English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
hypersensitivity حساسیت شدید
Search result with all words
hyperesthesia حساسیت شدید در یک ناحیه بدن
hyperirritable دارای حساسیت شدید
Other Matches
fervour حرارت شدید اشتیاق شدید
fervor حرارت شدید اشتیاق شدید
sensitivity حساسیت
allergies حساسیت
frictions حساسیت
liking حساسیت
impressibility حساسیت
friction حساسیت
sensitiveness حساسیت
sensitometer حساسیت
elasticity حساسیت
allergy حساسیت
sinsitivity حساسیت
susceptivity حساسیت
sensibilities حساسیت
sensibility حساسیت
sensitivities حساسیت
luminous sensitivity حساسیت نوری
measuring sensitivity حساسیت سنجش
light sensitive با حساسیت نوری
dynamic sensitivity حساسیت دینامیک
hyperaesthesia ازدیاد حساسیت
differential sensitivity حساسیت افتراقی
desensitization حساسیت زدایی
coloring sensitive حساسیت رنگ
keenness ذکاوت حساسیت
inelasticity عدم حساسیت
hyperesthesia ازدیاد حساسیت
hyperesthesia فزونی حساسیت
terminal sensitivity حد بیشینه حساسیت
hyposensitize عدم حساسیت
impassibility عدم حساسیت
sentience حساسیت جسمانی
increase in sensitivity افزایش حساسیت
allergy حساسیت [پزشکی]
price elasticity حساسیت قیمت
absolute sensitivity حساسیت مطلق
static sensitivity حساسیت استاتیک
sensitivity میزان حساسیت
sensitivity training حساسیت اموزی
sensitivity ratio نسبت حساسیت
photosensitivity حساسیت به نور
coefficient of elasticity ضریب حساسیت
allergic وابسته به حساسیت
protopathic sensitivity حساسیت ابتدایی
sensitivities میزان حساسیت
allergic دارای حساسیت به
sensitive دارای حساسیت
responsively با تاثر یا حساسیت
stress testing تست حساسیت
allergic rhinitis [med.] حساسیت فصلی [پزشکی]
hayfever [med.] حساسیت فصلی [پزشکی]
current sensitivity of a crystal rectifi حساسیت یکسوکننده بلورین
dynamic luminous sensitivity حساسیت نوری دینامیک
hay fever [med.] حساسیت فصلی [پزشکی]
mouse مقابل حساسیت Mouse
pollinosis [med.] حساسیت فصلی [پزشکی]
gravimeter حساسیت سنج وزن
pollenosis [med.] حساسیت فصلی [پزشکی]
mouses مقابل حساسیت Mouse
exquisiteness حساسیت نازکی طبع
anti-histamines داروی ضد حساسیت یا آلرژی
anti-histamine داروی ضد حساسیت یا آلرژی
systematic desensitization حساسیت زدایی منظم
sensibility to praise حساسیت نسبت به ستایش
sensitivity training group گروه حساسیت اموزی
spectral sensitivity characteristic مشخصه حساسیت مرئی
somesthesis حساسیت به حسهای بدنی
allergy حساسیت نسبت بچیزی
static luminous sensitivity حساسیت نوری استاتیک
t group گروه حساسیت اموزی
antihistamines داروی ضد حساسیت یا آلرژی
thermotropism حساسیت نسبت به گرما
intermediate frequency sensitivity حساسیت فرکانس میانی
jumpiness حالت بیقراری حساسیت
k tungsten sensitivity حساسیت تنگستن در 4582کلوین
measuring sensitivity حساسیت اندازه گیری
allergies حساسیت نسبت بچیزی
neurasthenia سر درد و حساسیت بی مورد
atmosphere related syndrome [ARS] حساسیت به تغییرات هوا [پزشکی]
look زمان حساسیت مدار مین
allergy حساسیت نسبت به چیزی [پزشکی]
looks زمان حساسیت مدار مین
looked زمان حساسیت مدار مین
meteoropathy حساسیت به تغییرات هوا [پزشکی]
coarse mine نوعی مین دریایی با حساسیت کم
photosensitive دارای حساسیت نسبت به نور
color blind فاقد حساسیت نسبت برنگ
diathesis تمایل یا حساسیت نسبت به چیزی
allergen مادهای که باعث حساسیت میشود
sensitometry اندازه گیری حساسیت چشم
photosensitize نسبت بنور حساسیت پیداکردن
actinautographic دارای حساسیت در مقابل نور
notche sensitivity index ضریب حساسیت در مقابل شیار
esthesia فرفیت احساس و ادراک حساسیت
acroesthesia افزایش حساسیت اعضای انتهایی
sensitivity analysis تحلیل حساسیت در برنامه ریزی خطی
hyperirritability حساسیت واستعداد تحریک فوق العاده
tone-deaf فاقد حساسیت نسبت به اهنگ موسیقی
tinged with cnvy حساسیت امیز توام بارشک یاحسادت
photosensitize بوسیله نور به چیزی حساسیت دادن
tone deaf فاقد حساسیت نسبت به اهنگ موسیقی
hyposensitize کم شدن حساسیت نسبت به بعضی مواد موجدحساسیت
stenotopic دارای حساسیت اندک نسبت به تغییر محیط
mantoux test ازمایش درجه حساسیت شخص نسبت به میکرب سل
hypersensitive دارای حساسیت فوق العاده خیلی حساس
class conscious دارای حساسیت وتعصب نسبت بطبقه اجتماعی خود
class-consciousness دارای حساسیت وتعصب نسبت بطبقه اجتماعی خود
class-conscious دارای حساسیت وتعصب نسبت بطبقه اجتماعی خود
draconic شدید
diametrical شدید
drastically شدید
drastic شدید
vigorous شدید
stalwarts شدید
stalwart شدید
sopping شدید
slashing شدید
strenuous شدید
sweltering شدید
intense شدید
severer شدید
severest شدید
severe شدید
vehemently شدید
hyperpyrexia تب شدید
high wrought شدید
climacteric <adj.> شدید
vehement شدید
violent شدید
incontrollable شدید
towering شدید
acute شدید
toughest شدید
tougher شدید
tough شدید
intensive شدید
rigorous شدید
keenest شدید
keen شدید
forcible شدید
boisterous شدید
extensive شدید
two fisted شدید
raging شدید
inclement شدید
grievous شدید
diametric شدید
rugged شدید
case sensitive search جستجو برای حساسیت نسبت به بزرگ یا کوچک بودن حرف
hardest مشکل شدید
salvoes افهاراحساسات شدید
schwarmerei احساسات شدید
rumbustious سخت شدید
hard مشکل شدید
sthenic شدید نیرومند
harder مشکل شدید
heavy شدید پرزور
vehemence غضب شدید
bedlam اشتباه شدید
salvo افهاراحساسات شدید
slats ضربه شدید
gird ضربه شدید
pash باران شدید
exquisite شدید سخت
violent wind باد شدید
impetuous تند و شدید
chronic شدید گرانرو
rain shower باران شدید
workouts تمرین شدید
workouts کار شدید
workout تمرین شدید
workout ورزش شدید
clavus سردرد شدید
booms رونق شدید
booming رونق شدید
an intensive particle ادات شدید
rain cats and dogs <idiom> باران شدید
revulsion تنفر شدید
passion تعصب شدید
actude conditions شرایط شدید
advertising blitz تبلیغات شدید
aggravator شدید کننده
boomed رونق شدید
boom رونق شدید
hyperinflation تورم شدید
galloping inflation تورم شدید
high explosive سوختار شدید
workouts ورزش شدید
rushing حرکت شدید
rushed حرکت شدید
rush حرکت شدید
high order detonation انفجار شدید
high rate discharge تخلیه شدید
heavier شدید پرزور
slat ضربه شدید
heavies شدید پرزور
penchant میل شدید
workout کار شدید
heaviest شدید پرزور
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com