English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (12 milliseconds)
English Persian
traverse حرکت عرضی یا مورب
traversed حرکت عرضی یا مورب
traverses حرکت عرضی یا مورب
traversing حرکت عرضی یا مورب
Other Matches
compound motion حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
lateral tell پیشگیری هواپیما در حرکت عرضی
canard رسانگر ایرودینامیکی که دران سطوح فرامین افقی لازم برای کنترل و تنظیم حرکت حول محور عرضی درجلوی سطوح اصلی برا قراردارند
canards رسانگر ایرودینامیکی که دران سطوح فرامین افقی لازم برای کنترل و تنظیم حرکت حول محور عرضی درجلوی سطوح اصلی برا قراردارند
crossbars خط عرضی صلیب میله عرضی
crossbar خط عرضی صلیب میله عرضی
diagonal مورب
skews مورب
crisscross مورب
skewed مورب
skew مورب
bevel مورب
oblique مورب
inclined مورب
skewing مورب
scissor junction تقاطع مورب
oblique projection تصویر مورب
oblique عکس مورب
skew throat گلوی مورب
diagonal perspective پرسپکتیو مورب
catercornered بطور مورب
catercorner بطور مورب
inclined axis محور مورب
bevel gear دنده مورب
worm gear دنده مورب
ramp sight دید مورب
diagonal flow جریان مورب
diagonal pass پاس مورب
inclined axis محور مورب
diagonalcut برش مورب
oblique plane سطح مورب
oblique fire اتش مورب
oblique compartment زمین مورب
inclined plane سطح مورب
kitty corner مورب اریب
cornerwise بطور اریب مورب
cornerways بطور اریب مورب
oblique حاده یا منفرجه مورب
slant range برد مورب هدف
differential ailerons ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
obliquely بشکل اریب بطور مورب
range angle زاویه مربوط به برد مورب هدف
featherstitch کوک مورب و چپ و راست درحاشیه دوزی
image sharpness خطوط مورب تحت زاویه معین
bar pattern ترام با خطوط مورب با زاویه کوچکتر از 54 درجه
raster خطوط مورب تحت زاویه مخصوص بصورت هاشورترام
transect بطور عرضی برش کردن برش عرضی کردن
berm خاکریزی پله مانندی که در دو طرف کانال به صورت مورب ریخته میشود
waved حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feint فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
z scale نوعی مقیاس خطی روی عکس هوایی مورب که برای اندازه گیری ارتفاع اشیاء به کار می رود
mouses نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
traverses عرضی
traversing عرضی
traversed عرضی
lateral عرضی
traverse عرضی
crossbar خط عرضی
crosser عرضی
crosses عرضی
crossbars خط عرضی
crossest عرضی
transverse عرضی
cross عرضی
trackball وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
stroke حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tapes وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
taped وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tape وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
cruised سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroking حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruising سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroked حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
strokes حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
fish tailing حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت]
cruise سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
move off the ball حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
accidentalism فلسفه عرضی
abeam جهت عرضی
horizontal plane صفحه عرضی
accidentalism فلسفهء عرضی
latitude band کمربند عرضی
deflection sweep درو عرضی
sides way نوسان عرضی
shape of cross section نیمرخ عرضی
athwart به طور عرضی
axis خط طولی یا عرضی
lateral tell سبقت عرضی
transverse plane صفحه عرضی
transection برش عرضی
lateral shifts تغییرات عرضی
phenomenal عارضی عرضی
phenomenally عارضی عرضی
lateral forces نیروهای عرضی
lateral route جاده عرضی
lateral stability پایداری عرضی
leak coil بوبین عرضی
sagrod مهار عرضی
cross hole سوراخ عرضی
cross feed تغذیه عرضی
cross fall شیب عرضی
radial play بازی عرضی
radial load بار عرضی
cross compartment دهلیز عرضی
cross brace مهار عرضی
cross brace گیره عرضی
cross head تیر عرضی
cross section مقطع عرضی
cross beam تیر عرضی
cross linking اتصال عرضی
cross piece تیر عرضی
accidents صفت عرضی
sag rod مهار عرضی
crossed belt تسمه عرضی
cross traverse تراورس عرضی
baselinesman خط نگهدار خط عرضی
cross trail جاده عرضی
cross section نیمرخ عرضی
cross section برش عرضی
cross roll نورد عرضی
accident صفت عرضی
collateral ganglia عقدههای عرضی
northing مختصات عرضی
transverse valley دره عرضی
transverse reinforcement ارماتور عرضی
transverse scale مقیاس عرضی
profiles مقطع عرضی
cross cut برش عرضی
transverse section مقطع عرضی
transverse stress تنش عرضی
frame دنده عرضی
profiling مقطع عرضی
traversing fire اتش عرضی
transverse wave موج عرضی
transverse joint درز عرضی
transverse fault گسل عرضی
square ball پاس عرضی
transversal section برش عرضی
transversal wave موج عرضی
transverse acceleration شتاب عرضی
transverse axis محور عرضی
timber دنده عرضی
transverse bracing تقویت عرضی
transverse bulkhead تیغه عرضی
trimmed joist تیر عرضی
profile مقطع عرضی
transverse crack ترک عرضی
profiled مقطع عرضی
latitude band نوار عرضی
The main road bears to the right. این جاده اصلی به کمی راست [مورب در سمت راست] ادامه دارد.
accidental غیر مترقبه عرضی
transverse conductance مقدار هدایت عرضی
transverse fatigue test ازمایش خستگی عرضی
swinging of flow نوسانات عرضی جریان
career courses دورههای عرضی نظامی
broadside aerial تشعشع کننده عرضی
cross-tree [رابط عرضی دکلها]
shrouds بکسلهای عرضی ناو
cross section سطح مقطع عرضی
cross-aisle [گوشواره عرضی کلیسا]
counter-brace تیر تقویت عرضی
y axis محور عرضی مختصات
northing محور عرضی نقشه
cross barred دارای میلههای عرضی
transection برش یا مقطع عرضی
transverse cardan shaft محور کاردان عرضی
cross hole nut مهره با سوراخ عرضی
transverse bending test ازمایش خمش عرضی
cross level buble حباب تراز عرضی
transverse test specimen نمونه ازمایش عرضی
enfilade درو عرضی کردن
backward pass پاس عرضی یا به عقب
braced تیر تقویت عرضی
thwart نشیمنگاه عرضی قایق
valley cross section نیمرخ عرضی دره
crossing target هدفهای متحرک عرضی
thwarted نشیمنگاه عرضی قایق
brace تیر تقویت عرضی
cross wall دیوار پلهای عرضی
crossrial carriage پاگیر تیر عرضی
latitude band نوار عرضی زمینی
cross tree رابط عرضی دکلها
cross slide کشوی لغزنده عرضی
rafters تیر عرضی طاق
cross sectional data دادههای برش عرضی
cross sectional area سطح مقطع عرضی
rafter تیر عرضی طاق
section of valley نیمرخ عرضی دره
counter clockwise حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
transfers حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfer حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com