English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
watch and ward حق نگهبانی روزانه و شبانه
Other Matches
black out حرکت با چراغ جنگی در شب خاموشی شبانه استتار شبانه
day fighter هواپیمای رهگیری روزانه جنگنده رهگیر مخصوص عملیات روزانه
sentinel دیده ور نگهبانی نگهبانی دادن
sentinels دیده ور نگهبانی نگهبانی دادن
parlour boarder شاگرد شبانه روزی که نزدخانواده رئیس شبانه روزی زندگی میکند
to live en pension شبانه روزی شدن درمهمانخانه شبانه روزی زندگی کردن
duty roster دفتر وقایع نگهبانی یا دفتر نوبت نگهبانی
night vision دیدبانی در شب دید شبانه دیدبانی شبانه
nightly شبانه
nocturnal شبانه
nocturnally شبانه
watch نگهبانی
tricked نگهبانی
watched نگهبانی
watching نگهبانی
protectorship نگهبانی
out post نگهبانی
wardenship نگهبانی
trick نگهبانی
tricking نگهبانی
watches نگهبانی
night operations عملیات شبانه
pavor nocturnus وحشت شبانه
d. and night شبانه روز
cracksman دزد شبانه
circadian شبانه روزی
night interception رهگیری شبانه
nightlife تفریحات شبانه
night landing فرود شبانه
burglarizing شبانه دزدیدن
burglarizes شبانه دزدیدن
night and day شبانه روز
quotidian شبانه روزی
he went by night شبانه رفت
night order دستور شبانه
night schools اموزشگاه شبانه
night order دستورات شبانه
nocturnal نمایش شبانه
night school اموزشگاه شبانه
night interception کمین شبانه
moonshiner قاچاقچی شبانه
nighttide جزر و مد شبانه
hostelry شبانه روزی
nocturnal prayer نماز شبانه
burglarized شبانه دزدیدن
burglarize شبانه دزدیدن
overnight در مدت یک شب شبانه
vespertinal شبانه عشایی
vespertine مربوط به شب شبانه
hostels شبانه روزی
hostel شبانه روزی
round-the-clock شبانه روزی
sentries قراول نگهبانی
middle watch نگهبانی نیمه شب
sentry قراول نگهبانی
sentinels نگهبانی کردن
cavalier سکوی نگهبانی
rosters صورت نگهبانی
roster صورت نگهبانی
chaperon نگهبانی کردن
chaperons نگهبانی کردن
first watch نگهبانی شامگاه
watchtowers برج نگهبانی
watchtower برج نگهبانی
sentry box اتاقک نگهبانی
chaperone نگهبانی کردن
off duty خارج از نگهبانی
duty roster لوحه نگهبانی
watches نگهبانی دادن
chaperones نگهبانی کردن
first dog watch نگهبانی اول
watches پاس نگهبانی
guard نگهبانی دادن
radar quardship نگهبانی رادار
to nount guard به نگهبانی رفتن
watch نگهبانی دادن
stand guard نگهبانی دادن
escorts نگهبانی کردن
second dog watch نگهبانی دوم
set the watch تنظیم نگهبانی
watching نگهبانی دادن
watching پاس نگهبانی
watched پاس نگهبانی
escort نگهبانی کردن
escorted نگهبانی کردن
escorting نگهبانی کردن
watch پاس نگهبانی
to stand sentinel نگهبانی کردن
relieve تعویض نگهبانی
sentinel نگهبانی کردن
tricking نوبت نگهبانی
guarding نگهبانی دادن
guards نگهبانی دادن
tricked نوبت نگهبانی
trick نوبت نگهبانی
relieving تعویض نگهبانی
relieves تعویض نگهبانی
sentry boxes اتاقک نگهبانی
on sentry مامور نگهبانی
orderly officen افسر نگهبانی
watched نگهبانی دادن
circadian rythm ریتم شبانه روزی
boarding schools اموزشگاه شبانه روزی
nightlife شرکت در تفریحات شبانه
floorshow نمایش باشگاههای شبانه
hosteler مقیم شبانه روزی
infrared viewer دوربین دیدبانی شبانه
moonlight fliting اسباب کشی شبانه
night interception استراق سمع شبانه
nocturn سحر خوانی شبانه
first post شیپور خبر شبانه
battle lights چراغ خاموشی شبانه
nights شب هنگام برنامه شبانه
night شب هنگام برنامه شبانه
schoolwork تکلیف شبانه دانشجو
boarder شاگرد شبانه روزی
boarders شاگرد شبانه روزی
boarding school اموزشگاه شبانه روزی
daily <adj.> <adv.> روزانه
day by day روزانه
per day روزانه
day-to-day <adj.> روزانه
diurnally روزانه
dailies روزانه
workaday روزانه
perdiem روزانه
quotidian روزانه
everyday <adj.> روزانه
each day <adv.> روزانه
day in, day out <adv.> روزانه
every day <adv.> روزانه
by d. روزانه
every single day <adv.> روزانه
diurnal روزانه
on a daily basis <adv.> روزانه
off duty مرخصی راحتی نگهبانی
port watch پست نگهبانی بندر
first dogwatch نوبت نگهبانی عصر
duty ماموریت خدمت نگهبانی
watch bill لوحه نگهبانی ناو
main guard پست نگهبانی اصلی
se'nnight یکهفته هفت شبانه روز
friars lantern روشنایی شبانه بر روی باطلاق
night line ریسمان ماهی گیری شبانه
sennight یکهفته هفت شبانه روز
witch moth پروانه بید شبانه شب پره
boarding مهمانخانه شبانه روزی پانسیون
night cap گشتی رزمی هوایی شبانه
every day <adv.> بطور روزانه
every single day <adv.> بطور روزانه
order of the day برنامه روزانه
morning orders دستورات روزانه
morning orders برنامه روزانه
each day <adv.> بطور روزانه
day in, day out <adv.> بطور روزانه
way of life فعالیتهای روزانه
workouts ورزش روزانه
workout ورزش روزانه
daily <adj.> <adv.> بطور روزانه
day schools مدرسهی روزانه
victualling allowance جیره روزانه
day school مدرسهی روزانه
purchase journal دفترخرید روزانه
on a daily basis <adv.> بطور روزانه
habitude عادت روزانه
daily round کارهای روزانه
daily wage مزد روزانه
day hospital بیمارستان روزانه
journal دفتروقایع روزانه
daily round گردش روزانه
diurnal tide کشند روزانه
duily bread نان روزانه
daily storage مخزن روزانه
daily pay دستمزد روزانه
journal گزارش روزانه
diurnal load بار روزانه
mean daily متوسط روزانه
dailgy food allowance جیره روزانه
journals گزارش روزانه
journals دفتروقایع روزانه
fixed post system سیستم پستهای نگهبانی ثابت
watchdogs نگهبانی دادن نگهبان بودن
trick مدت زمان پست نگهبانی
watchdog نگهبانی دادن نگهبان بودن
tricked مدت زمان پست نگهبانی
look out نگهبانی کردن موافب بودن
tricking مدت زمان پست نگهبانی
whippoorwill مرغ شبانه پشه خوارمشرق امریکا
public school دبیرستان شبانه روزی مدرسه عمومی
daily bread نان یارزق روزانه
diaries دفتر یادداشت روزانه
extern کمک پزشک روزانه
dailgy food allowance جیره غذایی روزانه
breviary کتاب نمازوادعیه روزانه
daily flood peak حداکثر سیل روزانه
daily flood peak بیشینه روزانه سیل
average daily traffic [ADT] متوسط ترافیک روزانه
daily routine عادت جاری روزانه
log book دفتر رخدادهای روزانه
log books دفتر رخدادهای روزانه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com