Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
block protection
حفافت بلوک
Other Matches
block length
درازای بلوک طول بلوک
splash proof enclosure
حفافت در برابر قطرات اب حفافت در برابر باران حفافت در مقابل ریزش قطرات اب
parishes
بلوک
nested block
بلوک تو در تو
parish
بلوک
districts
بلوک
block
بلوک
blocked
بلوک
blocks
بلوک
bloc
بلوک
blocs
بلوک
cantons
بلوک
monolith
بلوک
monoliths
بلوک
canton
بلوک
block header
سر بلوک
district
بلوک
radius block
بلوک شعاعی
anchoring
لنگر بلوک
anchors
لنگر بلوک
radium block
بلوک شعاعی
block diagram
بلوک دیاگرام
block move
جابجایی بلوک
block definition
تعریف بلوک
roughed slab
بلوک کوچک
arrow block
بلوک پیکانی
block operation
عملیات بلوک
control block
بلوک کنترل
cylinder block
بلوک سیلندر
deblocking
از بلوک دراوردن
end of block
پایان یک بلوک
engine block
بلوک موتور
block move
انتقال بلوک
erratic block
بلوک نامنظم
form block
بلوک فرمکاری
mastic blocks
بلوک قیری
en bloc
دریک بلوک
eob
پایان یک بلوک
block transfer
انتقال بلوک
fuse block
بلوک فیوز
anchor
لنگر بلوک
blocks
بلوک ساختن
sprite
یک بلوک از پیکسل ها
blocking
بلوک بندی
block
بلوک سیمانی
block
بلوک ساختن
blocked
بلوک سیمانی
blocked
بلوک ساختن
dosseret
بلوک سه بعدی
storage block
بلوک ذخیره
blocks
بلوک سیمانی
bins
بلوک سه بعدی الکترونیکی
bin
بلوک سه بعدی الکترونیکی
block graphics
نگاره سازی بلوک
erratic block
بلوک جابجا شونده
blocking factor
فاکتور بلوک بندی
block lining
پوشش با بلوک سیمانی
comecon
گروه تجاری بلوک شرق
corps de logis
[بلوک سیمانی اصلی در ساختمان]
to walk around the block
دور بلوک خیابان راه رفتن
character map
شبکهای از بلوک ها روی صفحه نمایش
boss formerly boce
[بلوک منبت کاری شده برجسته]
cyclopean
[معماری ترکیب شده با شکلهای نامنظم در بلوک سیمانی]
long-and-short work
[بنایی با استفاده از بلوک های افقی و عمودی بلند و کوتاه]
safekeeping
حفافت
custody
حفافت
cell protection
حفافت سل
conservation
حفافت
protection
حفافت
security
حفافت
preservation
حفافت
egis
حفافت
safe guard
حفافت
overcurrent device
دستگاه حفافت
cathode protection
حفافت کاتدی
physical security
حفافت تاسیسات
protect by fuse
حفافت با فیوز
protection key
کلید حفافت
data protection
حفافت داده ها
format
حفافت حافظه و..
protection ring
حلقه حفافت
safe keeping
حفافت توجه
safety gap
دهانه حفافت
self protection
حفافت از خود
memory protection
حفافت حافظه
line differential protection
حفافت دیفرانسیلی خط
impedance protection
حفافت امپدانس
data encryption
حفافت داده
x ray protection
حفافت رونتگن
system security
حفافت سیستم
degree of protection
میزان حفافت
storage protection
حفافت حافظه
conservable
قابل حفافت
storage protection
حفافت انباره
file protection
حفافت پرونده
file protection
حفافت فایل
collective protection
حفافت جمعی
collective protection
حفافت گروهی
protection level
سطح حفافت
soil conservation
حفافت خاک
guards
حفافت کردن
shields
حفافت کردن
protects
حفافت کردن
maintenance
حفافت کردن
safeguard
حفافت کردن
guard
حفافت کردن
safeguarded
حفافت کردن
safeguarding
حفافت کردن
protecting
حفافت کردن
protect
حفافت کردن
safeguards
حفافت کردن
guarding
حفافت کردن
shield
حفافت کردن
anti skid protection
حفافت از لغزش
formats
حفافت حافظه و..
anodic protection
حفافت اندی
shielded
حفافت شده
armor protection
حفافت زرهی
protection
عمل حفافت
cylinder block
بلوک واحدی که سیلندرهای یک موتور پیستونی خطی که با مایع خنک مشوند رادربرمیگیرد
flood protection
حفافت در مقابل طغیان
overload protection
حفافت بار زیاد
file protect ring
حلقه حفافت فایل
file protect ring
حلقه حفافت پرونده
anticorrosive protection
حفافت در برابر خوردگی
protective fire
اتشهای حفافت کننده
high tension protection
حفافت فشار قوی
wards
محجور حفافت بخش
overvoltage protection
حفافت فشار زیاد
positional protection device
دستگاه حفافت درگاه
power system protection
حفافت سیستم قدرت
protected field
میدان حفافت شده
protected location
مکان حفافت شده
protecting ring
حلقه حفافت کننده
distance protection
وسیله حفافت فاصله
ward
محجور حفافت بخش
insulation protection
حفافت عایق بندی
insulation against vibration
حفافت در برابر ارتعاش
software protection
حفافت نرم افزاری
shield
حفافت کردن درمقابل
write protect ring
حلقه حفافت از نوشتن
unprotected field
میدان حفافت نشده
to keep watch and ward
حفافت یادفاع کردن
custody of goods
حفافت یا نگهداری کالا
cryptosecurity
حفافت مکاتبات رمزی
cryptoguard
مسئول حفافت رمز
copy protection
حفافت دربرابر کپی
shields
حفافت کردن درمقابل
conservation programs
برنامههای حفافت منابع
data encyption standard
استاندارد حفافت داده
shielding region
ناحیه حفافت کننده
keeps
حفافت امانت داری
environmental conservation
حفافت محیط زیست
drip proof enclosure
حفافت در مقابل ریزش اب
keep
حفافت امانت داری
dou
[در معماری چین و ژاپن بلوک چوبی شکاف دار که از طاقچه دیوارکوب محافظت می کند.]
self protection
صیانت نفس حفافت از خود
rust protection
حفافت در برابر زنگ زدگی
safeguard
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
password protection
حفافت به کمک کلمه رمز
beaching
سنگ چینی جهت حفافت
write protect disable
بی اثر کردن حفافت در برابرنوشتن
safeguards
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
safeguarded
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
subsidiary
باقیمانده در محل برای حفافت
chemical security
حفافت برعلیه مواد شیمیایی
degree of protection
میزان تامین درجه حفافت
acid vapor canister
ماسک حفافت در برابر بخاراسید
subsidiaries
باقیمانده در محل برای حفافت
electronic security
رعایت حفافت ارتباط الکترونیکی
retention
حفافت توقیف بازداشت کردن
signal security
حفافت امور مخابراتی یا ارتباطات
safeguarding
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
write protect notch
شکاف حفافت از نوشتن بریدگی محافظ
bed pitching
سنگ چینی کف کانال جهت حفافت
poaches
شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
poached
شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
poach
شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
sacristan
متصدی حفافت فروف مقدسه کلیسا
troop safety
حفافت عده ها در مقابل اثرات ترکش اتمی
ppd
Device Protection Port دستگاه حفافت گذرگاه
warned protected
قابلیت حفافت نیروهای خودی در مقابل انفجار اتمی
bank protection
حفافت ساحل رودخانه درمقابل تخریبهای ناشی ازجریان
cylinder block boring machine
دستگاه سوراخ کننده بدنه سیلندر ماشین مته بلوک سیلندر
blankets
لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
noise
توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
share
روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
shields
حفافت سیگنال یا وسیله از واسط خارجی و ولتاژ آسیب رساننده
shares
روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
blanketed
لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
scalper
پوشش روی پا و سم عقبی برای حفافت از ضربه پای جلو
shield
حفافت سیگنال یا وسیله از واسط خارجی و ولتاژ آسیب رساننده
barff's precess
حفافت اهن در مقابل زنگ زدن بوسیله اکسیده کردن
blanket
لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
protect
که از نوک حفافت یا سیستم امنیت محاسبات داده استفاده میکند
noises
توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
scribing
روش روکش کشیدن حروف یانوشتههای نقشه برای حفافت
protects
که از نوک حفافت یا سیستم امنیت محاسبات داده استفاده میکند
protecting
که از نوک حفافت یا سیستم امنیت محاسبات داده استفاده میکند
shared
روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com