English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 178 (10 milliseconds)
English Persian
sanctuaries حق بست نشینی
sanctuary حق بست نشینی
Search result with all words
deposit ته نشینی
deposits ته نشینی
settlement ته نشینی مسکن
settlements ته نشینی مسکن
precipitation ته نشینی
sink ته نشینی حفره یاگودال
sinks ته نشینی حفره یاگودال
breakdown ته نشینی مواد معلق دردوغاب
breakdowns ته نشینی مواد معلق دردوغاب
withdrawal عملیات عقب نشینی اختیاری عقب نشینی
withdrawals عملیات عقب نشینی اختیاری عقب نشینی
safety اعطای دو امتیاز به تیم مدافع به خاطر عقب نشینی عمدی تیم مهاجم
withdraw عقب نشینی کردن
withdraws عقب نشینی کردن
cloister صومعه گوشه نشینی کردن
cloisters صومعه گوشه نشینی کردن
rifle توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
rifles توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
retreat عقب نشینی کردن
retreat عقب نشینی کناره گیری
retreat عقب نشینی
retreat عقب نشینی اجباری بازگشتن
retreated عقب نشینی کردن
retreated عقب نشینی کناره گیری
retreated عقب نشینی
retreated عقب نشینی اجباری بازگشتن
retreating عقب نشینی کردن
retreating عقب نشینی کناره گیری
retreating عقب نشینی
retreating عقب نشینی اجباری بازگشتن
retreats عقب نشینی کردن
retreats عقب نشینی کناره گیری
retreats عقب نشینی
retreats عقب نشینی اجباری بازگشتن
blench جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blenched جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blenches جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blenching جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
seclusion گوشه نشینی
scuttle عقب نشینی روزنه
scuttled عقب نشینی روزنه
scuttles عقب نشینی روزنه
scuttling عقب نشینی روزنه
recess عقب نشینی
recesses عقب نشینی
wake شب نشینی
waked شب نشینی
wakes شب نشینی
alluvial ته نشینی مربوط به رسوب و ته نشین
retire عقب نشینی کردن به دلخواه بازنشسته شدن
retires عقب نشینی کردن به دلخواه بازنشسته شدن
retirement عقب نشینی اختیاری
soiree شب نشینی
soirees شب نشینی
soirTes شب نشینی
setback نیروی عقب نشینی توپ
setback فشار عقب نشینی
setbacks نیروی عقب نشینی توپ
setbacks فشار عقب نشینی
companionship مصاحبت پهلو نشینی
subsidence ته نشینی
sedinentation ته نشینی
settling ته نشینی
sedimentary ته نشینی
suburbia حومه نشینی
recoil عقب نشینی
recoil عقب نشینی کردن توپ
recoil پی نشینی
recoiled عقب نشینی
recoiled عقب نشینی کردن توپ
recoiled پی نشینی
recoiling عقب نشینی
recoiling عقب نشینی کردن توپ
recoiling پی نشینی
recoils عقب نشینی
recoils عقب نشینی کردن توپ
recoils پی نشینی
urbanization شهر نشینی
straddle میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
straddled میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
straddles میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
adsorption رو نشینی
an eveing party شب نشینی
evening party شب نشینی
back pressure فشار عقب نشینی
back pressure فشاراگزوز فشار عقب نشینی اگزوز
backblast شعله عقب نشینی
backblast موج عقب نشینی
backpedal عقب نشینی در مقابل حریف عقب نشینی
blowback عقب نشینی خودکار
blowback ضربه عقب نشینی
break ground عقب نشینی
choke ring رینگ مانع فرار گاز در تفنگهای بدون عقب نشینی
cotenancy هم اجاره نشینی
counter recoil برگشتن لوله پس از عقب نشینی
crawfish ازموضعی عقب نشینی کردن
disengagement جدا شدن ازدشمن عقب نشینی اختیاری قطع تماس با دشمن
ebb current عقب نشینی اب دریا
electrostatic procipitation ته نشینی الکترواستاتیک
eremitic life گوشه نشینی
Other Matches
variable recoil سیستم عقب نشینی متغیر دستگاه عقب نشینی متغیر
recoilless جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
sedimentation ته نشینی
retrocedence پس نشینی
illuviation ته نشینی
sedimentation ته نشینی
nightlife شب نشینی
reclvsion گوشه نشینی
solitariness گوشه نشینی
tenantry اجاره نشینی
to burn the midnighoil شب نشینی کردن
to burn the midnight oil شب نشینی کردن
urbanism شهر نشینی
fallback عقب نشینی
silting رسوب ته نشینی
sequestered life گوشه نشینی
eremitism گوشه نشینی
hutment کلبه نشینی
hypostatic ناشی از ته نشینی
katabasis عقب نشینی
line of retreat خط عقب نشینی
nomadism کوچ نشینی
retrocedence عقب نشینی
retrocession عقب نشینی
ruralize ده نشینی کردن
sedimentation pond حوضچه ته نشینی
subornation زیر پا نشینی اغواء
recoil mechanism دستگاه عقب نشینی
short recoil عقب نشینی کوتاه
recoil mechanism مکانیسم عقب نشینی
sedimentation analysis تجزیه بروش ته نشینی
rocket propulsion فشارعقب نشینی موشک
long recoil عقب نشینی طولانی
pull away عقب نشینی کردن
to beat a retreat کوس عقب نشینی
to fall back عقب نشینی کردن
colonial معماری کوچ نشینی
to beat a retreat عقب نشینی کردن
give ground <idiom> عقب نشینی کردن
to give ground عقب نشینی کردن
to lose ground عقب نشینی کردن
to sound the retreat شیپورعقب نشینی زدن
urbanist وابسته بشهر نشینی
urbanistic وابسته بشهر نشینی
To retreat. To withdraw. عقب نشینی کردن
drop back <idiom> عقب نشینی کردن
forced withrawal عقب نشینی اجباری
to sound the retire شیپور عقب نشینی زدن
to sound a retreat شیپور عقب نشینی زدن
variable slide طول عقب نشینی متغیر
to have a knock back عقب نشینی کردن [در موقعیتی]
a white collar job کار پشت میز نشینی
long recoil طول عقب نشینی زیاد
they are in full retreat سخت عقب نشینی می کنند
recoil system سیستم عقب نشینی توپ
recoilless rifle تفنگ بدون عقب نشینی
obmutescence خاموش نشینی سکوت عمدی
hightail باسرعت عقب نشینی کردن
insula دستگاه عمارت اجاره نشینی
hermitic وابسته بگوشه نشینی زهدامیز
recoil pit چاله عقب نشینی لوله
recoil operated مجهز به دستگاه عقب نشینی
retreat گوشه نشینی [گروهی برای مدتی]
The army had to retreat from the battlefield. ارتش مجبور به عقب نشینی از میدان جنگ شد.
recoil operated مسلح شونده به وسیله عقب نشینی الات متحرک
To draw in ones houns . Toback down . To retreat. ماست ها را کیسه کردن ( عقب نشینی از روی ترس )
jet propulsion نیروی عقب نشینی حاصله از فشار گازفشار خروج گاز
beauty is in the eyes of the beholder <proverb> اگر بر دیده مجنون نشینی به غیر از خوبی لیلی نبینی
shoot the duck حرکت جلو و عقب نشینی روی یک پا و پای دیگر کشیده بجلو
inclusus گوشه نشینی که در غاریا کلبهای می نشست ودرجهانیان رابروی خود می بست
gunner's rule روش تخمین مسافت صحیح در تیراندازی با تیربار یاتفنگ بدون عقب نشینی
fall back تغییر موضع به عقب دادن عقب نشینی کردن
rocket [missile with thrust propulsion] موشک [پرتابه] [پرتابه با پیشرانش عقب نشینی]
rear party نیروی پوششی عقب نشینی یا عقب دار
urbanity شهر نشینی شهر سازی
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com