English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (3 milliseconds)
English Persian
ecstasies حظ یاخوشی زیاد
ecstasy حظ یاخوشی زیاد
Search result with all words
extacy حظ یاخوشی زیاد ازبیخودشدگی
Other Matches
load call وسیلهای مملو از سیال برای ایجاد نیروهای زیاد با دقت زیاد
compression ignition احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
I didnt get much sleep. زیاد خوابم نبرد ( زیاد نخوابیدم)
overbuild زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
to hold somebody in great respect کسی را زیاد محترم داشتن [احترام زیاد گذاشتن به کسی]
surcharges زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
surcharge زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
high speed با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
many زیاد
ranksack زیاد
for all the world بی کم و زیاد
extortionary زیاد
extortionate زیاد
overmuch زیاد
greatest زیاد
great- زیاد
thickest زیاد
late زیاد
intensively زیاد
immoderate زیاد
tremendously زیاد
hugely زیاد
generous زیاد
heartbreak غم زیاد
supererogatory زیاد
copious زیاد
highly زیاد
squeamishness زیاد
squeamishly زیاد
rife زیاد
great زیاد
plethoric زیاد
plaguily زیاد
much زیاد
excessive زیاد
large adv زیاد
in quantities زیاد
heart break غم زیاد
populous زیاد
intense زیاد
superabundant زیاد
in excess زیاد
immane زیاد
too زیاد
fulsome زیاد
mickle زیاد
vastly زیاد
effusively زیاد
outrageously زیاد
over and above زیاد
widely زیاد
no end of زیاد
egregiously زیاد
not a lettle زیاد
muckle زیاد
mickle or muckle زیاد
numerous زیاد
thicker زیاد
profusely زیاد
overly زیاد
very زیاد
intensely زیاد
extensive زیاد
high زیاد
highest زیاد
glaring زیاد
quite a few <idiom> زیاد
swingeing زیاد
widest زیاد
too much زیاد
to a large extent زیاد
wider زیاد
profoundly زیاد
mortally زیاد
wide زیاد
thick زیاد
heavily زیاد
greatly زیاد
highs زیاد
multiplying زیاد شدن
exuberantly بفراوانی زیاد
multiply زیاد شدن
multiplies زیاد شدن
multiplied زیاد شدن
exquisite taste سلیقه زیاد
excessive love دوستی زیاد
torrid زیاد گرم
excessive eating خوردن زیاد
lots خیلی زیاد
fervidity گرمی زیاد
overloads زیاد پر کردن
heightens زیاد کردن
heightening زیاد کردن
heightened زیاد کردن
eclat سروصدا زیاد
heavy poll رایهای زیاد
high altitude از ارتفاع زیاد
high altitude ارتفاع زیاد
heighten زیاد کردن
high precison دقت زیاد
grnish زیاد کردن
obstipation یبوست زیاد
furor خشم زیاد
fervidness گرمی زیاد
finicality خودارایی زیاد
overloaded زیاد پر کردن
floridly با ارایش زیاد
boisterously باصدای زیاد
overload زیاد پر کردن
h.f. بسامد زیاد
frequent visiting دیدنی زیاد
full tilt باسرعت زیاد
high pressure فشار زیاد
desperation نومیدی زیاد
increases زیاد کردن
quaffed زیاد نوشیدن
oodles خیلی زیاد
queasy زیاد دقیق
booster زیاد کننده
boosters زیاد کننده
hell bent زیاد خمیده
hell-bent زیاد خمیده
far زیاد خیلی
increased زیاد کردن
increase زیاد کردن
quaffing زیاد نوشیدن
extravagantly با افراط زیاد
terrors ترس زیاد
terror ترس زیاد
extreme خیلی زیاد
downpour بارندگی زیاد
downpours بارندگی زیاد
manifold بسیار زیاد
superannuated زیاد کهنه
quaffs زیاد نوشیدن
accretive زیاد شونده
aggrandise زیاد شدن
agreat d. of trouble دردسر زیاد
swarms دسته زیاد
d. haste شتاب زیاد
dense ignorance نادانی زیاد
deprecation افهاربیمیلی زیاد
swarmed دسته زیاد
swarm دسته زیاد
desudation عرق زیاد
desudation خوی زیاد
diaphoresis عرق زیاد
consumedly بطور زیاد
carnosity گوشت زیاد
bad nip تای زیاد
quaff زیاد نوشیدن
alto relievo برجستگی زیاد
amplitude فاصلهء زیاد
an abrupt place با سراشیبی زیاد
an abundance of مقدار زیاد
at a great penny worth به بهای زیاد
at a great rat بسرعت زیاد
at long intervals بفواصل زیاد
augmenter زیاد کننده
diuresis ادرار زیاد
quick wit هوش زیاد
superelevation ارتفاع زیاد
superrabundant زیاد فراوان
superrabundant خیلی زیاد
swingeing damages خسارات زیاد
tabes لاغری زیاد
tabes ضعف زیاد
to be left زیاد امدن
to overleap oneself زیاد دورافتادن
to run rup زیاد کردن
to toll up زیاد شدن
violent pain درد زیاد
subtility دقت زیاد
struck with teror زیاد ترسیده
quillet دقت زیاد
raff خیلی زیاد
rapturously با شعف زیاد
ravenous hunger گرسنگی زیاد
ravenousness گرسنگی زیاد
rigor دقت زیاد
sale on a large scale فروش زیاد
scrupulosity دقت زیاد
scrupulousness دقت زیاد
scrupulousy بادقت زیاد
slather مقدار زیاد
so many انیقدر زیاد
wheen تعداد زیاد
with many regrets با تاسف زیاد
on a grand scale <adv.> به مقدار زیاد
wide apart زیاد از هم جدا
high relief برجستگی زیاد
with much regret با تاسف زیاد
escalate زیاد شدن
escalated زیاد شدن
escalates زیاد شدن
escalating زیاد شدن
on the warpath <idiom> عصبانیت زیاد
scare out of one's wits <idiom> ترس زیاد
scare the daylights out of someone <idiom> ترس زیاد
so much <idiom> مقدار زیاد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com