English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
leg before wicket حرکت غیرمجاز توپزن در سدکردن راه توپ با پا یا بدن
Other Matches
block سدکردن غیرمجاز حریف
blocked سدکردن غیرمجاز حریف
blocks سدکردن غیرمجاز حریف
ooch حرکت غیرمجاز قایق بدون باد
wash حرکت غیرمجاز جلوی قایق دیگر
washes حرکت غیرمجاز جلوی قایق دیگر
washed حرکت غیرمجاز جلوی قایق دیگر
false start حرکت غیرمجاز مهاجم پیش از رد کردن توپ
false starts حرکت غیرمجاز مهاجم پیش از رد کردن توپ
vital point حرکت غیرمجاز ضربه به نقاط حساس بدن
stopped سدکردن
stops سدکردن
stopping سدکردن
stop سدکردن
fire barrage سدکردن با اتش
blocked پخش پارازیت سدکردن مسیر پیشروی
blocks پخش پارازیت سدکردن مسیر پیشروی
cut block سدکردن دریافت کننده توپ باپشت پا
hookers بازیگری که عادت به سدکردن با چوب دارد
hooker بازیگری که عادت به سدکردن با چوب دارد
block پخش پارازیت سدکردن مسیر پیشروی
blocking سدکردن جاده دفاع غیر عامل مسدود کردن راه دشمن
differential ailerons ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
unauthorized غیرمجاز
unallowable غیرمجاز
illicit غیرمجاز
wildcats غیرمجاز
unlicensed غیرمجاز
wildcat غیرمجاز
obstructions سد کردن غیرمجاز
illegal حرام غیرمجاز
obstruction سد کردن غیرمجاز
interfere سد کردن غیرمجاز
interfered سد کردن غیرمجاز
gavels بهره غیرمجاز
gavel بهره غیرمجاز
double hit دو ضربه غیرمجاز پی در پی
contraband کالای غیرمجاز
interferes سد کردن غیرمجاز
interference ممانعت غیرمجاز
elbowing ضربه غیرمجاز با ارنج
hold گرفتن غیرمجاز توپ
carry حمل غیرمجاز توپ
crackback نوعی سد کردن غیرمجاز
carried حمل غیرمجاز توپ
carries حمل غیرمجاز توپ
holds گرفتن غیرمجاز توپ
carrying حمل غیرمجاز توپ
water bailiffs مامور جلوگیری از صید غیرمجاز
exclusion area منطقه غیرمجاز از نظر دسترسی
interference سد کردن غیرمجاز راه حریف
finger hold خم کردن غیرمجاز انگشت حریف
throw forward بردن غیرمجاز توپ به جلو
high stick بالا بردن غیرمجاز چوب
hooking سد کردن غیرمجاز حریف باچوب
face hold گرفتن غیرمجاز دهان و چشم و بینی
encroaching قرار دادن غیرمجاز بدن جلوتراز خط تجمع
batsman توپزن
batsmen توپزن
backstop توپزن
fast pill ماده محرک غیرمجاز برای افزایش سرعت اسب
jab checking فروبردن غیرمجاز مستقیم چوب لاکراس به بدن حریف
controlling توپزن دقیق
stonewaller توپزن تدافعی
battery توپزن و توپگیر
control توپزن دقیق
controls توپزن دقیق
batteries توپزن و توپگیر
balks خطای توپزن
balking خطای توپزن
baulking خطای توپزن
balked خطای توپزن
balk خطای توپزن
baulks خطای توپزن
baulked خطای توپزن
banjo hitter توپزن ضعیف
burn کسب امتیاز برداشتن غیرمجاز سنگ یا مانع دیگر از مسیر
burns کسب امتیاز برداشتن غیرمجاز سنگ یا مانع دیگر از مسیر
jerks پرتاب غیرمجاز توپ کریکت بالازدن وزنه از روی سینه
jerking پرتاب غیرمجاز توپ کریکت بالازدن وزنه از روی سینه
jerked پرتاب غیرمجاز توپ کریکت بالازدن وزنه از روی سینه
jerk پرتاب غیرمجاز توپ کریکت بالازدن وزنه از روی سینه
ducked اخراج توپزن بی امتیاز
doubled up توپزن 0001امتیازی فصل
doubled توپزن 0001امتیازی فصل
double توپزن 0001امتیازی فصل
catcher توپگیر پشت سر توپزن
count تعداد امتیاز توپزن
fine leg محل پشت سر توپزن
counted تعداد امتیاز توپزن
ground محل ایستادن توپزن
counting تعداد امتیاز توپزن
counts تعداد امتیاز توپزن
ducks اخراج توپزن بی امتیاز
duckings اخراج توپزن بی امتیاز
defense دفاع توپزن از میله ها
duck اخراج توپزن بی امتیاز
dismisses سوزاندن توپزن و اخراج او
dismiss سوزاندن توپزن و اخراج او
stump سوزاندن توپزن کریکت
stumped سوزاندن توپزن کریکت
on drive ضربه بسمت توپزن
stumping سوزاندن توپزن کریکت
stumps سوزاندن توپزن کریکت
take a wicket سوزاندن توپزن کریکت
dismissing سوزاندن توپزن و اخراج او
complete game یک بازی کامل از طرف توپزن
leg hit ضربه بسمت محدوده توپزن
out of one's ground تجاوز توپزن از محل ایستادن
handle the ball دست زدن توپزن به توپ
beanball توپی که هدف ان سر توپزن باشد
night-watchmen توپزن پایان مسابقه کریکت
down میله افتاده واخراج توپزن
ball توپ دور از دسترس توپزن
night watchman توپزن پایان مسابقه کریکت
night-watchman توپزن پایان مسابقه کریکت
blooper پرتاب اهسته توپ به توپزن
hold گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
holds گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
waving حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feint فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
skittle سوزاندن چند توپزن به اسانی پشت سر هم
fine ضربه توپزن به پشت منطقه خود
yorked توپزن سوخته و اخراج شده کریکت
throw out سوزاندن توپزن با ضربه به میلههای کریکت
opener هر کدام از دو توپزن اول بازی کریکت
half century 05 امتیاز یا بیشتر توپزن درمسابقه کریکت
dig in جای پاکندن درزمین ازطرف توپزن
bean ضربه زدن به سر توپزن باپرتاب توپ
beans ضربه زدن به سر توپزن باپرتاب توپ
comebacker ضربه توپ زمینی بطرف توپزن
sillier بیش از حد نزدیک بودن توپگیربه توپزن
silliest بیش از حد نزدیک بودن توپگیربه توپزن
silly بیش از حد نزدیک بودن توپگیربه توپزن
fined ضربه توپزن به پشت منطقه خود
finest ضربه توپزن به پشت منطقه خود
third man محل توپگیر دور از توپزن کریکت
cleanup توپزن چهارم که معمولا قوی است
coacher یک از دو نفر توپزن تیم بیس بال
mouse نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouses نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
holding گرفتن بازیگر ماندن غیرمجاز توپ والیبال در دست صیقلی بودن مسیرگوی بولینگ
inswinger توپی که در هوا با انحنا به سوی توپزن می اید
castles میله هایی که توپزن ازان دفاع میکند
castle میله هایی که توپزن ازان دفاع میکند
take guard وضع دفاعی توپزن جلو میلههای کریکت
send down پرتاب کردن توپ بسوی میله توپزن
late cut ضربهای که توپ را به منطقه پشت توپزن می فرستد
cover point محل بازیگر در نقطه معینی دور از توپزن
long off موضع گرفتن در جلو توپزن ودور از او در یک طرف
bowled باختن توپزن در نتیجه انداختن میله افقی
square leg محل بازیگر در ردیف توپزن وکمی دور از او
leg side قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپزن
leg glance ضربهای که توپ را مستقیما"به پشت توپزن می فرستد
trackball وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
cruises سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
tape وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
stroked حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
move off the ball حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
cruising سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
taped وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tapes وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
stroking حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
fish tailing حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت]
strokes حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroke حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruised سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
pitch بلند شدن توپ از زمین پیش از رسیدن به توپزن
steals از فرصت استفاده کردن توپزن برای کسب امتیاز
steal از فرصت استفاده کردن توپزن برای کسب امتیاز
called strick پرتابی که از منطقه توپزن می گذرد ولی ضربه نمیخورد
long hop توپی که دور از دسترس توپزن از زمین بلند میشود
off spin چرخش توپ که تغییر سمت نزدیک توپزن میدهد
long on موضه گرفتن در جلو توپزن ودور از او در طرف دیگر
pitches بلند شدن توپ از زمین پیش از رسیدن به توپزن
popping crease خط 8 متری در طرفین میله که محدوده جلویی توپزن است
brush back پرتاب توپ از بالا برای عقب راندن توپزن
leg break بلند شدن توپ از سمت توپزن بطرف میله
leg theory روش تهاجمی محاصره کردن توپزن در سمت محدوده او
innings نوبت هر توپزن تا اخراج او مدتی که یک تیم توپ می زند
transfer حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transferring حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
compound motion حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
transfers حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
coacher مامور علامت دادن ازمربی به توپزن فعال بیس بال
leg before ضربه خوردن به پا پیش ازمیله که باعث سوختن توپزن میشود
half volley پرتاب نزدیک به توپزن که بیدرنگ پس از بلند شدن ضربه می خورد
designated hitter بازیگر تعیین شده بعنوان توپزن بجای توپ انداز
out- مربوط به 9بخش اول زمین 81 بخشی گلف سوختن یا اخراج توپزن
out مربوط به 9بخش اول زمین 81 بخشی گلف سوختن یا اخراج توپزن
leg bye امتیاز با دویدن در نتیجه خوردن توپ به بدن توپزن ومنحرف شدن ان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com