English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 287 (14 milliseconds)
English Persian
guarding subsidy حق نگهداری
Search result with all words
write حافظه موقت برای نگهداری داده برای وسیله ذخیره سازی و وقتی که نوشته میشود.
writes حافظه موقت برای نگهداری داده برای وسیله ذخیره سازی و وقتی که نوشته میشود.
database ول اجرا نگهداری سیستم پایگاه داده ها است
databases ول اجرا نگهداری سیستم پایگاه داده ها است
management اجرا و نگهداری شبکه
managements اجرا و نگهداری شبکه
service بررسی یا تعمیر یا نگهداری سیستم
serviced بررسی یا تعمیر یا نگهداری سیستم
ward نگهداری کردن توجه کردن
wards نگهداری کردن توجه کردن
cassette پوشش مقاوم برای نگهداری و محافظت نوار نغناطیسی
cassettes پوشش مقاوم برای نگهداری و محافظت نوار نغناطیسی
manager برنامهای که رکوردها را نگهداری میکند و به آنها دستیابی دارد و آنها را پردازش میکند
managers برنامهای که رکوردها را نگهداری میکند و به آنها دستیابی دارد و آنها را پردازش میکند
sheet سیستم نگهداری کاغذ که ورقههای کاغذ را یکباره در چاپگر قرار میدهد
sheets سیستم نگهداری کاغذ که ورقههای کاغذ را یکباره در چاپگر قرار میدهد
area بخشی از حافظه اصلی که داده ها را از فضای ذخیره سازی در خود نگهداری میکند تا پردازش شوند
areas بخشی از حافظه اصلی که داده ها را از فضای ذخیره سازی در خود نگهداری میکند تا پردازش شوند
care نگهداری موافبت
cared نگهداری موافبت
cares نگهداری موافبت
preservation نگهداری
sustenance نگهداری
guardianship نگهداری
keeping نگهداری
protection نگهداری
reference فایل داده که طوری نگهداری میشود که قابل ارجاع باشد
references فایل داده که طوری نگهداری میشود که قابل ارجاع باشد
brace گره فشاری که اجزاء دیگر ساختمان را نگهداری یابار انها را تحمل میکنند
braced گره فشاری که اجزاء دیگر ساختمان را نگهداری یابار انها را تحمل میکنند
register که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registering که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registers که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
customer نگهداری و تعمیر یک وسیله مشتری
customers نگهداری و تعمیر یک وسیله مشتری
bad debt طلب لاوصول حساب ذخیرهای که برای جبران مطالبات لاوصول نگهداری میشود
bad debts طلب لاوصول حساب ذخیرهای که برای جبران مطالبات لاوصول نگهداری میشود
custodian فرد یا سازمانی که مسئول نگهداری و تعمیر داده ذخیره روی فلاپی دیسک ها
custodians فرد یا سازمانی که مسئول نگهداری و تعمیر داده ذخیره روی فلاپی دیسک ها
sampler مدارالکترونیکی که الگوهای سیگنال را نگهداری میکند وآنها را برای آنالیزهای بعدی ذخیره میکند
samplers مدارالکترونیکی که الگوهای سیگنال را نگهداری میکند وآنها را برای آنالیزهای بعدی ذخیره میکند
restraint نگهداری خودداری
restraints نگهداری خودداری
LSD نگهداری تحویل
hold ایست نگهداری
holds ایست نگهداری
maintenance نگهداری
maintenance نگهداری از تاسیسات یاساختمان
maintenance تعمیر و نگهداری نگهداری وسایل
maintenance نگهداری و تعمیر
maintenance ابزار تشخیص نرم افزاری که مهندسان در حین عملیات نگهداری سیستم انجام می دهند
maintenance تعمیر و نگهداری
safeguard نگهداری کردن
safeguarded نگهداری کردن
safeguarding نگهداری کردن
safeguards نگهداری کردن
record تعداد موضوعات دادههای مبوطه که در حافظه موقت نگهداری می شوند و اماده پردازش هستند
support نگهداری کردن
support تایید کردن نگهداری
detention نگهداری
detentions نگهداری
CD جعبه پلاستیکی مسط ح که برای نگهداری دیسک فشرده به کار می رود
CDs جعبه پلاستیکی مسط ح که برای نگهداری دیسک فشرده به کار می رود
account نگهداری حسابها
three سیستم نگهداری و مدیریت اقلام دریایی
threes سیستم نگهداری و مدیریت اقلام دریایی
mew دراصطبل نگهداری کردن
mewed دراصطبل نگهداری کردن
mewing دراصطبل نگهداری کردن
upkeep نگهداری
upkeep نگهداری کردن
upkeep هزینه نگهداری وتعمیر
upkeep هزینه نگهداری و تعمیر
buffer کل حروفی که قابل نگهداری در بافر هستند
pound محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pounded محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pounding محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pounds محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
internment نگهداری
retinue نگهداری
retinues نگهداری
administrator شخصی که مسول اجرا و نگهداری سیستم پایگاه داده ها است
administrator تنظیم و نگهداری شبکه دارد
administrators شخصی که مسول اجرا و نگهداری سیستم پایگاه داده ها است
administrators تنظیم و نگهداری شبکه دارد
protect نیکداشت کردن نگهداری کردن
protecting نیکداشت کردن نگهداری کردن
protects نیکداشت کردن نگهداری کردن
housekeeping امور لازم برای نگهداری سیستم کامپیوتری
maintain نگهداری کردن
maintained نگهداری کردن
maintains نگهداری کردن
maturing نگهداری بتن
keep نگهداری کردن
keeps نگهداری کردن
tend نگهداری کردن از
tended نگهداری کردن از
tending نگهداری کردن از
tends نگهداری کردن از
retention نگهداری
Other Matches
corrective maintenance نگهداری همراه با تعمیروسیله نگهداری تعمیراتی ورفع عیب
landing, storage, delivery نگهداری
custody نگهداری
detainer نگهداری
safe guard نگهداری
safe keeping نگهداری
sustentation نگهداری
sustention نگهداری
holding نگهداری
storage نگهداری
conservation نگهداری
interlude نگهداری مقدماتی
interludes نگهداری مقدماتی
manage نگهداری کردن
to maintain a road نگهداری کردن
to maintain one's family نگهداری کردن
to take keep نگهداری کردن
maintain نگهداری کردن
warehousing نگهداری در انبار
conserve نگهداری کردن
conserved نگهداری کردن
conserves نگهداری کردن
conserving نگهداری کردن
categories of maintenance انواع نگهداری
category طبقه نگهداری
tenure نگهداری اشغال
the keeping of a festival نگهداری عید
field capacity فرفیت نگهداری
field maintenance نگهداری صحرایی
levels of maintenance ردههای نگهداری
field maintenance نگهداری در صحرا
maintrain نگهداری کردن
maintenance support پشتیبانی نگهداری
maintenance status وضعیت نگهداری
granfather file نگهداری می شوند
holding capacity فرفیت نگهداری
holding costs مخارج نگهداری
maintenance period دوره نگهداری
holding time زمان نگهداری
maintenance functions کارکردهای نگهداری
energy preservation نگهداری انرژی
depot maintenance نگهداری دپویی
tenability قابلیت نگهداری
care of supplies نگهداری اماد
categories of maintenance طبقات نگهداری
maintenance cost هزینه نگهداری
retentivity قدرت نگهداری
record keeping نگهداری سوابق
program maintenance نگهداری برنامه
preventive maintenance نگهداری پیشگیرانه
preventive maintenance نگهداری پیشگیری
preventive maintenance نگهداری حفافتی
deffered maintenance نگهداری مخصوص
organizational maintenance نگهداری سازمانی
depot maintenance نگهداری امادگاهی
maintenance cost ارزش نگهداری
keep track of <idiom> نگهداری یاداشت
schedule maintenance نگهداری زمانبندی شده
software maintenance نگهداری نرم افزار
bestride نگهداری ودفاع کردن از
system maintenance تامین و نگهداری سیستم
depositery محل نگهداری سپرده
entertainable قابل پذیرائی و یا نگهداری
remote servicing نگهداری از راه دور
poor law قانون نگهداری از تهیدستان
power of reservation حق نگهداری وذخیره کردن
membrane curing نگهداری غشایی بتن
gurantee period دوره نگهداری تاسیسات
moist curing نگهداری مرطوب بتن
custody of goods حفافت یا نگهداری کالا
remote maintenance نگهداری از راه دور
baby farm محل نگهداری کودکان
maintenance routine روال تعمیر و نگهداری
to bear up نا امیدنشدن نگهداری کردن
keep time <idiom> نگهداری میزان و وزن
maintenance work کار تعمیر و نگهداری
ammunition depot محل نگهداری مهمات
hold something back <idiom> نگهداری اطلاعات از کسی
gasholders محل نگهداری بنزین
gasholder محل نگهداری بنزین
fit call رده یکم تعمیر و نگهداری
carry over <idiom> برای بعد نگهداری کردن
bee-keepers متصدی نگهداری از زنبور عسل
patronizes نگهداری کردن مشتری شدن
maintenance shop کارگاه تعمیر و نگهداری تعمیرگاه
remote maintenance تعمیر و نگهداری از راه دور
to safeguard [against] نگهداری کردن [علیه] [در برابر]
remote servicing تعمیر و نگهداری از راه دور
patronised نگهداری کردن مشتری شدن
patronises نگهداری کردن مشتری شدن
hold at disposal در اختیار دیگری نگهداری کردن
patronize نگهداری کردن مشتری شدن
patronized نگهداری کردن مشتری شدن
preventive ماده نگهدارنده وسایل نگهداری
bee-keeper متصدی نگهداری از زنبور عسل
warrens محل نگهداری حیوانات وحشی
tape library اتاق مخصوص نگهداری نوار
columbarium جای نگهداری خاکستر مردگان
accountable depot مرکز نگهداری سوابق حسابداری
stickboy متصدی نگهداری چوبهای هاکی
accountable supply distribution activity سازمان نگهداری سوابق امادی
warren محل نگهداری حیوانات وحشی
administrative crypto account نگهداری اسناد و مدارک محرمانه
confessio [محل نگهداری جسد شهید]
to have custody of نگهداری یا امانت داری کردن از
lay up <idiom> ذخیره کردن ،نگهداری برای آینده
sacrist متصدی نگهداری فروف مقدسه کلیسا
maintenance float شارژ انباراضافی وسایل نگهداری اضافی
bone-house [جایی برای نگهداری استخوان مردگان]
white paternoster دعای نگهداری ازشر روح پلید
lay up <idiom> گذاشتن درگاراژ یا محل نگهداری قایق
maintenance calibration تنظیمات مربوط به نگهداری تنظیم تعمیراتی
magazine area محل نگهداری مواد منفجره یامهمات
cost of maintenance هزینه نگهداری و ترمیم نفقه و خرجی
conservancy نگهداری جنگلهاوشیلات ومنابع طبیعی دیگر
keep in trust به عنوان امانت نگهداری کردن چیزی
bonded store انباری که کالاهای وارداتی در ان نگهداری میشود
apicultural مربوط به پرورش و نگهداری زنبور عسل
file maintenaee اصلاح و نگهداری پرونده پشتیبانی فایل
spoin bank محل نگهداری وسایل مازاد بر احتیاج
hand-held آنچه قابل نگهداری در دست است
for keeps برای نگهداری همیشگی بعنوان یادگار
gross negligence تقصیر در نگهداری مال تعدی و تفریط
archive کپی ای که در محیط ذخیره سازی نگهداری میشود.
vivary جای نگهداری حیوانات یا محل صید ماهی
accountability ذیحسابی مسئولیت نگهداری سوابق پولی و مالی
reliquaries فرف مخصص نگهداری اثار مقدس یا باستانی
bonded goods کالاهایی که تحت کنترل گمرک نگهداری میشود
reliquary فرف مخصص نگهداری اثار مقدس یا باستانی
maternal school اموزشگاهی که درانجا مانند مادرازکودک نگهداری میشود
holding station محوطه نگهداری زخمیها وبیماران بطور موقت
fe فردمسئول نگهداری و تعمیرسخت افزار و نرم افزارکامپیوتر
deep cycling روشی برای نگهداری باطریهای نیکل- کادمیم
DBA ول اجزا و نگهداری سیستم پایگاه داده ها است
holdup بازگشت یا نگهداری یک مقدار یا خط ارتباطی یا بخشی از حافظه
maintenance window [زمان تعیین شده برای تعمیر و نگهداری]
service time window [زمان تعیین شده برای تعمیر و نگهداری]
cycle stock موجودی که جهت تولید در انبار نگهداری میشود
bit map ناحیهای در کامپیوتر که برای گرافیک نگهداری شده است
cryptocustodian مسئول نگهداری یا کار کردن یا انهدام وسایل رمز
microprogram وسیله ذخیره سازی برای نگهداری ریز کامپیوتر
fog curing room اطاق نمداری که نمونههای بتن ازمایشی را در ان نگهداری میکنند
damp land pit curing نگهداری رطوبت بتن برای نمونههای ازمایشی درازمایشگاه
watershed management کلیه عملیات مربوط به اصلاح و نگهداری و بهره برداری از انجیرها
topping lift طناب وصل به دکل برای نگهداری تیر اصلی افقی
communication security custodian مسئول شمارش و تحویل و تحول و نگهداری وسایل تامین مخابراتی
pontage مالیات یا عوارضی که برای مرمت و نگهداری پلها وصول میشود
oxygen bottle محفظهای برای نگهداری اکسیژن گازی تحت فشار زیاد
cinerarium [گلدان یا ظرف زیبا شبیه جعبه برای نگهداری خاکستر مردگان]
multivolume file نوارمغناطیسی یا فلاپی دیسک جهت نگهداری ان میباشد پرونده چند حجمی
off screen buffer فضای RAM برای نگهداری تصویر پیش از نمایش آن روی صفحه
air-conditioned اتاقی که هوای آن توسط دستگاه conditioner Air خنک و خشک نگهداری میشود
store حافظه یا بخشی از سیستم کامپیوتری که داده و برنامه برای استفادههای بعدی نگهداری می شوند
archive فایلی که حاوی داده قدیمی است ولی برای مراجعه در آینده نگهداری میشود
control unit قسمتی از یک کامپیوتر که عملکرد صحیح واحدهای اریتمتیک نگهداری و انتقال اطلاعات را کنترل میکند
Recycle Bin نشانهای روی صفحه نمایش ویندوزکه مانند محل نگهداری کاغذهای بیهوده است
data integrety ثبات و کامل بودن دادهای که توسط یک سیستم کامپیوتری نگهداری میشود بی نقصی داده ها
electronic bulletin board یک سیستم کامپیوتری که لیستی از پیام های تلفن زده شده مردم را نگهداری میکند
storing حافظه یا بخشی از سیستم کامپیوتری که داده و برنامه برای استفادههای بعدی نگهداری می شوند
fishnet نوعی تور که برای نگهداری یاکاشتن وسایل استتار در محل خود به کار می رود
Q Channel یکی از هشت کانال اطلاعاتی که داده مشخص کننده شیار و زمان گردش مطلق را نگهداری میکند
streaming tape drive دستگاهی که یک کارتریج نوارپیوسته را نگهداری کردن واساسا" به عنوان پشتیبان گردانندههای دیسک سخت بکار می رود
hot money منظورزمانی استکه مردم بدلیل نرخ تورم بالا مایل به نگهداری پول نیستند و انرا به کالاتبدیل میکنند
head-shrinkers کسی که سر دشمن را بریده و به روش خاصی آنرا کوچک کرده و برای یاد بود و افتخار نگهداری میکرد روانپزشک
head-shrinker کسی که سر دشمن را بریده و به روش خاصی آنرا کوچک کرده و برای یاد بود و افتخار نگهداری میکرد روانپزشک
toolbox جعبه حاوی قط عات لازم برای تعمیر , نگهداری و نصب قط عات
mass storage سیستم ذخیره داده که بیشتر از یک میلیون بیت داده را نگهداری میکند
VidCap برنامه کاربردی در ویدیوی ماکروسافت برای سیستم ویندوز برای نگهداری یک رشته ویدیویی
service area منطقه تعمیر و نگهداری منطقه عقب یکانهای نظامی
caged storage قسمتی از انبار که برای نگهداری اقلام مخصوص وخطرناک در نظر گرفته شده انبار محصور
refresh memory واحد حافظه با سرعت بالابرای تولید مجدد تصویر ناحیهای از حافظه کامپیوترکه مقادیری را نگهداری میکند
statitizing فرایند انتقال یک دستورالعمل از حافظه کامپیوتر به ثباتهای دستورالعمل و نگهداری ان ان در انجا بگونهای که برای اجرا شدن اماده باشد
base shop تعمیرگاه نگهداری امادگاهی تعمیرگاه پایگاهی
catalogue library محل نگهداری کاتالوگها قفسه کاتالوگها
cambridge equation نشان میدهند . یعنی پول واقعی برابراست با طول متوسط دورهای که هر واحدپول بین دو معامله نگهداری میشود ضرب در درامد واقعی K =
sprocket feed محل نگهداری کاغذ که چاپگر کاغذ را باچرخ دندانه دار در سوراخهای مقدار لبه هر کاغذ می چرخاند
Medici Mamluk rug قالی مدیسه مملوک [این فرش متعلق به قرن شانزدم میلادی می باشد که به تازگی کشف و در موزه پالازو ایتالیا نگهداری می شود و دارای سه ترنج هشت وجهی است.]
Ardabil carpet فرش شیخ صفی و یا فرش اردبیل که یکی در موزه ویکتوریا و آلبرت و دیگری در موزه هنر لس آنجلس نگهداری می شوند
minds نگهداری کردن رسیدگی کردن به
minding نگهداری کردن رسیدگی کردن به
mind نگهداری کردن رسیدگی کردن به
circulating چرخش ذخیره سازی که دادههای ذخیره شده رابه صورت مجموعهای از باس ها که در طول رسانه حرکت می کنند نگهداری میکند و وقتی به انتها می رسند دوباره تولید میکند
deletion روشی برای دوباره ایجاد کردن فایلهای حذف شده وقتی فایلی حذف میشود سکتورهای دیسک نگهداری می شوند چون ممکن است حذف با اشتباه صورت گرفته باشد
coronation carpet فرش تاجگذاری [این فرش که منصوب به اصفهان می باشد در قرن هفدهم میلادی جهت تاجگذاری فردریک پنجم در دانمارک بافته شده و اکنون نیز در موزه سلطنتی دانمارک نگهداری می شود]
stair rod گیره فرش [از این گیره های برنزی جهت نگهداری فرش های کناره در پله ها و یا آویزان کردن فرش استفاده می کنند.]
retained earnings درامدهای تقسیم نشده درامدهای متراکم- شده درامدهای نگهداری شده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com