English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 160 (8 milliseconds)
English Persian
charging socket حفره جا شارژر
Other Matches
blower tupe supercharger سوپر شارژر
battery charger شارژر باطری
holes حفره
chambers حفره
crater حفره
craters حفره
delve حفره
cavity حفره
holing حفره
cavities حفره
delved حفره
delves حفره
laigh حفره
loculus حفره
sheuch حفره
sheugh حفره
sucket حفره
thirl حفره
venter حفره
lacuna حفره
fovea حفره
delving حفره
ventricle حفره
ventricles حفره
chamber حفره
porous حفره
interstice حفره
borings حفره
cavitation حفره
ditches حفره
cells حفره
sockets حفره
sinuses حفره مغ
cell حفره
potholes حفره
ditch حفره
pothole حفره
hollows حفره
ditched حفره
hollow حفره
socket حفره
dale حفره
hole حفره
holed حفره
caverns حفره
cavern حفره
dales حفره
sinus حفره مغ
electron hole حفره الکترونی
mold cavity حفره قالب
ozone hole حفره اوزون
alveolate حفره دار
knot hole محل حفره
cavitation حفره سازی
pitted حفره دار
maw حفره معده
foveal حفره دار
fossate حفره دار
fossa حفره فرورفتگی
loculate حفره دار
foveiform حفره مانند
camouflet حفره ماسوره
gleonid حفره دار
camouflet حفره زیرزمینی
calyculate حفره دار
foveate حفره دار
trilocular دارای سه حفره
vacuolate حفره مانند
weak square حفره سوراخ
pit گودال حفره
boring حفره کنی
hollows گودی حفره
hollow گودی حفره
cavern حفره زیرزمینی
pits گودال حفره
crypts حفره غدهای
pitting ایجاد حفره
crypt حفره غدهای
vacuolar حفره مانند
caverns حفره زیرزمینی
pits حفره روباه
vacuolation تشکیل حفره
vacuolation ایجاد حفره
pit حفره روباه
loculus حفره کیسه گرده
electron pair زوج الکترون حفره
sink ته نشینی حفره یاگودال
sinks ته نشینی حفره یاگودال
fox hole سنگر حفره روباه
fuze cavity حفره نصب ماسوره
pit حفره خرج چاه
cellular expanded بتن با حفره منبسط
chambers جان لوله حفره
vacuolate حفرهای حفره دار
pits حفره خرج چاه
triloculate دارای سه حفره سه یاختهای
excavation گود برداری حفره
vacuolar حفرهای حفره دار
socket bayonet سرنیزه حفره دار
chamber جان لوله حفره
lacunary وابسته به حفره یا جای خالی
lacunate وابسته به حفره یا جای خالی
vesicular مربوط به حفره تاول دار
loculus سلول یا حفره تخمدان مرکب
lumen حفره یا مجرای عضولولهای شکل
vesiculate مربوط به حفره تاول دار
vesicular حفره ایجادکردن ابدانک دارکردن
lacunar وابسته به حفره یا جای خالی
cavities سوراخ حفره یا محفظه قالب
calyculate دارای سطوح حفره دار
receptacle حفره درون سلولی گیاه
receptacles حفره درون سلولی گیاه
hawse buckler درپوش حفره زنجیر لنگر
hydrothorax تجمع مایع در حفره جنب
cavity سوراخ حفره یا محفظه قالب
lacunal وابسته به حفره یا جای خالی
vesiculate حفره ایجاد کردن ابدانک دارکردن
hamstring زردپی طرفین حفره پشت زانو
hamstringing زردپی طرفین حفره پشت زانو
hamstrings زردپی طرفین حفره پشت زانو
hamstrung زردپی طرفین حفره پشت زانو
tamping سفت کردن حفره ها بعد ازپرکردن
lumen حفره سلولی درون جدار گیاه
sitzmark حفره حاصل از زمین خوردن اسکی باز
crater دهانه یا حفره حاصله در اثر بمب وغیره
craters دهانه یا حفره حاصله در اثر بمب وغیره
pit منطقه فرود در پرشها حفره پشت میلههای بولینگ
loculicidal شکوفا در شکاف پشت حفره یاحجره گرزن گیاه
pits منطقه فرود در پرشها حفره پشت میلههای بولینگ
stope حفره پله مانند برای استخراج سنگ معدن
PCMCIA - سوزنی که در انتهای کارت PCMCIA درون حفره آن قرار دارد
ball and socket joint [مفصل ماشینی که گلوله دارد و در داخل حفره قرار میگیرد]
endodontics شاخهای از دندانپزشکی که درباره بیماریهای حفره میانی دندان بحث میکند
endodontia شاخهای از دندانپزشکی که درباره بیماریهای حفره میانی دندان بحث میکند
middle ear حفره کوچکی محدود به پرده که صدا را ازگوش خارجی به گوش داخلی منتقل میکند
cup حفره یاسوراخ فنجان مانندروی چمن نرم گلف قسمت فنجانی شکل قرقره ماهیگیری
ditched حفره در طرفین زمین که افتادن گوی بولینگ روی چمن در ان باعث خارج شدنش میشود
cupped حفره یاسوراخ فنجان مانندروی چمن نرم گلف قسمت فنجانی شکل قرقره ماهیگیری
ditch حفره در طرفین زمین که افتادن گوی بولینگ روی چمن در ان باعث خارج شدنش میشود
cups حفره یاسوراخ فنجان مانندروی چمن نرم گلف قسمت فنجانی شکل قرقره ماهیگیری
ditches حفره در طرفین زمین که افتادن گوی بولینگ روی چمن در ان باعث خارج شدنش میشود
back plane یک برد مدار چاپی PCB که شامل حفره هایی است که سایر بردها می توانند بازاویههای صحیح در ان جای بگیرند
earths حفره زیرزمینی روباه بیرون راندن روباه از سوراخ
earth حفره زیرزمینی روباه بیرون راندن روباه از سوراخ
faxes کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
fax کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
faxing کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
faxed کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
sullage pit چاله زه کشی سنگر یا حفره زه کشی
phototransistor نیمه هادی حالت جامد که باجذب نور حفره هایی در ان ایجاد میشود و این جریان توسط عمل ترانزیستور تاچندین برابر تشدید میشود
alveolar حفره دار حبابک دار
black hole حفره سیاه چاله سیاه
black holes حفره سیاه چاله سیاه
shoot the curl موج سواری در حفره موج
shoot the tube موج سواری در حفره موج
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
pelvises لگن خاصره حفره لگن خاصره
pelvis لگن خاصره حفره لگن خاصره
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com