Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
rightful
حقیقی دارای استحقاق
Other Matches
verisimilar
دارای فاهر حقیقی
substantive
دارای ماهیت واقعی حقیقی
many valued
دارای دو قیمت یکی حقیقی دیگری دروغین
realistic deterrence
میخکوب کردن حقیقی استراتژی سد کردن پیشروی کمونیسم در دنیا ممانعت حقیقی از پیشرفت کمونیسم
entitlement
استحقاق
title
استحقاق
titles
استحقاق
merit
استحقاق
merited
استحقاق
entitlements
استحقاق
desertless
بی استحقاق
unearned
بی استحقاق
merits
استحقاق
meriting
استحقاق
titles
استحقاق سند
desert
استحقاق سزاواری
deserts
استحقاق سزاواری
absence of right
عدم استحقاق
merits
لیاقت استحقاق
merit
لیاقت استحقاق
merited
لیاقت استحقاق
meriting
لیاقت استحقاق
entitlements
مورد استحقاق
deserting
استحقاق سزاواری
entitlement
مورد استحقاق
unearned
بیش از استحقاق
meritoriously
با داشتن استحقاق
title
استحقاق سند
deserves
استحقاق داشتن
meritoriousness
لیاقت استحقاق
deserve
استحقاق داشتن
indign
زننده بدون استحقاق
merits
شایسته بودن استحقاق داشتن
deserves
لایق بودن استحقاق داشتن
deserve
لایق بودن استحقاق داشتن
merited
شایسته بودن استحقاق داشتن
meriting
شایسته بودن استحقاق داشتن
merit
شایسته بودن استحقاق داشتن
genuine
حقیقی
unfeigned
حقیقی
truest
حقیقی
true
حقیقی
efective
حقیقی
truer
حقیقی
intrinsic
حقیقی
real
حقیقی
veracious
حقیقی
actual
حقیقی
genuine
حقیقی یا درست
natural person
شخص حقیقی
absolute magnitude
قدر حقیقی
true life
حقیقی وصحیح
interpolymer
همبسپار حقیقی
observed altitude
ارتفاع حقیقی
real time
زمان حقیقی
true resistance
مقدارمقاومت حقیقی
true variance
پراکنش حقیقی
down to earth
حقیقی واقعی
true copolymer
همبسپار حقیقی
true azimuth
گرای حقیقی
true course
راه حقیقی
true dip
شیب حقیقی
real memory
حافظه حقیقی
true heading
سمت حقیقی
ohmic valve
مقدارمقاومت حقیقی
down-to-earth
حقیقی واقعی
true mean
میانگین حقیقی
genuine
واقعی حقیقی
true north
شمال حقیقی
real storage
حافظه حقیقی
real address
آدرس حقیقی
real constant
ثابت حقیقی
true power
توان حقیقی
real function
تابع حقیقی
real gas
گاز حقیقی
true score
نمره حقیقی
real image
تصویر حقیقی
real numbers
اعداد حقیقی
real module
ضریب حقیقی
real number
عدد حقیقی
true
واقعی حقیقی
true
حقیقی کردن
truer
واقعی حقیقی
truest
واقعی حقیقی
true or real focus
کانون حقیقی
true value
مقدار حقیقی
actual movement
حرکت حقیقی
actual resistivity
مقاومت حقیقی
real power
توان حقیقی
true wind
باد حقیقی
truest
حقیقی کردن
truer
حقیقی کردن
trueness
بی ریایی حقیقی
euciliate
مژه داران حقیقی
real numbers
اعدد حقیقی
[ریاضی]
real number
عدد حقیقی
[ریاضی]
real-valued function
تابع حقیقی
[ریاضی]
brake horsepower
توان حقیقی مهاری
actual maximum flowline
ماکزیمم خط ابدهی حقیقی
particle density
وزن مخصوص حقیقی
real sector
بخش متغیرهای حقیقی
apparent horizon
افق حقیقی نقاط
live exercise
تمرین رزمی حقیقی
enlightement
روشنی فکر اگاهی حقیقی
true or sternal ribs
دندههای حقیقی اضلاع پیوسته به قص
true azimuth
سمت حقیقی گرای جغرافیایی
axioms
قضیه حقیقی حقیقت متعارفه
axiom
قضیه حقیقی حقیقت متعارفه
unsigned real number
عدد حقیقی بدون علامت
dative
حالت مفعولی غیرصریح حقیقی
developed muzzle velocity
سرعت ابتدایی و حقیقی توپ
real analytic function
تابع تحلیلی
[حقیقی]
[ریاضی]
acoelous
بدون معدهء حقیقی یادستگاه هاضمه
real absolute value function
تابع حقیقی قدر مطلق
[ریاضی]
anachronisms
اشتباه در ترتیب حقیقی وقایع و فهور اشخاص
approximations
خطای ناشی از گرد کردن یک عدد حقیقی
oafs
بچهای که پریان بجای بچه حقیقی بگذارند
anachronism
اشتباه در ترتیب حقیقی وقایع و فهور اشخاص
approximation
خطای ناشی از گرد کردن یک عدد حقیقی
oaf
بچهای که پریان بجای بچه حقیقی بگذارند
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
I give the programme zero
[nought]
out of ten for reality.
من به این برنامه در رابطه با حقیقی بودنش از ده امتیاز صفر را می دهم.
gyrocompass
نوعی قطب نما که همواره شمال حقیقی را نشان میدهد
relative
پاسهای مرتب که به نرم افزارکامپیوترامکان محاسبه زمان حقیقی میدهد
You deserve it.
حق داری ( استحقاق آنرا داری )
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
real representative
قائم مقامی حقیقی یا واقعی سمت وراث یا مدیر ترکه نسبت به اموال غیر منقول متوفی
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
processor bound
اشاره به فرایندهایی میکندکه به محض استفاده از واحدپردازش مرکزی جهت اجرای پردازش یا محاسبه حقیقی سرعتش کم میشود
Sophrosyne
وضعیت سالم ذهن توصیف شده با خویشتنداری اعتدال و آگاهی عمیق از نفس حقیقی که به شادی واقعی منجر میشود
true convergence
سیستم کنترل جغرافیایی یاسیستم مختصات جغرافیایی تقارب حقیقی نصف النهارات
haze
تاثیر گرافیکی برای شبیه سازی مه طبیعی برای ایجاد فضای سه بعدی حقیقی تر
realtime
زمان حقیقی یا زمان خالص ارسال و دریافت پیامها
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
x scale
در عکس هوایی مایل مقیاس خطی است که موازی با خط افق حقیقی عکس کشیده میشودc
true air speed
سرعت حقیقی هواپیما یا سرعت تنظیم شده ان
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
antedate
پیش از تاریخ حقیقی تاریخ گذاشتن
antedates
پیش از تاریخ حقیقی تاریخ گذاشتن
antedated
پیش از تاریخ حقیقی تاریخ گذاشتن
nap side
خواب فرش
[با انجام عمل پرداخت الیاف از قسمت گره بصورت راست و کشیده درآمده و ظاهر حقیقی فرش را بوجود می آورند.]
chemical wash
کهنه شور یا دواشور نمودن فرش با کلر و خاکستر چوب جهت ملایم کردن رنگ ها و افزایش طول عمر ظاهری و غیر حقیقی فرش
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
polyisotopic
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
off colored
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
true horizon
افق حقیقی عکس یا افق پرسپکتیوی عکس هوایی
pentadactyl
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
loom time
مدت زمان بافت
[از زمان چله کشی تا جدا کردن فرش بافته شده از دار و مبنای تعیین ساعات کار مفید، وقت حقیقی لازم جهت اتمام فرش و قیمت نسبی فرش می باشد.]
footy
دارای پا
glochidiate
دارای مو
trilinear
دارای سه خط
iodic
دارای ید
bilabiate
دارای دو لب
three legged
دارای سه پا
fraught with
دارای
three-legged
دارای سه پا
odoriferous
دارای بو
reversioner
دارای حق رجوع
hexameter
دارای شش وزن
reboant
دارای واکنش
aluminous
دارای زاج
antithetic
دارای ضد ونقیض
binocular
دارای دو چشم
self abnegating
دارای کف نفس
hearted
دارای قلب ...
sabulous
دارای شن ریزه
divan
دارای دوفرفیت
binuclear
دارای دو هسته
amphibolic
دارای دو معنی
strontic
دارای استرونیوم
bipartite
دارای دوقسمت
binucleate
دارای دو هسته
legitimate
دارای حق مشروع
legitimated
دارای حق مشروع
legitimates
دارای حق مشروع
legitimating
دارای حق مشروع
overlapping
دارای اشتراک
bisulcate
دارای دوشکاف
lippy
پر رو دارای لب اویزان
rectilinear
دارای مسیرمستقیم
flabby
دارای عضلات شل
biramous
دارای دو شاخه
sulfureous
دارای گوگرد
rugose
دارای رکه
lobate
دارای نرمه
mammilate
دارای پستان
lobated
دارای نرمه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com