English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 128 (7 milliseconds)
English Persian
k tungsten sensitivity حساسیت تنگستن در 4582کلوین
Other Matches
tungsten تنگستن
wolform تنگستن
tungesten تنگستن
tungstic دارای تنگستن
steels containing tungsten فولادهی تنگستن دار
tungsten steel فولاد تنگستن دار
platinoid الیاژی از مس ونیکل و تنگستن
anticathode قطب مثبت برق صفحهء پلاتین یا تنگستن دولولهء اشعهء مجهول
liking حساسیت
elasticity حساسیت
friction حساسیت
frictions حساسیت
sinsitivity حساسیت
susceptivity حساسیت
sensitometer حساسیت
impressibility حساسیت
sensitiveness حساسیت
allergy حساسیت
sensibility حساسیت
sensitivities حساسیت
sensitivity حساسیت
sensibilities حساسیت
allergies حساسیت
static sensitivity حساسیت استاتیک
sensitivity ratio نسبت حساسیت
stress testing تست حساسیت
hyperaesthesia ازدیاد حساسیت
hyperesthesia ازدیاد حساسیت
dynamic sensitivity حساسیت دینامیک
hyperesthesia فزونی حساسیت
price elasticity حساسیت قیمت
sensitivity training حساسیت اموزی
protopathic sensitivity حساسیت ابتدایی
photosensitivity حساسیت به نور
measuring sensitivity حساسیت سنجش
luminous sensitivity حساسیت نوری
keenness ذکاوت حساسیت
sentience حساسیت جسمانی
inelasticity عدم حساسیت
increase in sensitivity افزایش حساسیت
impassibility عدم حساسیت
coloring sensitive حساسیت رنگ
hypersensitivity حساسیت شدید
responsively با تاثر یا حساسیت
terminal sensitivity حد بیشینه حساسیت
sensitive دارای حساسیت
absolute sensitivity حساسیت مطلق
allergy حساسیت [پزشکی]
light sensitive با حساسیت نوری
allergic دارای حساسیت به
allergic وابسته به حساسیت
coefficient of elasticity ضریب حساسیت
desensitization حساسیت زدایی
hyposensitize عدم حساسیت
differential sensitivity حساسیت افتراقی
sensitivity میزان حساسیت
sensitivities میزان حساسیت
anti-histamines داروی ضد حساسیت یا آلرژی
sensitivity training group گروه حساسیت اموزی
sensibility to praise حساسیت نسبت به ستایش
allergic rhinitis [med.] حساسیت فصلی [پزشکی]
t group گروه حساسیت اموزی
systematic desensitization حساسیت زدایی منظم
thermotropism حساسیت نسبت به گرما
anti-histamine داروی ضد حساسیت یا آلرژی
static luminous sensitivity حساسیت نوری استاتیک
antihistamines داروی ضد حساسیت یا آلرژی
somesthesis حساسیت به حسهای بدنی
hayfever [med.] حساسیت فصلی [پزشکی]
hay fever [med.] حساسیت فصلی [پزشکی]
pollinosis [med.] حساسیت فصلی [پزشکی]
pollenosis [med.] حساسیت فصلی [پزشکی]
spectral sensitivity characteristic مشخصه حساسیت مرئی
gravimeter حساسیت سنج وزن
exquisiteness حساسیت نازکی طبع
mouse مقابل حساسیت Mouse
current sensitivity of a crystal rectifi حساسیت یکسوکننده بلورین
mouses مقابل حساسیت Mouse
hyperirritable دارای حساسیت شدید
allergies حساسیت نسبت بچیزی
intermediate frequency sensitivity حساسیت فرکانس میانی
jumpiness حالت بیقراری حساسیت
dynamic luminous sensitivity حساسیت نوری دینامیک
measuring sensitivity حساسیت اندازه گیری
neurasthenia سر درد و حساسیت بی مورد
allergy حساسیت نسبت بچیزی
diathesis تمایل یا حساسیت نسبت به چیزی
looks زمان حساسیت مدار مین
acroesthesia افزایش حساسیت اعضای انتهایی
actinautographic دارای حساسیت در مقابل نور
color blind فاقد حساسیت نسبت برنگ
coarse mine نوعی مین دریایی با حساسیت کم
look زمان حساسیت مدار مین
allergen مادهای که باعث حساسیت میشود
looked زمان حساسیت مدار مین
photosensitize نسبت بنور حساسیت پیداکردن
notche sensitivity index ضریب حساسیت در مقابل شیار
meteoropathy حساسیت به تغییرات هوا [پزشکی]
sensitometry اندازه گیری حساسیت چشم
allergy حساسیت نسبت به چیزی [پزشکی]
hyperesthesia حساسیت شدید در یک ناحیه بدن
atmosphere related syndrome [ARS] حساسیت به تغییرات هوا [پزشکی]
photosensitive دارای حساسیت نسبت به نور
esthesia فرفیت احساس و ادراک حساسیت
hyperirritability حساسیت واستعداد تحریک فوق العاده
tone deaf فاقد حساسیت نسبت به اهنگ موسیقی
photosensitize بوسیله نور به چیزی حساسیت دادن
sensitivity analysis تحلیل حساسیت در برنامه ریزی خطی
tinged with cnvy حساسیت امیز توام بارشک یاحسادت
tone-deaf فاقد حساسیت نسبت به اهنگ موسیقی
hyposensitize کم شدن حساسیت نسبت به بعضی مواد موجدحساسیت
mantoux test ازمایش درجه حساسیت شخص نسبت به میکرب سل
stenotopic دارای حساسیت اندک نسبت به تغییر محیط
hypersensitive دارای حساسیت فوق العاده خیلی حساس
class-consciousness دارای حساسیت وتعصب نسبت بطبقه اجتماعی خود
class conscious دارای حساسیت وتعصب نسبت بطبقه اجتماعی خود
class-conscious دارای حساسیت وتعصب نسبت بطبقه اجتماعی خود
case sensitive search جستجو برای حساسیت نسبت به بزرگ یا کوچک بودن حرف
look زمانی که مدار مین نسبت به عامل انفجار حساسیت نشان میدهد
looked زمانی که مدار مین نسبت به عامل انفجار حساسیت نشان میدهد
looks زمانی که مدار مین نسبت به عامل انفجار حساسیت نشان میدهد
adaptations توانایی یک وسیله برای تنظیم کردن محدوده حساسیت خود در موقعیتهای مختلف
adaptation توانایی یک وسیله برای تنظیم کردن محدوده حساسیت خود در موقعیتهای مختلف
antihistamine موادی که برای درمان حساسیت بکار رفته و باعث خنثی کردن اثر هیستامین دربافت ها می شوند
hyperalgesis حساسیت زیاد نسبت به درد درد بسیار سخت
anti servo tab بالچه قابل تنظیم متصل به لبه فرار سکان که در جهت سطوح اصلی فرامین عمل کرده و درنتیجه از حساسیت انها میکاهد
electrosensitive printer چاپگر حساس الکترونیکی چاپگر با حساسیت الکترونیکی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com