English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 49 (4 milliseconds)
English Persian
inflation accounting حسابداری تورمی
Other Matches
cost accounting حسابداری قیمت تمام شده حسابداری هزینه حسابداری صنعتی
cost accounting حسابداری قیمت تمام شده حسابداری صنعتی
current cost accounting حسابداری هزینه جاری حسابداری براساس نرخ های جاری
anti inflationary policy ضد تورمی
deflationary ضد تورمی
inflationary spiral مارپیچ تورمی
inflationary recession رکود تورمی
deflationary program برنامه ضد تورمی
inflationary pressure فشار تورمی
inflationary gap شکاف تورمی
stagflation رکود تورمی
bookwork [bookkeeping] حسابداری [حسابداری]
accounting حسابداری
cost accounting حسابداری
accountancy حسابداری [حسابداری]
accountancy حسابداری
accounting حسابداری [حسابداری]
book keeping حسابداری [حسابداری]
national accounting حسابداری ملی
single entry حسابداری ساده
single entry حسابداری فردی
sales accounting حسابداری فروش
double entry bookkeeping حسابداری دوبل
accounting machine ماشین حسابداری
vouchers سند حسابداری
voucher سند حسابداری
accounting price قیمت حسابداری
stock accounting حسابداری موجودی
accounting principles اصول حسابداری
accounting profit سود حسابداری
accounting system سیستم حسابداری
accounting system نظام حسابداری
comptroller بازرس حسابداری
tally sheet کاربرگ حسابداری
accounting profit سود از دیدگاه حسابداری
accountable depot مرکز نگهداری سوابق حسابداری
accounting package بسته پیش نوشته حسابداری
accounting اصول حسابداری برسی اصل و فرع
modular accounting package برنامه پیش نوشته حسابداری واحدی
integrated accounting package بسته پیش نوشته حسابداری مجتمع
current purchasing power حسابداری که در ان نرخهای جاری مبنای محاسبه میباشند
credit ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
accounts package نرم افزاری که توابع حسابداری تجاری را خودکار انجام میدهد
accounting package نرم افزاری که توابع حسابداری تجاری را خودکار انجام میدهد
credits ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
crediting ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
credited ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
corporate model نمایش یا شبیه سازی ریاضی اعمال حسابداری و خطوط راهنمای سیاست مالی یک شرکت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com