English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
hocus-pocus حقه بازی و اغفال
Other Matches
shinny بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
deceptions اغفال
delusion اغفال
delusions اغفال
allusions اغفال
hallucination اغفال
hallucinations اغفال
deception اغفال
elusion اغفال
beguilement اغفال
allusion اغفال
cozenage اغفال
self deceived اغفال شده
train فریب اغفال
hoodwinks اغفال کردن
hoodwinking اغفال کردن
disillusion وارستگی از اغفال
hoodwinked اغفال کردن
hoodwink اغفال کردن
deluding اغفال کردن
self deceit اغفال نفس
disillusions وارستگی از اغفال
disillusioning وارستگی از اغفال
blind اغفال کردن
elusory اغفال کننده
entire delusion اغفال صرف
blinds اغفال کردن
blinded اغفال کردن
hallucination خطای حس اغفال
hallucinations خطای حس اغفال
trains فریب اغفال
trained فریب اغفال
elusive اغفال کننده
cozen اغفال کردن
delude اغفال کردن
deludes اغفال کردن
entrap اغفال کردن
deceive اغفال کردن
fool اغفال کردن
practice deceit [American] اغفال کردن
practise deceit [British] اغفال کردن
hocus اغفال کردن
mislead اغفال کردن
befool اغفال کردن
mystify اغفال کردن
baffle اغفال کردن
distracts اغفال کردن
entraps اغفال کردن
beguile اغفال کردن
beguiles اغفال کردن
entrapping اغفال کردن
entrapped اغفال کردن
beguiled اغفال کردن
distract اغفال کردن
bluff اغفال کردن
harlequinade بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
frame مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
gamesmanship مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
misplay بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
cutthroat بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
gimmickry وسایل اغفال یا تقلب
entrap into با اغفال وادار کردن به .....
abstractive رباینده اغفال کننده
game وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
to make a trick با کارت شعبده بازی کردن [ورق بازی]
kiss in the ring بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
shinney بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
dib ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
fire fight ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
gimmickry استفاده از وسایل اغفال و کلاهبرداری
deceive گول زدن اغفال کردن
deceives گول زدن اغفال کردن
hoodwinks فریب دادن اغفال کردن
hoodwinking فریب دادن اغفال کردن
hoodwinked فریب دادن اغفال کردن
hoodwink فریب دادن اغفال کردن
deceiving گول زدن اغفال کردن
deceived گول زدن اغفال کردن
inning گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
harlepuinade نمایش لال بازی ودلقک بازی
crampet game بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
charlatanic امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
Bureaucracy . Red tape . کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
diversionary landing فرود انحرافی برای اغفال دشمن فرود منحرف کننده
batting order ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
round robin (tournament or contest) <idiom> بازی که درآن یک بازیکن یا تیم درمقابل یک بازیکن یا تیم بازی کند
billiard point در بازی بیلیارد انگلیسی 2امتیاز برای کارامبول و 3امتیاز برای کیسه انداختن در بازی امریکایی 1 امتیازبرای کارامبول و امتیازهای دیگر برای کیسه انداختن
set the game افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
set the score افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
hopscotch بازی لی لی
grey hound سگ بازی
sportiveŠetc بازی کن
patulousness بازی
partie بازی
openness بازی
solitaires تک بازی
solitaire تک بازی
plain dealing بازی
actions بازی
watermanship اب بازی
game بازی
gaming بازی
action بازی
slackness بازی
basics بازی
playing بازی
play بازی
clearance بازی
played بازی
falconine بازی
basic بازی
home بازی
fun بازی
homes بازی
dibasic دو بازی
plays بازی
pederasty or pae بچه بازی
pederasty بچه بازی
playgrounds زمین بازی
cunningly به حیله بازی
pyrotechny فن اتش بازی
pyrotechnic display اتش بازی
passive play بازی غیرفعال
puppetry عروسک بازی
twiddle بازی کردن
crampet game بازی شطرنج
winner برنده بازی
puppetry خیمه شب بازی
winners برنده بازی
puppet show خیمه شب بازی
papistry پاپ بازی
pugilism بوکس بازی
twiddling بازی کردن
dib تیله بازی
play away به بازی گذراندن
play therapy بازی درمانی
footballers فوتبال بازی کن
footballer فوتبال بازی کن
playing the man بازی با حریف
playing the board بازی فی نفسه
playing the board بازی بر صفحه
playing court زمین بازی
swordplay فن شمشیر بازی
playing time مدت بازی
playground زمین بازی
dangerous play بازی خطرناک
dib قاپ بازی
twiddled بازی کردن
paperwork کاغذ بازی
priestcraft کشیش بازی
pederosis بچه بازی
pedophilia بچه بازی
popery پاپ بازی
playact رل بازی کردن
quackery حقه بازی
basket ball یکجورتوپ بازی
acrobatism ریسمان بازی
acrobacy بند بازی
cats cradle نخ بازی سرانگشت
centre game بازی مرکزی
charlatanism چاچول بازی
achate مهرهء بازی
sodomyh بچه بازی
red tapery قرطاس بازی
charlatanism زبان بازی
paraphrase بازی با الفاظ
paraphrased بازی با الفاظ
active sodomy بچه بازی
actuble بازی کردن
basification بازی شدن
basicity قدرت بازی
basic salt نمک بازی
basic dye رنگینه بازی
billiard بازی بیلیارد
bonefire اتش بازی
bosh حقه بازی
box score حساب بازی
buggery بچه بازی
agiotage سفته بازی
paraphrases بازی با الفاظ
paraphrasing بازی با الفاظ
ropery طناب بازی
rope dancing ریسمان بازی
rope dancing بند بازی
rooker یکجورکفش یخ بازی
closed game بازی بسته
cock fighting خروس بازی
footballs بازی فوتبال
computer game بازی کامپیوتری
conjury شعبده بازی
radial play بازی شعاعی
radial play بازی عرضی
chuck farthing بازی شیریاخط
sand lot بازی غیررسمی
charlatanry زبان بازی
rink میدان یخ بازی
rink یخ بازی کردن
rinks میدان یخ بازی
rinks یخ بازی کردن
basketball بازی بسکتبال
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com