریع لوله تانک به بالا و پایین دراثر تعقیب خودکار با رادار
skipped
حرکت سریع کاغذ در چاپگر , با نادیده گرفتن پیشبرد طبیعی کاغذ
skips
حرکت سریع کاغذ در چاپگر , با نادیده گرفتن پیشبرد طبیعی کاغذ
skip
حرکت سریع کاغذ در چاپگر , با نادیده گرفتن پیشبرد طبیعی کاغذ
fervor
حرارت شدید اشتیاق شدید
fervour
حرارت شدید اشتیاق شدید
marine express
کالای سریع الحرکت از راه دری_ا سیستم حمل و نقل سریع دریایی
dma
اتصال سریع و مستقیم بین رسانه جانبی سریع و حافظه اصلی کامپیوتر که مانع دستیابی به توابع خواندن داده میشود
dma
CI واسط که ارسال داده سریع بین رسانه جانبی سریع و حافظه اصلی فراهم میکند معمولاگ کنترولی از طریق CPU متوقف میشود
snap pass
پاس سریع با پیچش سریع مچ
differential ailerons
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
speedy
سریع السیر سریع
speediness
سریع السیر سریع
waved
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feinting
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouses
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order
ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
trackball
وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
strokes
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroking
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruise
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
fish tailing
حرکت نوسانی یا تاب
[تریلر در حال حرکت]
cruised
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroked
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tape
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
cruising
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
tapes
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
taped
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
stroke
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
compound motion
حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
transferring
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise
حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
transfers
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfer
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
severer
شدید
draconic
شدید
sweltering
شدید
two fisted
شدید
vehement
شدید
vehemently
شدید
keenest
شدید
rigorous
شدید
inclement
شدید
severest
شدید
severe
شدید
grievous
شدید
rugged
شدید
towering
شدید
strenuous
شدید
stalwart
شدید
stalwarts
شدید
vigorous
شدید
drastic
شدید
drastically
شدید
slashing
شدید
incontrollable
شدید
hyperpyrexia
تب شدید
intense
شدید
high wrought
شدید
violent
شدید
tougher
شدید
diametric
شدید
sopping
شدید
boisterous
شدید
forcible
شدید
acute
شدید
raging
شدید
climacteric
<adj.>
شدید
toughest
شدید
intensive
شدید
diametrical
شدید
keen
شدید
extensive
شدید
tough
شدید
aberration
جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
dragged
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouses
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouse
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
rain shower
باران شدید
workouts
کار شدید
actude conditions
شرایط شدید
violent wind
باد شدید
workouts
تمرین شدید
impetuous
تند و شدید
pash
باران شدید
workout
ورزش شدید
workout
کار شدید
workouts
ورزش شدید
workout
تمرین شدید
chronic
شدید گرانرو
bedlam
اشتباه شدید
penchant
میل شدید
exquisite
شدید سخت
rain cats and dogs
<idiom>
باران شدید
gird
ضربه شدید
schwarmerei
احساسات شدید
rumbustious
سخت شدید
passion
تعصب شدید
revulsion
تنفر شدید
salvo
افهاراحساسات شدید
salvoes
افهاراحساسات شدید
vehemence
غضب شدید
sthenic
شدید نیرومند
boom
رونق شدید
hard
مشکل شدید
high explosive
سوختار شدید
heavy
شدید پرزور
slats
ضربه شدید
slat
ضربه شدید
high order detonation
انفجار شدید
high rate discharge
تخلیه شدید
clavus
سردرد شدید
heavies
شدید پرزور
heavier
شدید پرزور
boomed
رونق شدید
booming
رونق شدید
booms
رونق شدید
hardest
مشکل شدید
harder
مشکل شدید
galloping inflation
تورم شدید
heaviest
شدید پرزور
aggravator
شدید کننده
advertising blitz
تبلیغات شدید
hyperinflation
تورم شدید
an intensive particle
ادات شدید
hypersensitivity
حساسیت شدید
relative
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum
سرعت حرکت شتاب حرکت
angle of depression
میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
pathetic
دارای احساسات شدید
zing
جیغ شدید وتند
nosedived
نزول شدید یا ناگهانی
violent pain
درد سخت یا شدید
hardball
رقابت شدید و بیرحمانه
nosedive
نزول شدید کردن
nosedive
نزول شدید یا ناگهانی
escalate
شدید کردن یا شدن
groundswell
طغیان شدید دریا
goings-over
عیب جویی شدید
going-over
عیب جویی شدید
escalating
شدید کردن یا شدن
nosedives
نزول شدید کردن
escalates
شدید کردن یا شدن
nosediving
نزول شدید کردن
nosedives
نزول شدید یا ناگهانی
nosedived
نزول شدید کردن
escalated
شدید کردن یا شدن
nosediving
نزول شدید یا ناگهانی
did you hurt your self a
ایاهیچ اذیت شدید
mass casualties
تلفات و ضایعات شدید
impacts
اصابت اثر شدید
burst advertising
شروع تبلیغات شدید
die
پارو زدن شدید
hyperdeflation
انقباض پولی شدید
hunger for data
میل شدید به داده ها
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com