Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 115 (6 milliseconds)
English
Persian
sight defilade
حفاظ مگسک
Other Matches
sight blade
مگسک یا تیغه مگسک
front sight
مگسک
muscar
مگسک
foresight
مگسک تفنگ
bead
مگسک تفنگ
beads
مگسک تفنگ
sight defilade
روپوش مگسک
peep sight
مگسک تفنگ
boresight
میزان کردن لوله و مگسک اسلحه در هدفگیری
dispart
شکاف مگسک هدف گیری کردن تفنگ
elevations
تنظیم دید با بالا و پایین اوردن مگسک تفنگ
elevation
تنظیم دید با بالا و پایین اوردن مگسک تفنگ
ring and bead sight
دستگاه نشانه روی که دارای شکاف درجه حلقوی و مگسک میباشد
sight
وسیله تنظیم دید روی کمان نشانه روی مگسک
sights
وسیله تنظیم دید روی کمان نشانه روی مگسک
bleak
بی حفاظ
bleakly
بی حفاظ
bleakest
بی حفاظ
bleaker
بی حفاظ
shelter
حفاظ
shelterless
بی حفاظ
sconce
حفاظ
mantelet
حفاظ
coverture
حفاظ
unsheltered
<adj.>
بی حفاظ
shelters
حفاظ
sheltering
حفاظ
sheltered
حفاظ
umbrellas
حفاظ
awnings
حفاظ
cover
حفاظ
awning
حفاظ
safeguard
حفاظ
safeguarded
حفاظ
safeguarding
حفاظ
covers
حفاظ
coverings
حفاظ
safeguards
حفاظ
disposed
بی حفاظ
umbrella
حفاظ
protected
در حفاظ
dunnage
حفاظ کالاها
protective cover
روپوش حفاظ
guardrail
سیم حفاظ
magnet keeper
حفاظ اهنربا
magnetic shield
حفاظ مغناطیسی
overhead cover
حفاظ بالای سر
keeper of magnet
حفاظ اهنربا
magnetic screen
حفاظ مغناطیسی
protective plating
حفاظ فلزی
metal conduit
لوله حفاظ
take cover
حفاظ گرفتن
spillway apron
فرش حفاظ
snow fence
حفاظ برف
heat shield
حفاظ حرارتی
conduits
لوله حفاظ
hangar
پناهنگاه حفاظ
hangars
پناهنگاه حفاظ
shelterer
دارای حفاظ
defilade
حفاظ مانع
expose
بی حفاظ گذاردن
soft missile base
سکوی بی حفاظ
biological shield
حفاظ زیستی
fender
نرده حفاظ
conduit
لوله حفاظ
shielding
حفاظ کشیدن
exposing
بی حفاظ گذاردن
exposes
بی حفاظ گذاردن
shelling
عامل محافظ حفاظ
screening, screenings
دیوار تخته حفاظ
screens
دیوار تخته حفاظ
scabbard
حفاظ غلاف کردن
scabbards
حفاظ غلاف کردن
shield
حفاظ پوشش محافظ
shield
حفاظ پیدا کردن
rigid metal conduit
لوله حفاظ سخت
screened
دیوار تخته حفاظ
screen
دیوار تخته حفاظ
shells
عامل محافظ حفاظ
shell
عامل محافظ حفاظ
goggles
عینک حفاظ دار
hang up
<idiom>
حفاظ ،محکم کردن
shields
حفاظ پوشش محافظ
shields
حفاظ پیدا کردن
hull down
بدنه پشت حفاظ
conduit elbow
زانویی لوله حفاظ
flexible conduit
لوله حفاظ نرم
facadism
حفاظ جلو ساختمان
fiber conduit
لوله حفاظ فیبری
conduit bushing adapter
تبدیل لوله حفاظ
armor plate
حفاظ یا پوشش زرهی
flexible metal conduit
لوله حفاظ خرطومی
roadstead
لنگرگاه بدون حفاظ
magnetic screening effect
اثر حفاظ مغناطیسی
conduit bushing
بوش لوله حفاظ
depth charge armor
حفاظ بمب زیرابی
sighting bar
ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
soft missile base
سکوی بدون حفاظ پرتاب موشک
protected
در پشت حفاظ دارای جان پناه
instrument for electrostatic screening
دستگاه اندزه گیری با حفاظ الکترواستاتیکی
haul defilade
تابرجک پشت حفاظ قرار گرفتن
hull defilade
تا ارتفاع لوله در پشت حفاظ قرارگرفتن
instrument for electromagnetic screening
دستگاه اندازه گیری با حفاظ الکترومغناطیسی
instrument with magnetic screening
دستگاه اندازه گیری با حفاظ مغناطیسی
hull down
قرار دادن تانک تالوله پشت حفاظ
redoubt
موضع محصور دفاعی کوچک حفاظ استحکامات
guarded output
خروجی حفاظ دار
[مهندسی برق]
[الکترونیک]
uncover
برداشتن روپوش یا چادر وسایل فرمان از حفاظ یا سنگرخارج شوید
uncovers
برداشتن روپوش یا چادر وسایل فرمان از حفاظ یا سنگرخارج شوید
uncovering
برداشتن روپوش یا چادر وسایل فرمان از حفاظ یا سنگرخارج شوید
parapet
حفاظ سنگر خاکریز جلو سنگر دیواره سنگی
parapets
حفاظ سنگر خاکریز جلو سنگر دیواره سنگی
hardened site
حفاظ مقاوم پایگاه مقاوم در مقابل تک ش م ر و اتمی
main guard
نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com