English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 100 (8 milliseconds)
English Persian
epiphonema حسن انتها
Search result with all words
timeless بی انتها
infinite بی انتها
fathomless بی انتها
open ended بی انتها
open-ended بی انتها
region محوطه بسیار وسیع وبی انتها
regions محوطه بسیار وسیع وبی انتها
over به انتها رسیدن
over- به انتها رسیدن
arithmetic داده یا کلمهای که در ثبات یک بیت به چپ یا راست انتقال داده میشود و بیت انتها را از دست میدهد
shift در یک ثبات کلمه یا داده که یک بیت به چپ یا راست منتقل میشود و بیت انتها از بین می رود
shifted در یک ثبات کلمه یا داده که یک بیت به چپ یا راست منتقل میشود و بیت انتها از بین می رود
shifts در یک ثبات کلمه یا داده که یک بیت به چپ یا راست منتقل میشود و بیت انتها از بین می رود
aeon قرن بی انتها قرن ازلی
aeons قرن بی انتها قرن ازلی
eons قرن بی انتها قرن ازلی
tailing انتها
terminal انتها
terminals انتها
biased داده یا رکوردی که به انتها اشاره میکند
head انتها دماغه
loop حلقهای که انتها ندارد مگر اینکه برنامه متوقف شود
looped حلقهای که انتها ندارد مگر اینکه برنامه متوقف شود
loops حلقهای که انتها ندارد مگر اینکه برنامه متوقف شود
endways از انتها
endwise از انتها
extremities انتها
extremity انتها
patch کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
patches کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
ending انتها
ending عمل توقف چیزی یا به انتها رسیدن آن
endings انتها
endings عمل توقف چیزی یا به انتها رسیدن آن
finish به انتها رسیدن
finish انجام دادن چیزی تا انتها
finishes به انتها رسیدن
finishes انجام دادن چیزی تا انتها
close انتها
closer انتها
closes انتها
closest انتها
hang وارد کردن حلقه بی انتها و پاسخ ندادن به دستورات بعدی
hangs وارد کردن حلقه بی انتها و پاسخ ندادن به دستورات بعدی
double صفی که دادههای جدید می توانند به آنها اضافه شوند حتی به انتها
doubled صفی که دادههای جدید می توانند به آنها اضافه شوند حتی به انتها
doubled up صفی که دادههای جدید می توانند به آنها اضافه شوند حتی به انتها
through از اغاز تا انتها کاملا
topless بی انتها
marginal حداکثر نزدیک به انتها
termination انتها
end انتها
end در انتها یا پس از چندین مشکل
end نشانهای در ماشین تایپ برای نمایش اینکه کاغذ به انتها رسیده است
ended انتها
ended در انتها یا پس از چندین مشکل
ended نشانهای در ماشین تایپ برای نمایش اینکه کاغذ به انتها رسیده است
ends انتها
ends در انتها یا پس از چندین مشکل
ends نشانهای در ماشین تایپ برای نمایش اینکه کاغذ به انتها رسیده است
circulating چرخش ذخیره سازی که دادههای ذخیره شده رابه صورت مجموعهای از باس ها که در طول رسانه حرکت می کنند نگهداری میکند و وقتی به انتها می رسند دوباره تولید میکند
extreme انتها
supreme انتها
sagging تاب برداشتن کشتی هوایی دراثر وجود نیروهای بسمت بالادر دو انتها و یا عدم نیروی برا در مرکز
acrogenous از انتها رسته
adinfinitum بی انتها
agelong بی انتها
bicipital تقسیم شونده بدو قسمت دریک انتها
caudal نزدیک به انتها
delta clock که خطا داشته یا در حلقه بی انتها قرار گرفته و یاوضعیت اشتباه داشته
deque صفی که در آن موضوعات جدید قابل اضافه شدن حتی در انتها هستند
end mark نشان انتها
endless form ورقه بی انتها
endless loop حلقه بی انتها
front end processor پردازشگر جلو و انتها پردازشگر نهایی
long bone که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
open ended system سیستم بی انتها
outrance انتها
tag end انتها
tail end قسمت نهایی انتها
to the end تا انتها
topology توپولوژی بکه که تمام قط عات به یک کابل وصل هستند که در هر انتها Terminator دارد
zillion عدد بی انتها و معتنی به
out <adv.> انتها
endless knots طرح گره بدون انتها [که حالتی از پیچش نخ را بصورت متقارن و ستاره ای شکل به نگاره می بخشد.]
Ertman gul [نوعی طرح گل در قالی های ترکمن که بصورت لوزی بافته شده و در دو انتها جلوه ای از شاخ قوچ را نشان می دهد.]
aeon بی انتها
foreverness بی انتها
forever بی انتها
infinite time بی انتها
immortality بی انتها
eternality بی انتها
eternity بی انتها
perpetuity بی انتها
sempiternity بی انتها
the Holy Grail جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
sangrail جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
sangraal جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
sangreal جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com