Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 172 (9 milliseconds)
English
Persian
current sensitivity of a crystal rectifi
حساسیت یکسوکننده بلورین
Other Matches
crystal video rectifier
یکسوکننده بلورین ویدئو
crystalline
بلورین
crystal lattice
شبکه بلورین
crystal pickup
پیکاپ بلورین
crystal rectifier
دو قطبی بلورین
crystalline grain
دانه بلورین
crystalline growth
رشد بلورین
crystalline growth
نمو بلورین
crystalline phase
فاز بلورین
pellucid
بلورین روشن
crystal filter
صافی بلورین
crystal detector
اشکارساز بلورین
semicrystalline
نیمه بلورین
piezoelectric pickup
پیکاپ بلورین
washing soda
کربنات سدیم بلورین
ivory neck
گردن بلورین
[رنگ عاج]
crystallite
مواد بلورین سنگهای محترقه واتشفشانی
porphyritic
وابسته به سنگ اذرین سماکی بلورین
rectifier
یکسوکننده
alternating current rectifier
یکسوکننده
bridge rectifier
یکسوکننده بریج
commutating rectifier
یکسوکننده جابجاگری
arc rectifier
یکسوکننده قوسی
vibrating rectifier
یکسوکننده لرزشی
contact rectifier
یکسوکننده مجاورتی
electrolytic rectifier
یکسوکننده الکترولیتی
electronic rectifier
یکسوکننده الکترونی
single phase rectifier
یکسوکننده یک فازه
mercury arc rectifier
یکسوکننده جیوهای
ideal rectifier
یکسوکننده ایده ال
rectifier efficiency
بازده یکسوکننده
surface contact rectifier
یکسوکننده سطحی
linear rectifier
یکسوکننده خطی
measuring rectifier
یکسوکننده سنجش
pool rectifier
یکسوکننده مایعی
selenium rectifier
یکسوکننده سلنیمی
rectifier meter
سنجه با یکسوکننده
direction rectifier
یکسوکننده سمتی
copper oxide rectifier
یکسوکننده مس- اکسید
gas filled rectifier
یکسوکننده گازی
high inverse voltage rectifier
یکسوکننده با برگشت قوی
full wave rectifier
یکسوکننده تمام موجی
aluminium cell rectifier
یکسوکننده با پیل الومینیمی
grid current rectifier
یکسوکننده جریان شبکه
burnout of a crystal rectifier
سوختن یکسوکننده دیودی
half wave rectifier
یکسوکننده نیم موجی
controlled rectifier
یکسوکننده تنظیم پذیر
half wave rectifier
یکسوکننده نیم موج
hot chathode rectifier
یکسوکننده با کاتد گرم
equivalent circuit of a contact rectifie
مدار هم ارز یکسوکننده مجاورتی
scr
Rectifier SiliconControlled یکسوکننده کنترل شده سیلیکونی
sensitiveness
حساسیت
sensitometer
حساسیت
susceptivity
حساسیت
impressibility
حساسیت
sinsitivity
حساسیت
allergy
حساسیت
sensibilities
حساسیت
friction
حساسیت
liking
حساسیت
elasticity
حساسیت
allergies
حساسیت
frictions
حساسیت
sensibility
حساسیت
sensitivities
حساسیت
sensitivity
حساسیت
sentience
حساسیت جسمانی
inelasticity
عدم حساسیت
increase in sensitivity
افزایش حساسیت
impassibility
عدم حساسیت
allergy
حساسیت
[پزشکی]
hyposensitize
عدم حساسیت
protopathic sensitivity
حساسیت ابتدایی
sensitivity
میزان حساسیت
luminous sensitivity
حساسیت نوری
photosensitivity
حساسیت به نور
responsively
با تاثر یا حساسیت
light sensitive
با حساسیت نوری
sensitivities
میزان حساسیت
sensitivity ratio
نسبت حساسیت
keenness
ذکاوت حساسیت
price elasticity
حساسیت قیمت
hypersensitivity
حساسیت شدید
coloring sensitive
حساسیت رنگ
dynamic sensitivity
حساسیت دینامیک
differential sensitivity
حساسیت افتراقی
terminal sensitivity
حد بیشینه حساسیت
desensitization
حساسیت زدایی
measuring sensitivity
حساسیت سنجش
absolute sensitivity
حساسیت مطلق
allergic
وابسته به حساسیت
coefficient of elasticity
ضریب حساسیت
allergic
دارای حساسیت به
stress testing
تست حساسیت
sensitive
دارای حساسیت
hyperesthesia
ازدیاد حساسیت
static sensitivity
حساسیت استاتیک
hyperaesthesia
ازدیاد حساسیت
hyperesthesia
فزونی حساسیت
sensitivity training
حساسیت اموزی
anti-histamine
داروی ضد حساسیت یا آلرژی
hay fever
[med.]
حساسیت فصلی
[پزشکی]
hayfever
[med.]
حساسیت فصلی
[پزشکی]
thermotropism
حساسیت نسبت به گرما
antihistamines
داروی ضد حساسیت یا آلرژی
anti-histamines
داروی ضد حساسیت یا آلرژی
spectral sensitivity characteristic
مشخصه حساسیت مرئی
static luminous sensitivity
حساسیت نوری استاتیک
pollinosis
[med.]
حساسیت فصلی
[پزشکی]
systematic desensitization
حساسیت زدایی منظم
t group
گروه حساسیت اموزی
sensitivity training group
گروه حساسیت اموزی
sensibility to praise
حساسیت نسبت به ستایش
allergic rhinitis
[med.]
حساسیت فصلی
[پزشکی]
pollenosis
[med.]
حساسیت فصلی
[پزشکی]
somesthesis
حساسیت به حسهای بدنی
hyperirritable
دارای حساسیت شدید
dynamic luminous sensitivity
حساسیت نوری دینامیک
exquisiteness
حساسیت نازکی طبع
gravimeter
حساسیت سنج وزن
neurasthenia
سر درد و حساسیت بی مورد
intermediate frequency sensitivity
حساسیت فرکانس میانی
jumpiness
حالت بیقراری حساسیت
mouses
مقابل حساسیت Mouse
k tungsten sensitivity
حساسیت تنگستن در 4582کلوین
mouse
مقابل حساسیت Mouse
allergies
حساسیت نسبت بچیزی
measuring sensitivity
حساسیت اندازه گیری
allergy
حساسیت نسبت بچیزی
meteoropathy
حساسیت به تغییرات هوا
[پزشکی]
actinautographic
دارای حساسیت در مقابل نور
allergy
حساسیت نسبت به چیزی
[پزشکی]
allergen
مادهای که باعث حساسیت میشود
acroesthesia
افزایش حساسیت اعضای انتهایی
looks
زمان حساسیت مدار مین
looked
زمان حساسیت مدار مین
look
زمان حساسیت مدار مین
atmosphere related syndrome
[ARS]
حساسیت به تغییرات هوا
[پزشکی]
coarse mine
نوعی مین دریایی با حساسیت کم
color blind
فاقد حساسیت نسبت برنگ
esthesia
فرفیت احساس و ادراک حساسیت
diathesis
تمایل یا حساسیت نسبت به چیزی
photosensitize
نسبت بنور حساسیت پیداکردن
notche sensitivity index
ضریب حساسیت در مقابل شیار
hyperesthesia
حساسیت شدید در یک ناحیه بدن
sensitometry
اندازه گیری حساسیت چشم
photosensitive
دارای حساسیت نسبت به نور
tone-deaf
فاقد حساسیت نسبت به اهنگ موسیقی
sensitivity analysis
تحلیل حساسیت در برنامه ریزی خطی
tinged with cnvy
حساسیت امیز توام بارشک یاحسادت
photosensitize
بوسیله نور به چیزی حساسیت دادن
hyperirritability
حساسیت واستعداد تحریک فوق العاده
tone deaf
فاقد حساسیت نسبت به اهنگ موسیقی
mantoux test
ازمایش درجه حساسیت شخص نسبت به میکرب سل
stenotopic
دارای حساسیت اندک نسبت به تغییر محیط
hypersensitive
دارای حساسیت فوق العاده خیلی حساس
hyposensitize
کم شدن حساسیت نسبت به بعضی مواد موجدحساسیت
class-conscious
دارای حساسیت وتعصب نسبت بطبقه اجتماعی خود
class conscious
دارای حساسیت وتعصب نسبت بطبقه اجتماعی خود
class-consciousness
دارای حساسیت وتعصب نسبت بطبقه اجتماعی خود
case sensitive search
جستجو برای حساسیت نسبت به بزرگ یا کوچک بودن حرف
magnetic deflector
یکسوکننده مغناطیسی اشکارساز مغناطیسی
look
زمانی که مدار مین نسبت به عامل انفجار حساسیت نشان میدهد
looked
زمانی که مدار مین نسبت به عامل انفجار حساسیت نشان میدهد
looks
زمانی که مدار مین نسبت به عامل انفجار حساسیت نشان میدهد
adaptation
توانایی یک وسیله برای تنظیم کردن محدوده حساسیت خود در موقعیتهای مختلف
adaptations
توانایی یک وسیله برای تنظیم کردن محدوده حساسیت خود در موقعیتهای مختلف
antihistamine
موادی که برای درمان حساسیت بکار رفته و باعث خنثی کردن اثر هیستامین دربافت ها می شوند
hyperalgesis
حساسیت زیاد نسبت به درد درد بسیار سخت
anti servo tab
بالچه قابل تنظیم متصل به لبه فرار سکان که در جهت سطوح اصلی فرامین عمل کرده و درنتیجه از حساسیت انها میکاهد
electrosensitive printer
چاپگر حساس الکترونیکی چاپگر با حساسیت الکترونیکی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com