Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 223 (14 milliseconds)
English
Persian
lunge
حرکت ناگهانی بدن به جلو
lunged
حرکت ناگهانی بدن به جلو
lunges
حرکت ناگهانی بدن به جلو
lunging
حرکت ناگهانی بدن به جلو
Search result with all words
swing
هم فوروارد حرکت ناگهانی یکطرفه توپ پرتاب شده چرخش بدون کنترل بدن
swings
هم فوروارد حرکت ناگهانی یکطرفه توپ پرتاب شده چرخش بدون کنترل بدن
twitch
حرکت یا کشش ناگهانی
twitched
حرکت یا کشش ناگهانی
twitches
حرکت یا کشش ناگهانی
twitching
حرکت یا کشش ناگهانی
mush
افزایش ناگهانی زاویه حمله بدون شتاب قائم انی متعاقب که از اندازه حرکت در امتدادمسیر اصلی ناشی میشود
flounce
حرکت تند و ناگهانی
flounced
حرکت تند و ناگهانی
flounces
حرکت تند و ناگهانی
flouncing
حرکت تند و ناگهانی
braid
ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
braided
ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
braids
ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
an abrupt departure
حرکت ناگهانی
ground loop
تغییر ناگهانی جهت حرکت هواپیما با ارابه فرود
twitch grass
کشش حرکت یا کشش ناگهانی
to flounce
حرکت تند و ناگهانی کردن
to bolt
ناگهانی حرکت کردن
Other Matches
ambivalence
توجه ناگهانی و دلسردی ناگهانی نسبت بشخص یاچیزی
nose dive
شیرجه ناگهانی در هواپیما تنزل ناگهانی قیمت
flurry
اشفتن طوفان ناگهانی باریدن ناگهانی
flurries
اشفتن طوفان ناگهانی باریدن ناگهانی
surged
یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
surges
یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
surge
یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
spurted
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurt
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurts
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurting
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
differential ailerons
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
wave
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feinting
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouse
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouses
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order
ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
trackball
وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
cruised
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
move off the ball
حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
stroke
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruise
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruising
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroked
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroking
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruises
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
tape
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
taped
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
fish tailing
حرکت نوسانی یا تاب
[تریلر در حال حرکت]
strokes
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tapes
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
transfer
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise
حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
transfers
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transferring
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
compound motion
حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
aberration
جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
drag
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouses
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouse
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum
سرعت حرکت شتاب حرکت
angle of depression
میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
moving havens
مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
skull
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
skulls
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
travelling overwatch
راهپیمایی با پوشش حرکت راهپیمایی با استفاده ازمراقبت حرکت با اتش
snap
ناگهانی
snapping
ناگهانی
snaps
ناگهانی
all at once
<idiom>
ناگهانی
on the spur of the moment
<idiom>
ناگهانی
precipitate
ناگهانی
precipitated
ناگهانی
precipitates
ناگهانی
precipitating
ناگهانی
abrupt
ناگهانی
sudden
ناگهانی
snapped
ناگهانی
spontaneity
ناگهانی
surprise attack
تک ناگهانی
strikes
تک ناگهانی
strike
تک ناگهانی
instantaneous
ناگهانی
walk out
<idiom>
ناگهانی رفتن
in one's tracks
<idiom>
ناگهانی ،بیدرنگ
accidental war
جنگ ناگهانی
twitch
انقباض ناگهانی
abruption
قطع ناگهانی
canvass
حمله ناگهانی
twitch
تکان ناگهانی
shoot up
<idiom>
ناگهانی بلندکردن
twitched
تکان ناگهانی
break down
سقوط ناگهانی
blow out
خروج ناگهانی
gusts
باد ناگهانی
twitching
انقباض ناگهانی
twitching
تکان ناگهانی
twitches
انقباض ناگهانی
twitches
تکان ناگهانی
twitched
انقباض ناگهانی
burst force
نیروی ناگهانی
explosive
یورش ناگهانی
opportunity target
هدف ناگهانی
saltus
انتقال ناگهانی
sudden death
مرگ ناگهانی
saltation
جنبش ناگهانی
lunge
حمله ناگهانی
sudden-death
مرگ ناگهانی
lunged
حمله ناگهانی
lunges
حمله ناگهانی
lunging
حمله ناگهانی
sudden stoppage
توقف ناگهانی
supervention
اتفاق ناگهانی
switcheroo
تغییر ناگهانی
bump
تکان ناگهانی
target of opportunity
هدف ناگهانی
peripeteia
تغییر ناگهانی
power surge
برق ناگهانی
accident
مصیبت ناگهانی
suddenly
بطور ناگهانی
clap
صدای ناگهانی
gust
باد ناگهانی
boom
ترقی ناگهانی
killings
توفیق ناگهانی
shocks
هراس ناگهانی
shocked
هراس ناگهانی
frights
ترس ناگهانی
fright
ترس ناگهانی
nosedives
افت ناگهانی
shock
هراس ناگهانی
nosediving
افت ناگهانی
killing
توفیق ناگهانی
brainwave
الهام ناگهانی
flick
تکان ناگهانی
flicking
تکان ناگهانی
flicks
تکان ناگهانی
he acted from impluse
نیروی ناگهانی یا
nosedived
افت ناگهانی
brainwaves
الهام ناگهانی
flare up
غضب ناگهانی
flare up
اشتعال ناگهانی
xenogenesis
خلق ناگهانی
catastrophes
بلای ناگهانی
raid
حمله ناگهانی
booms
ترقی ناگهانی
booming
ترقی ناگهانی
boomed
ترقی ناگهانی
clapped
صدای ناگهانی
clapping
صدای ناگهانی
claps
صدای ناگهانی
nosedive
افت ناگهانی
raided
حمله ناگهانی
raiding
حمله ناگهانی
catastrophe
بلای ناگهانی
irruption
ایجاد ناگهانی
canvassed
حمله ناگهانی
canvasses
حمله ناگهانی
canvassing
حمله ناگهانی
all of a sudden
<idiom>
به طور ناگهانی
hit-and-run
<idiom>
تاثیر ناگهانی
raids
حمله ناگهانی
flicked
تکان ناگهانی
spurted
خروج ناگهانی
crashes
ورشکستگی ناگهانی
spurt
خروج ناگهانی
crashingly
ورشکستگی ناگهانی
spurting
خروج ناگهانی
spurting
افزایش ناگهانی
snaps
شتابزدگی ناگهانی
spurt
افزایش ناگهانی
crash
ورشکستگی ناگهانی
spurted
افزایش ناگهانی
detonation
انفجار ناگهانی
crashed
ورشکستگی ناگهانی
detonations
انفجار ناگهانی
spurts
افزایش ناگهانی
crashing
ورشکستگی ناگهانی
sortie
حمله ناگهانی
snapping
شتابزدگی ناگهانی
sorties
حمله ناگهانی
screamed
ناگهانی گفتن
screams
ناگهانی گفتن
accidents
مصیبت ناگهانی
flaws
اشوب ناگهانی
randomly
مسیر ناگهانی
flaw
اشوب ناگهانی
snap
شتابزدگی ناگهانی
random
مسیر ناگهانی
to bolt
ناگهانی جهیدن
scream
ناگهانی گفتن
snapped
شتابزدگی ناگهانی
spurts
خروج ناگهانی
node
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
nodes
ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
bounding overwatch
حرکت خیز به خیز با پوشش حرکت با اتش و مانور
quadrature encoding
سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
cut back
کاهش ناگهانی تولید
nosedives
نزول شدید یا ناگهانی
crowner's quest
بازجویی درمرگهای ناگهانی
cardiac arrest
توقف ناگهانی قلب
transient
موج ناگهانی در ولتاژ
storm
تغییر ناگهانی هوا
stormed
تغییر ناگهانی هوا
cardiac arrests
توقف ناگهانی قلب
deep creep attack
تک ناگهانی با بمب زیرابی
pangs
درد سوزش ناگهانی
pang
درد سوزش ناگهانی
pops
ضربت ناگهانی زدن
nosedived
افت ناگهانی کردن
popped
ضربت ناگهانی زدن
pop
ضربت ناگهانی زدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com