English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
English Persian
batting cage حصار توری برای تمرین بیس بال
Other Matches
paddocks میدان تمرین اسب دوانی واتومبیلهای کورسی حصار
paddock میدان تمرین اسب دوانی واتومبیلهای کورسی حصار
decoys طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
decoy طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
decoyed طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
decoying طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
jobot توری یا چین چینی که برای ارایش درسینه بند زنانه میگذارند
bolster کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
bolsters کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
bolstered کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
patches محدوده 02 در 04 متر برای تمرین اسکیت
patch محدوده 02 در 04 متر برای تمرین اسکیت
dummy کیسه استوانهای پرازپشم برای تمرین گرفتن حریف
dummies کیسه استوانهای پرازپشم برای تمرین گرفتن حریف
sled وسیله فلزی و پارچهای برای تمرین مانور سد کردن
sleds وسیله فلزی و پارچهای برای تمرین مانور سد کردن
roadwork تمرین عملی برای مسابقات مشت زنی و غیره
dry sum تمرین مشق پای قبضه تمرین بدون تیراندازی
practice plug وسیله کوچک پلاستیکی یالاستیکی شبیه طعمه ولی بدون قلاب برای تمرین یامسابقه نخ اندازی
ponying همراهی کردن اسب غیرمسابقهای با اسب مسابقه برای تمرین
emergency drill تمرین مقابله با سوانح تمرین مقابله با حوادث غیرمترقبه
walls حصار
barracoon حصار
fenceless بی حصار
hedges حصار
kraal حصار
wall حصار
hedged حصار
enceinte حصار
enclosures حصار
hedge حصار
barriers حصار
barrier حصار
enclosure حصار
fence حصار
fold حصار
hawing حصار
folded حصار
folds حصار
within در حصار
fences حصار
entanglement حصار
entanglements حصار
haws حصار
hawed حصار
haw حصار
kraals حصار
crush barrier حصار
binds حصار
bind حصار
fort حصار قلعه
cramps محدودکننده حصار
sieges محاصره حصار
siege محاصره حصار
hedges پرچین حصار
inclose چهاردیواری حصار
fencing محجر حصار
hedged پرچین حصار
Cat حصار مرتفع
hedge پرچین حصار
backstop حصار سیمی
ring wall or ring fence حصار گرد
a breach in the fence سوراخی در حصار
stockade حصار بندی
stockades حصار بندی
churchyard حصار کلیسا
churchyards حصار کلیسا
hags مه سفید حصار
hag مه سفید حصار
brick up حصار کشیدن
mason حصار کشیدن
cramp محدودکننده حصار
masons حصار کشیدن
hairnet توری سر
hairnets توری سر
filter توری
lace توری
gratings توری
net توری
nets توری
nett توری
mesh توری
meshes توری
meshing توری
laces توری
grating توری
grid توری
grids توری
lacing توری
filters توری
paddocks در حصار قراردادن غوک
wall حصار دار کردن
batten fence حصار با میله چوبی
paler حصار دفاعی دفاع
backstop حصار انتهای زمین
inclosure چهار دیواری حصار
extramural خارج از حصار شهر
enclosures چینه کشی حصار
walls حصار دار کردن
paling حصار کشی نرده
crash barrier حصار کنار جاده
enclosure چینه کشی حصار
palest حصار دفاعی دفاع
paddock در حصار قراردادن غوک
pale حصار دفاعی دفاع
lattice توری منظم
wire gauze توری سیمی
imitation lace توری نما
imitation lace توری بدل
fancywork توری دوزی
jet blast deflector توری محافظ
Flugelaltar توری کاری
lattices توری منظم
netting توری دوزی
ruche پارچه توری
mantles توری چراغ
mantles کلاه توری
meat safe قفسه توری
ruching پارچه توری
mantle burner چراغ توری
mantle lamp چراغ توری
control grid توری کنترل
scramble net پله توری
screen grid توری غربال
networks شبکه توری
mesh connection اتصال توری
meshwork توری بافی
mantle توری چراغ
diffraction grating توری پراش
mantle کلاه توری
lanterns چراغ توری
lantern چراغ توری
brass screen توری برنجی
reflection grating توری بازتاب
network شبکه توری
incandescent mantle توری چراغ
garrisons محصور کردن حصار کشیدن
garrison محصور کردن حصار کشیدن
gauze نوعی بافت توری
star thistle قنطوریون ستارهای گل توری
drawnwork حاشیه توری پارچه
macrame knot گره توری بافی
tatting توری حاشیه لباس
lattice network شبکه توری منظم
wire netting بافت توری سیمی
tat حاشیه توری گذاشتن
guipure پارچه توری گلدار
gauze brush زغال توری شکل
tat توری حاشیه بافتن
flashback screen توری مانع شعله
fan tracery طاق توری کاری
Lattice [order] توری [ترتیب] [ریاضی]
metal gauze بافت توری فلزی
burg حصار یانرده اطراف خانه یاشهر
to raise the v توری یانقاب ازروی برداشتن
wracks توری مشبک اشغال گیر
filet توری دارای اشکال مربع
bobbinet نوعی توری نخی یا ابریشمی
macrame توری ضخیم و ریشه دار
tat دارای حاشیه توری کردن
tiffany پارچه توری ابریشمی نازک
penicillate دارای شبکه توری فریف
caul نوعی روسری مشبک توری
the drop the veil توری یانقاب خودراپایین انداختن
trampolines توری که در اکروبات از ان استفاده میکنند
trampoline توری که در اکروبات از ان استفاده میکنند
rack توری مشبک اشغال گیر
racked توری مشبک اشغال گیر
racks توری مشبک اشغال گیر
wracked توری مشبک اشغال گیر
picot حلقه زینتی توری بافی
encloses به پیوست فرستادن حصار یا چینه کشیدن دور
enclosing به پیوست فرستادن حصار یا چینه کشیدن دور
enclose به پیوست فرستادن حصار یا چینه کشیدن دور
screens تور سیمی پنجره توری دار
screening, screenings تور سیمی پنجره توری دار
lattic-moulding [ابزار بند مشبک یا توری مانند]
grillage زمینه و طرح مشبک توری و غیره
live bag توری که ماهی را در زیر اب زنده نگهمیدارد
screen تور سیمی پنجره توری دار
screened تور سیمی پنجره توری دار
goffer اهنی که باان توری راچین میدهند
ruching یقه باریک توری وحاشیه دار زنانه
mignonette یکجور توری فریف سبز مایل به سفید
mechlin توری فریف مخصوص کلاه وتوری دوزی
ruche یقه باریک توری وحاشیه دار زنانه
racking تمیز کردن شبکه توری اشغال گیر
centaury گیاه سن توری که از ریشه آن رنگینه زرد به دست می آید
tulle پارچه توری ابریشمی نازک مخصوص روسری ولباس زنانه
drills تمرین
exercises تمرین
actions تمرین
drilling تمرین
work out تمرین
drill تمرین
drilled تمرین
rehearsals تمرین
rehearsal تمرین
uses تمرین
ure تمرین
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com