English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (6 milliseconds)
English Persian
single entry حسابداری ساده
Other Matches
cost accounting حسابداری قیمت تمام شده حسابداری هزینه حسابداری صنعتی
cost accounting حسابداری قیمت تمام شده حسابداری صنعتی
current cost accounting حسابداری هزینه جاری حسابداری براساس نرخ های جاری
simple design طرف کف ساده [هرگاه قسمتی و تمام فرش را بصورت ساده و بدون هیچگونه طرحی می بافند. نمونه آن فرش قائنات یا آستان قدس است که فضای بین لچک و ترنج کف ساده و قرمز می باشد.]
basic یک زبان برنامه نویسی ساده از نظراموزش و بکارگیری و دارای فهرست کوچکی از دستورات وقالبهای ساده
basics یک زبان برنامه نویسی ساده از نظراموزش و بکارگیری و دارای فهرست کوچکی از دستورات وقالبهای ساده
cost accounting حسابداری
accountancy حسابداری [حسابداری]
accounting حسابداری [حسابداری]
book keeping حسابداری [حسابداری]
accounting حسابداری
bookwork [bookkeeping] حسابداری [حسابداری]
accountancy حسابداری
mirror carpet طرح آینه [در این طرح زمینه اصلی فرش بصورت کاملا ساده و بدون هیچ نقش و نگاری بافته شده و تنها از یک یا دو حاشیه ساده استفاده می شود.]
accounting profit سود حسابداری
accounting machine ماشین حسابداری
accounting principles اصول حسابداری
sales accounting حسابداری فروش
accounting price قیمت حسابداری
accounting system سیستم حسابداری
accounting system نظام حسابداری
tally sheet کاربرگ حسابداری
inflation accounting حسابداری تورمی
voucher سند حسابداری
vouchers سند حسابداری
stock accounting حسابداری موجودی
single entry حسابداری فردی
comptroller بازرس حسابداری
national accounting حسابداری ملی
double entry bookkeeping حسابداری دوبل
accounting profit سود از دیدگاه حسابداری
structuring با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structures با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structure با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
accountable depot مرکز نگهداری سوابق حسابداری
accounting package بسته پیش نوشته حسابداری
accounting اصول حسابداری برسی اصل و فرع
modular accounting package برنامه پیش نوشته حسابداری واحدی
integrated accounting package بسته پیش نوشته حسابداری مجتمع
current purchasing power حسابداری که در ان نرخهای جاری مبنای محاسبه میباشند
credits ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
accounting package نرم افزاری که توابع حسابداری تجاری را خودکار انجام میدهد
accounts package نرم افزاری که توابع حسابداری تجاری را خودکار انجام میدهد
credit ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
credited ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
crediting ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
corporate model نمایش یا شبیه سازی ریاضی اعمال حسابداری و خطوط راهنمای سیاست مالی یک شرکت
sheepishly ساده دل
sheepish ساده دل
charmless ساده
taffetized ساده
free spoken ساده گو
fraudless ساده
fanciless ساده
simple minded ساده دل
freestanding ساده
explicit ساده
unmeaning ساده
clean ساده
cleaned ساده
cleanest ساده
cleans ساده
incomplex ساده
unaadorned ساده
incomposite ساده
fructose ساده
naive ساده
bald ساده
balder ساده
semplice ساده
artless ساده
positive ساده
inexpensive ساده
downright ساده
frugal ساده
unassuming ساده
homespun ساده
idiot ساده
simpleminded ساده دل
simplex ساده
idiots ساده
baldest ساده
baldly ساده
simplistic ساده
naif ساده
clodhopper ساده
clodhoppers ساده
plain hearted ساده دل
daff ساده دل
simple hearted ساده دل
unsophisticated ساده
expansive <adj.> ساده دل
simplest ساده
plainest ساده
simpler ساده دل
conversable <adj.> ساده دل
unceremonious ساده
good-humored ساده دل
seemly <adj.> ساده دل
innocent <adj.> ساده دل
simple-hearted <adj.> ساده دل
plainer ساده
plain ساده
simplest ساده دل
unceremoniously ساده
simpler ساده
plains ساده
simple ساده دل
slickest ساده
slick ساده
untutored ساده
unaffected ساده
simple ساده
barer ساده اشکار
simple parry دفاع ساده
penny whistle نی لبک ساده
simple oscillator نوسانگر ساده
simple schizophrenia اسکیزوفرنی ساده
plainly بطور ساده
simple shear برش ساده
simple structure ساخت ساده
penny whistles نی لبک ساده
simple stress تنش ساده
bared ساده اشکار
bare ساده اشکار
simplistic ساده طبع
simplifies ساده کردن
nincompoops ساده لوح
nincompoop ساده لوح
sementem معنی ساده
lamb ادم ساده
credulousness ساده لوحی
lambs ادم ساده
primary cell پیل ساده
plain design طرح کف ساده
simplified ساده شده
credulity ساده لوحی
simple interest سود ساده
reducible ساده شدنی
gowk ساده لوح
empirical formula فرمول ساده
dupable ساده لوح
king post truss خرپای ساده
lamblike ساده لوح
lamblkin ساده لوح
in plain english به انگلیسی ساده
gullibility ساده لوحی
ingenue دختر ساده
gobemouche ساده لوح
reduce ساده کردن
reduces ساده کردن
galah ساده لوح
gaby ساده لوح
frugal food خوراک ساده
reducing ساده کردن
free spokenness ساده گویی
infrugal غیر ساده
clean collection وصولی ساده
clean bill of lading بارنامه ساده
clean bill برات ساده
phonemes صداهای ساده
pick wickian ساده بی تکلف
plain flap فلپ ساده
flat rate نرخ ساده
plain paper کاغذ ساده
plain rib تیغه ساده
plain weave بافت ساده
phoneme صدای ساده
perfect gazes گازهای ساده
duped ساده لوح
cats paw ساده لوح
naivete ساده لوحی
book keeping by single e. دفترداری ساده
booby ساده لوح
natively بطور ساده
overhand knot گره ساده
basic circuit مدار ساده
simple truss خرپای ساده
simple magnet مغناطیس ساده
single bond پیوند ساده
smpleton ساده لوح
reductions ساده سازی
reduction ساده سازی
ingenuous صاف و ساده
soft eye چشمی ساده
sot ساده لوح
credulous ساده لوح
fall guys ساده لوح
fall guy ساده لوح
single bevel but weld جوش لب به لب "وی " ساده
simplifier ساده کننده
duping ساده لوح
dupes ساده لوح
dupe ساده لوح
simple mean میانگین ساده
simple minded ساده لوح
goofs ادم ساده
goofing ادم ساده
goofed ادم ساده
goof ادم ساده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com