English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
sensibility to praise حساسیت نسبت به ستایش
Other Matches
sensitivity ratio نسبت حساسیت
allergy حساسیت نسبت بچیزی
allergies حساسیت نسبت بچیزی
thermotropism حساسیت نسبت به گرما
photosensitize نسبت بنور حساسیت پیداکردن
color blind فاقد حساسیت نسبت برنگ
diathesis تمایل یا حساسیت نسبت به چیزی
allergy حساسیت نسبت به چیزی [پزشکی]
photosensitive دارای حساسیت نسبت به نور
tone deaf فاقد حساسیت نسبت به اهنگ موسیقی
tone-deaf فاقد حساسیت نسبت به اهنگ موسیقی
mantoux test ازمایش درجه حساسیت شخص نسبت به میکرب سل
stenotopic دارای حساسیت اندک نسبت به تغییر محیط
hyposensitize کم شدن حساسیت نسبت به بعضی مواد موجدحساسیت
class conscious دارای حساسیت وتعصب نسبت بطبقه اجتماعی خود
class-conscious دارای حساسیت وتعصب نسبت بطبقه اجتماعی خود
class-consciousness دارای حساسیت وتعصب نسبت بطبقه اجتماعی خود
case sensitive search جستجو برای حساسیت نسبت به بزرگ یا کوچک بودن حرف
look زمانی که مدار مین نسبت به عامل انفجار حساسیت نشان میدهد
looked زمانی که مدار مین نسبت به عامل انفجار حساسیت نشان میدهد
looks زمانی که مدار مین نسبت به عامل انفجار حساسیت نشان میدهد
hyperalgesis حساسیت زیاد نسبت به درد درد بسیار سخت
leverage نسبت بدهی به دارائی خالص تغییر نسبت غیر معین
lift fan توربوفنی که با نسبت کنارگذارزیاد تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکاررود
ohm's law جریان در یک مدار با ولتاژ نسبت مستقیم وبا مقاومت نسبت عکس دارد
liftjet توربوفن یا توربوجتی بسیارسبک وزنی با نسبت کنارگذرکم که تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکارمیرود
attributable قابل نسبت دادن نسبت دادنی
prorata برحسب نسبت معین بهمان نسبت
nationallism مکتب ملیت اعتقاد به برتری یک ملت نسبت به ملل دیگر و لزوم وفاداری مطلق هر تابع نسبت به ملیت خود
laudation ستایش
praised ستایش
laud ستایش
panegyrical ستایش
praise ستایش
lauds ستایش
lauding ستایش
veneration ستایش
praises ستایش
eulogy ستایش
eulogies ستایش
eulogium ستایش
adoration ستایش
panegyrics ستایش
panegyric ستایش
praising ستایش
orison ستایش
adulation ستایش
extolment ستایش
encomium ستایش
lauded ستایش
commendation ستایش
doxology ستایش
worship ستایش
worshiped ستایش
worshiping ستایش
proneur ستایش گر
worships ستایش
worshipping ستایش
lauding ستایش کردن
glorifying ستایش کردن
eulogised ستایش کردن
eulogizing ستایش کردن
eulogizes ستایش کردن
eulogized ستایش کردن
eulogize ستایش کردن
lauds ستایش کردن
eulogising ستایش کردن
eulogises ستایش کردن
laudable قابل ستایش
panegyrize ستایش کردن
praiseworthiness برای ستایش
tributes ستایش تکریم
to pay tribute to ستایش کردن
tribute ستایش تکریم
ovations ستایش و استقبال
ovation ستایش و استقبال
kudos ستایش کردن
commend ستایش کردن
commended ستایش کردن
commending ستایش کردن
commends ستایش کردن
glorifies ستایش کردن
glorify ستایش کردن
praiseful ستایش امیز
lauded ستایش کردن
adorableness شایستگی ستایش
doxological ستایش امیز
eulogistic ستایش امیز
encomiastic ستایش امیز
adorability شایستگی ستایش
hierolatry ستایش مقدسات
doxologize ستایش گفتن
exaltation سرافرازی ستایش
sweet talk <idiom> ستایش کسی
laud ستایش کردن
laudator ستایش کننده
adorable شایان ستایش
unsung ستایش نشده
admiring ستایش امیز
eloge ستایش شخص مرده
venerates ستایش و احترام کردن
panegyrical ستایش امیز مدیحه
venerate ستایش و احترام کردن
he won a high praise مورد ستایش بسیارواقع شد
more praise than pudding ستایش خشک و خالی
praiseworthily بطور قابل ستایش
to preach up ستودن یا ستایش کردن
praiseworthy قابل ستایش ستودنی
apotheosis ستایش اغراق امیز
apotheoses ستایش اغراق امیز
panegyric ستایش امیز مدیحه
laudably بطور قابل ستایش
panegyrics ستایش امیز مدیحه
venerating ستایش و احترام کردن
venerated ستایش و احترام کردن
adorer ستایش کننده عاشق
sensitometer حساسیت
sensibility حساسیت
sensibilities حساسیت
susceptivity حساسیت
sinsitivity حساسیت
sensitiveness حساسیت
sensitivities حساسیت
impressibility حساسیت
allergy حساسیت
allergies حساسیت
elasticity حساسیت
sensitivity حساسیت
frictions حساسیت
friction حساسیت
liking حساسیت
magnifcation درشت سازی ستایش زیاد
commendably چنانکه شایان ستایش باشد
palmary شایسته ستایش و تقدیر برجسته
measuring sensitivity حساسیت سنجش
increase in sensitivity افزایش حساسیت
desensitization حساسیت زدایی
coefficient of elasticity ضریب حساسیت
responsively با تاثر یا حساسیت
coloring sensitive حساسیت رنگ
price elasticity حساسیت قیمت
keenness ذکاوت حساسیت
photosensitivity حساسیت به نور
light sensitive با حساسیت نوری
impassibility عدم حساسیت
luminous sensitivity حساسیت نوری
hyposensitize عدم حساسیت
hypersensitivity حساسیت شدید
dynamic sensitivity حساسیت دینامیک
hyperaesthesia ازدیاد حساسیت
protopathic sensitivity حساسیت ابتدایی
absolute sensitivity حساسیت مطلق
hyperesthesia ازدیاد حساسیت
hyperesthesia فزونی حساسیت
sensitivity training حساسیت اموزی
differential sensitivity حساسیت افتراقی
inelasticity عدم حساسیت
allergy حساسیت [پزشکی]
terminal sensitivity حد بیشینه حساسیت
sensitivities میزان حساسیت
sensitivity میزان حساسیت
sensitive دارای حساسیت
stress testing تست حساسیت
static sensitivity حساسیت استاتیک
allergic وابسته به حساسیت
sentience حساسیت جسمانی
allergic دارای حساسیت به
hero-worshipper ستایش گر ساده لوح [جامعه شناسی]
claptrap سخنی که برای ستایش دیگران بگویند
henotheism ستایش چند خدا یکی پس ازدیگری
hyperirritable دارای حساسیت شدید
hayfever [med.] حساسیت فصلی [پزشکی]
hay fever [med.] حساسیت فصلی [پزشکی]
pollinosis [med.] حساسیت فصلی [پزشکی]
mouses مقابل حساسیت Mouse
antihistamines داروی ضد حساسیت یا آلرژی
measuring sensitivity حساسیت اندازه گیری
mouse مقابل حساسیت Mouse
intermediate frequency sensitivity حساسیت فرکانس میانی
anti-histamine داروی ضد حساسیت یا آلرژی
jumpiness حالت بیقراری حساسیت
anti-histamines داروی ضد حساسیت یا آلرژی
k tungsten sensitivity حساسیت تنگستن در 4582کلوین
neurasthenia سر درد و حساسیت بی مورد
gravimeter حساسیت سنج وزن
pollenosis [med.] حساسیت فصلی [پزشکی]
exquisiteness حساسیت نازکی طبع
sensitivity training group گروه حساسیت اموزی
dynamic luminous sensitivity حساسیت نوری دینامیک
static luminous sensitivity حساسیت نوری استاتیک
spectral sensitivity characteristic مشخصه حساسیت مرئی
somesthesis حساسیت به حسهای بدنی
t group گروه حساسیت اموزی
current sensitivity of a crystal rectifi حساسیت یکسوکننده بلورین
systematic desensitization حساسیت زدایی منظم
allergic rhinitis [med.] حساسیت فصلی [پزشکی]
adorably چنانکه شایسته ستایش باشد بطور ستوده
coarse mine نوعی مین دریایی با حساسیت کم
atmosphere related syndrome [ARS] حساسیت به تغییرات هوا [پزشکی]
acroesthesia افزایش حساسیت اعضای انتهایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com