English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 158 (3 milliseconds)
English Persian
pit حفره خرج چاه
pits حفره خرج چاه
Search result with all words
crypt حفره غدهای
crypts حفره غدهای
fax کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
faxed کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
faxes کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
faxing کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
socket حفره
sockets حفره
cup حفره یاسوراخ فنجان مانندروی چمن نرم گلف قسمت فنجانی شکل قرقره ماهیگیری
cupped حفره یاسوراخ فنجان مانندروی چمن نرم گلف قسمت فنجانی شکل قرقره ماهیگیری
cups حفره یاسوراخ فنجان مانندروی چمن نرم گلف قسمت فنجانی شکل قرقره ماهیگیری
sinus حفره مغ
sinuses حفره مغ
ditch حفره
ditch حفره در طرفین زمین که افتادن گوی بولینگ روی چمن در ان باعث خارج شدنش میشود
ditched حفره
ditched حفره در طرفین زمین که افتادن گوی بولینگ روی چمن در ان باعث خارج شدنش میشود
ditches حفره
ditches حفره در طرفین زمین که افتادن گوی بولینگ روی چمن در ان باعث خارج شدنش میشود
earth حفره زیرزمینی روباه بیرون راندن روباه از سوراخ
earths حفره زیرزمینی روباه بیرون راندن روباه از سوراخ
hollow گودی حفره
hollow حفره
hollows گودی حفره
hollows حفره
pothole حفره
potholes حفره
cell حفره
cells حفره
sink ته نشینی حفره یاگودال
sinks ته نشینی حفره یاگودال
dale حفره
dales حفره
cavern حفره زیرزمینی
cavern حفره
caverns حفره زیرزمینی
caverns حفره
hole حفره
holed حفره
holes حفره
holing حفره
cavities حفره
cavities سوراخ حفره یا محفظه قالب
cavity حفره
cavity سوراخ حفره یا محفظه قالب
pit گودال حفره
pit حفره روباه
pit منطقه فرود در پرشها حفره پشت میلههای بولینگ
pits گودال حفره
pits حفره روباه
pits منطقه فرود در پرشها حفره پشت میلههای بولینگ
crater دهانه یا حفره حاصله در اثر بمب وغیره
crater حفره
craters دهانه یا حفره حاصله در اثر بمب وغیره
craters حفره
boring حفره کنی
delve حفره
delved حفره
delves حفره
delving حفره
hamstring زردپی طرفین حفره پشت زانو
hamstringing زردپی طرفین حفره پشت زانو
hamstrings زردپی طرفین حفره پشت زانو
hamstrung زردپی طرفین حفره پشت زانو
receptacle حفره درون سلولی گیاه
receptacles حفره درون سلولی گیاه
ventricle حفره
ventricles حفره
chamber جان لوله حفره
chamber حفره
chambers جان لوله حفره
chambers حفره
pelvis لگن خاصره حفره لگن خاصره
pelvises لگن خاصره حفره لگن خاصره
pitted حفره دار
black hole حفره سیاه چاله سیاه
black holes حفره سیاه چاله سیاه
interstice حفره
excavation گود برداری حفره
alveolar حفره دار حبابک دار
alveolate حفره دار
back plane یک برد مدار چاپی PCB که شامل حفره هایی است که سایر بردها می توانند بازاویههای صحیح در ان جای بگیرند
ball and socket joint [مفصل ماشینی که گلوله دارد و در داخل حفره قرار میگیرد]
borings حفره
calyculate حفره دار
calyculate دارای سطوح حفره دار
camouflet حفره زیرزمینی
camouflet حفره ماسوره
cavitation حفره
cavitation حفره سازی
cellular expanded بتن با حفره منبسط
electron hole حفره الکترونی
electron pair زوج الکترون حفره
endodontia شاخهای از دندانپزشکی که درباره بیماریهای حفره میانی دندان بحث میکند
endodontics شاخهای از دندانپزشکی که درباره بیماریهای حفره میانی دندان بحث میکند
fossa حفره فرورفتگی
fossate حفره دار
foveal حفره دار
foveate حفره دار
fovea حفره
Other Matches
laigh حفره
loculus حفره
sheuch حفره
sheugh حفره
sucket حفره
thirl حفره
venter حفره
lacuna حفره
porous حفره
vacuolar حفره مانند
foveiform حفره مانند
charging socket حفره جا شارژر
weak square حفره سوراخ
vacuolation ایجاد حفره
vacuolation تشکیل حفره
vacuolate حفره مانند
trilocular دارای سه حفره
pitting ایجاد حفره
ozone hole حفره اوزون
mold cavity حفره قالب
maw حفره معده
loculate حفره دار
knot hole محل حفره
gleonid حفره دار
vacuolar حفرهای حفره دار
fox hole سنگر حفره روباه
fuze cavity حفره نصب ماسوره
triloculate دارای سه حفره سه یاختهای
loculus حفره کیسه گرده
vacuolate حفرهای حفره دار
socket bayonet سرنیزه حفره دار
lacunary وابسته به حفره یا جای خالی
lacunate وابسته به حفره یا جای خالی
hydrothorax تجمع مایع در حفره جنب
loculus سلول یا حفره تخمدان مرکب
lumen حفره یا مجرای عضولولهای شکل
vesicular مربوط به حفره تاول دار
lacunar وابسته به حفره یا جای خالی
lacunal وابسته به حفره یا جای خالی
vesicular حفره ایجادکردن ابدانک دارکردن
hawse buckler درپوش حفره زنجیر لنگر
vesiculate مربوط به حفره تاول دار
lumen حفره سلولی درون جدار گیاه
tamping سفت کردن حفره ها بعد ازپرکردن
vesiculate حفره ایجاد کردن ابدانک دارکردن
sitzmark حفره حاصل از زمین خوردن اسکی باز
stope حفره پله مانند برای استخراج سنگ معدن
loculicidal شکوفا در شکاف پشت حفره یاحجره گرزن گیاه
PCMCIA - سوزنی که در انتهای کارت PCMCIA درون حفره آن قرار دارد
middle ear حفره کوچکی محدود به پرده که صدا را ازگوش خارجی به گوش داخلی منتقل میکند
sullage pit چاله زه کشی سنگر یا حفره زه کشی
phototransistor نیمه هادی حالت جامد که باجذب نور حفره هایی در ان ایجاد میشود و این جریان توسط عمل ترانزیستور تاچندین برابر تشدید میشود
shoot the tube موج سواری در حفره موج
shoot the curl موج سواری در حفره موج
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com