Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
overrider
حق دلالی زیاد
Other Matches
commissions
دلالی
mediation
دلالی
broking
دلالی
brokerage
حق دلالی
brokerage fee
حق دلالی
commissioning
حق دلالی
commission
حق دلالی
brokage
حق دلالی
factorship
دلالی
factorage
دلالی
commission
دلالی
commissioning
دلالی
commissions
حق دلالی
brokerage
دلالی
job
دلالی کردن
jobs
دلالی کردن
brokerage
پول دلالی
agiotage
دلالی برات
overrider
حق دلالی فوق العاده
procuration
جاکشی دلالی محبت
procuance
جاکشی دلالی محبت
stockbroking
دلالی بورس واوراق بهادار
stockbrokerage
دلالی بورس واوراق بهادار
procuration fee
حق دلالی در معاملات استقراضی و رهن حق التحریر اسناد رسمی
load call
وسیلهای مملو از سیال برای ایجاد نیروهای زیاد با دقت زیاد
compression ignition
احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
I didnt get much sleep.
زیاد خوابم نبرد ( زیاد نخوابیدم)
overbuild
زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
to hold somebody in great respect
کسی را زیاد محترم داشتن
[احترام زیاد گذاشتن به کسی]
surcharge
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
surcharges
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
high speed
با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
widest
زیاد
wider
زیاد
wide
زیاد
greatly
زیاد
copious
زیاد
greatest
زیاد
no end of
زیاد
highly
زیاد
rife
زیاد
vastly
زیاد
to a large extent
زیاد
over and above
زیاد
heartbreak
غم زیاد
much
زیاد
large adv
زیاد
overmuch
زیاد
outrageously
زیاد
great
زیاد
heavily
زیاد
heart break
غم زیاد
profusely
زیاد
too
زیاد
egregiously
زیاد
numerous
زیاد
for all the world
بی کم و زیاد
profoundly
زیاد
populous
زیاد
very
زیاد
extensive
زیاد
intense
زیاد
fulsome
زیاد
ranksack
زیاد
effusively
زیاد
excessive
زیاد
too much
زیاد
widely
زیاد
not a lettle
زیاد
muckle
زیاد
mickle or muckle
زیاد
mickle
زیاد
superabundant
زیاد
high
زیاد
extortionary
زیاد
swingeing
زیاد
thick
زیاد
thicker
زیاد
thickest
زیاد
highest
زیاد
great-
زیاد
highs
زیاد
intensely
زیاد
in quantities
زیاد
plethoric
زیاد
immane
زیاد
plaguily
زیاد
extortionate
زیاد
overly
زیاد
glaring
زیاد
many
زیاد
squeamishly
زیاد
mortally
زیاد
squeamishness
زیاد
late
زیاد
generous
زیاد
hugely
زیاد
in excess
زیاد
tremendously
زیاد
immoderate
زیاد
supererogatory
زیاد
quite a few
<idiom>
زیاد
intensively
زیاد
fixations
دلبستگی زیاد
high yield
با بازده زیاد
furor
خشم زیاد
grnish
زیاد کردن
frequent visiting
دیدنی زیاد
overloaded
زیاد پر کردن
high yielding farms
با بازده زیاد
overloads
زیاد پر کردن
overwork
زیاد کارکردن
finicality
خودارایی زیاد
fixation
عشق زیاد
fervidness
گرمی زیاد
fixations
عشق زیاد
overworks
زیاد کارکردن
overworking
زیاد کارکردن
full tilt
باسرعت زیاد
overworked
زیاد کارکردن
h.f.
بسامد زیاد
oodles
خیلی زیاد
heightens
زیاد کردن
with many regrets
با تاسف زیاد
with much regret
با تاسف زیاد
high altitude
از ارتفاع زیاد
high altitude
ارتفاع زیاد
escalating
زیاد شدن
prosternation
ضعف زیاد
prosternation
سستی زیاد
escalates
زیاد شدن
escalated
زیاد شدن
profuse of gilfts
زیاد بخشنده
heighten
زیاد کردن
heightened
زیاد کردن
escalate
زیاد شدن
punctiliousness
دقت زیاد
heavy poll
رایهای زیاد
raff
خیلی زیاد
overload
زیاد پر کردن
high vacuum
خلاء زیاد
fixation
دلبستگی زیاد
high spin
چرخش زیاد
quick wit
هوش زیاد
high pressure
فشار زیاد
abound
زیاد بودن
quillet
دقت زیاد
high precison
دقت زیاد
violent pain
درد زیاد
profound interest
دلبستگی زیاد
wheen
تعداد زیاد
queazy
زیاد دقیق
heightening
زیاد کردن
downpour
بارندگی زیاد
queasy
زیاد دقیق
booster
زیاد کننده
boosters
زیاد کننده
hell bent
زیاد خمیده
hell-bent
زیاد خمیده
carnosity
گوشت زیاد
slather
مقدار زیاد
far
زیاد خیلی
scrupulousy
بادقت زیاد
scrupulousness
دقت زیاد
downpours
بارندگی زیاد
d. haste
شتاب زیاد
slashing
تخفیف زیاد
scrupulosity
دقت زیاد
increase
زیاد کردن
increased
زیاد کردن
increases
زیاد کردن
consumedly
بطور زیاد
so many
انیقدر زیاد
accretive
زیاد شونده
tabes
ضعف زیاد
superelevation
ارتفاع زیاد
subtility
دقت زیاد
struck with teror
زیاد ترسیده
at a great penny worth
به بهای زیاد
at a great rat
بسرعت زیاد
at long intervals
بفواصل زیاد
augmenter
زیاد کننده
bad nip
تای زیاد
an abundance of
مقدار زیاد
an abrupt place
با سراشیبی زیاد
tabes
لاغری زیاد
swingeing damages
خسارات زیاد
superrabundant
خیلی زیاد
aggrandise
زیاد شدن
agreat d. of trouble
دردسر زیاد
superrabundant
زیاد فراوان
alto relievo
برجستگی زیاد
amplitude
فاصلهء زیاد
boisterously
باصدای زیاد
extreme
خیلی زیاد
fervidity
گرمی زیاد
multiplied
زیاد شدن
multiplies
زیاد شدن
multiply
زیاد شدن
multiplying
زیاد شدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com