Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
English
Persian
stepped up separation
حرکت پلهای هواپیماها ارایش پلهای در حرکات هوایی
Other Matches
quantize
پلهای کردن
deflection potentiometer
پتانسیومتر پلهای
decrementation
کاهش پلهای
decrement
کاستن پلهای
step function
تابع پلهای
stepping switch
گزینه پلهای
multiple contact switch
کلید پلهای
quantizer
پلهای کننده
companionway
نرده پلهای
variable speed drive
محرکه پلهای
variable speed transmission
گیربکس پلهای
companionways
نرده پلهای
fiddle blocks
قرقره پلهای
incrementally
تغییرات پلهای
cross wall
دیوار پلهای عرضی
topside
پلهای باز ناو
stepwise elution analysis
تجزیه شستشوی پلهای
sidesteps
صعود پلهای از پهلو
sidestep
صعود پلهای از پهلو
cone pulley drive
محرکه صفحه پلهای
sidestepping
صعود پلهای از پهلو
sidestepped
صعود پلهای از پهلو
step drawdown test
ازمایش لغت پلهای در چاه
decrement
میزان کاهش کاستن پلهای
sidestep traverse
صعود پلهای همراه باسرخوردن بجلو
burn one's bridges behind one
<idiom>
پلهای پشت سرش راخراب کردن
tusk tenon
زبانه یا گیرهای که دارای زبانههای کوچکتری باشدبطوری که رویهم بشکل پله یاتضاریس پلهای درایند
phenolic epoxy
خانوادهای از رزینها وچسبها که در مشتقات فنل کاربرد فراوان دارند و درهمه انها پلهای اکسیژن رابط رادیکالهای هیدروکربنی وجود دارد
restrictive fire plan
طرح اتش محدود کننده حرکات هوایی یا تامینی هوایی
cascade connection
اتصال کاسکاد اتصال پلهای
taxiing
حرکت هواپیماها روی باند فرود
taxies
حرکت هواپیماها روی باند فرود
taxi
حرکت هواپیماها روی باند فرود
taxied
حرکت هواپیماها روی باند فرود
air movements
حرکات هوایی
air movement section
قسمت حرکات هوایی
air register
تنظیم حرکات هوایی
air control ship
ناو کنترل حرکات هوایی
taxiway
محوطه حرکت هواپیماها برای گرم شدن محوطه تاکسی کردن
taximan
متصدی تاکسی کردن هواپیماها متصدی عبور ومرور هواپیماها روی باند
two up
ارایش حرکت با دو عنصر درجلو
tied on
در درگیری هوایی یعنی هواپیمای یاد شده داخل ارایش قسمت من است
polar motion
وسیله نشان دادن حرکات قطعات یا مایعات سیال بااستفاده از انرژی مغناطیسی حرکت قطبی
mechanical mouse
mouse حرکت داده میشود و توپ درون آن می چرخد و به احساس کننده ها که حرکات افق و عمودی را کنترل می کنند برخورد میکند
launch time
زمان حرکت هوایی
air movement column
ستون حرکت هوایی
trunkair route
مسیر هوایی استراتژیکی مسیر حرکت و حمل و نقل استراتژیکی هوایی
liners
باسرعت حداکثر هواپیما حرکت کنید در درگیری هوایی
liner
باسرعت حداکثر هواپیما حرکت کنید در درگیری هوایی
chalk troops
سری افراد یا یکانهایی که بایستی با یک سریال هوایی حرکت کنند
chalk number
شماره سریال بار هوایی شماره سریال حرکت هوایی
chalk commander
فرمانده سریال حرکت هوایی فرمانده سریال بار هوایی
wingman
خلبانی که خارج از فرمان دسته هوایی حرکت میکند خلبان جناحی
control point
نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
airlift service
سرویس حمل و نقل هوایی خدمات ترابری هوایی قسمت ترابری هوایی
trail formation
ارایشات ستون راهپیمایی ارایش حرکت در ستون راهپیمایی
ducked
درگیر شدن هواپیماها
emergency scramble
درگیری اضطراری هواپیماها
duck
درگیر شدن هواپیماها
ducks
درگیر شدن هواپیماها
duckings
درگیر شدن هواپیماها
flight control
سیستم کنترل هواپیماها
join up
مجتمع کردن هواپیماها
replenishing
سرویس وسوختگیری هواپیماها تجدیدسوخت
ground alert
اماده باش 51 دقیقهای هواپیماها
parking plan
طرح پارک کردن هواپیماها
replenish
سرویس وسوختگیری هواپیماها تجدیدسوخت
ground alert
اماده باش زمینی هواپیماها
radio range station
ایستگاه ناوبری رادیویی هواپیماها
replenished
سرویس وسوختگیری هواپیماها تجدیدسوخت
replenishes
سرویس وسوختگیری هواپیماها تجدیدسوخت
approach sequence
ترتیب توالی تقرب هواپیماها
telling
مخابره اطلاعات به دست امده از تجسس هوایی به یکانهای پدافند هوایی
holiday
تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
holidays
تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
antiair warfare
جنگ ضدبرتری هوایی نبرد بر علیه برتری هوایی دشمن
air policing
عملیات گشت زنی هوایی پاسوری هوایی در زمان صلح
pounced
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pouncing
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pounces
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
i stay
در رهگیری هوایی به علامت ماموریت گشت هوایی راتحویل گرفتم اعلام میشود
line chief
افسرجزء نیروی هوایی که درفرود امدن وبرخاستن هواپیمادرخطوط هوایی نظارت میکند
pounce
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
combat liaison
حفظ ارتباط بین هواپیماها درحین پرواز
air delivery container
جعبههای مخصوص حمل بارهای هوایی جعبه حامل بار در نقل و انتقال هوایی
broadcast controlled air interception
نوعی رهگیری هوایی که هواپیمای رهگیر را مداوم درجریان تک هوایی دشمن قرارمی دهند
air sentinel
گارد هوایی نگهبان مخصوص اعلام خطرتک هوایی
steered
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steers
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steer
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
differential ailerons
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
pigeons
در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
pigeon
در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
air scoop
چاه هوایی صفحه تنظیم دریچه هوایی
sleeve target
هدف کش هوایی استوانهای برای تیراندازی ضد هوایی
flak
گلوله خودترکان ضد هوایی توپ پدافند هوایی
zmarker beacon
برج مراقبت نشان دهنده محل فرودگاه به هواپیماها
into plane service
تدارک سوخت و وسایل برای هواپیماها طبق قرارداد
pathfinder guidance
هدایت هواپیماها به وسیله هواپیمای راهنمای مسیر یاراهیاب
force rendezvous
نقطه الحاق هواپیماها یاکشتیها برای اجرای عملیات
fly through
عبور هدف هوایی از مخروط اتش ضد هوایی تقاطع هدف با اتش ضد هوایی
air interdiction
عملیات ممانعتی هوایی ممانعت هوایی
aviation pay
معاش هوایی سختی خدمت هوایی
air pilots
خلبانان نیروی هوایی راهنمایان هوایی
air superiority
برتری موقت هوایی رجحان هوایی
air suprmacy
برتری کامل هوایی سیادت هوایی
carrier air group
دو یا چند گردان هوایی که درروی یک ناو مستقر باشند گروه هوایی ناو هواپیمابر
air branch
قسمت هوایی رسته هوایی
air material
ماتریل هوایی وسایل هوایی
notice to airmen
اعلامیه هوایی یا اعلان هوایی
air
هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
airs
هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
aired
هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
code panel
رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
splashes
ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
splashing
ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
tropopause
منطقه چاه هوایی جوی بین استراتوسفر و تروپوسفر منطقه سکته هوایی
air station
ایستگاه عکس برداری هوایی نقطه تمرکز عکسبرداری هوایی ایستگاه هواشناسی
splash
ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
air picket
هواپیمای مخصوص اکتشاف و گزارش و ردیابی هواپیماو موشکهای دشمن هواپیمای گشتی هوایی هواپیمای پیشقراول هوایی
call mission
درخواست پشتیبانی فوری هوایی ماموریت هوایی طبق درخواست
air scout
هواپیمای دیده ور هوایی هواپیمای مخصوص گشت زنی هوایی
air photographic
شناسایی از طریق عکسبرداری هوایی شناسایی با استفاده ازعکس هوایی
tactical air controler
افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
movements
حرکات
airlift command
فرماندهی ترابری هوایی قسمت حمل و نقل هوایی فرماندهی حمل و نقل هوایی
approach schedule
برنامه تقرب هواپیما به باند ترتیب فرود هواپیماها روی باند
availability factor
ضریب امادگی عملیاتی هواپیماها یا ناوها ضریب قابلیت استفاده
handover
تحویل و تحول کردن سیستم کنترل هواپیماها تحویل دادن
retrograde movement
حرکات به عقب
peristalsis
حرکات حلقوی
gestures
حرکات بیانگر
tactical movement
حرکات تاکتیکی
pump
حرکات فریبنده
school figures
حرکات اسب
optional
حرکات اختیاری
eye movements
حرکات چشم
eurythmics
تناسب حرکات
puerilism
حرکات کودکانه
play marking
حرکات تهاجمی
movements
حرکات یکانها
calisthenics
حرکات سوئدی
rings
حرکات دارحلقه
calisthenics
حرکات نرمشی
prescribed exercise
حرکات اجباری
motion analysis
تحلیل حرکات
cadence
موزونی حرکات
compulsory freestyle
حرکات اجباری
cadences
موزونی حرکات
compulsory
حرکات اجباری
pumped
حرکات فریبنده
pumps
حرکات فریبنده
voluntary exercise
حرکات اختیاری
stream takeoff
حالت موجی هواپیماها درحال برخاستن پشت سر هم پرواز از روی باند به صورت موج پشت سر هم
waving
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feinting
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
photogrammetry
علم تهیه نقشه از روی عکس هوایی یا اندازه گیری فواصل زمینی از روی عکس هوایی
eurhythmics
حرکات بدنی موزون
composite attack
حمله شمشیرباز با حرکات پی در پی
eurythmics
حرکات بدنی موزون
floor exercise
حرکات زمینی ژیمناستیک
disporting
حرکات نشاط انگیزکردن
disports
حرکات نشاط انگیزکردن
mass of maneuver
سنگینی حرکات یکان
compound attack
حمله شمشیرباز با حرکات پی در پی
position of attention
حرکات و احترامات نظامی
aerobatic
حرکات آکروباتی با هواپیما
piaffe
نمایش حرکات یورتمهای
notations
ثبت حرکات شطرنج
notation
ثبت حرکات شطرنج
transposition
تبدیل حرکات شطرنج
circulation control
مدار کنترل حرکات
adiadokinesis
زوال حرکات تناوبی
disport
حرکات نشاط انگیزکردن
lateral and sway bracing
حرکات جانبی و نوسانی
by-play
حرکات یا مکالمات فرعی
rapid eye movements
حرکات سریع چشم
road movement
حرکات روی جاده
surge
حرکات افقی اب دریا
surged
حرکات افقی اب دریا
disported
حرکات نشاط انگیزکردن
maneuvering board
تابلوی حرکات ناوها
lunes
حرکات جنون امیز
girlishness
حرکات یا حالات دخترانه
surges
حرکات افقی اب دریا
lip key
[دستگاه ثبت حرکات لب]
gestural
متضمن حرکات واشارات
music of the spheres
اهنگ حرکات افلاک
appeasement gestures
حرکات صلح جویانه
mouses
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
air search attack unit
تیم تجسس و نابودی هوایی تیم تک اکتشافی هوایی
air defense commander
فرماندهی پدافند هوایی فرمانده پدافند هوایی یک منطقه
emergency scramble
درگیری اضطراری هوایی فرمان درگیری سریع هوایی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com