English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 49 (4 milliseconds)
English Persian
amphiprotic solvent حلال امفوتری
amphoteric solvent حلال امفوتری
Other Matches
amphoteric امفوتری
amphiprotic امفوتری
cosolvent روغن شبه حلال شبه حلال
kosher حلال
permitted حلال
thinner حلال
licit حلال
solvents حلال
lawful حلال
resolvent <adj.> حلال
peel حلال
peels حلال
solvent <adj.> حلال
dissolving <adj.> حلال
nonpolar solvent حلال ناقطبی
fair trade کسب حلال
legit حلال مشروع
solvent phase فاز حلال
solvated حلال پوشیده
polar solvent حلال قطبی
co solvent کمک حلال
legitimated حلال زاده
legitimating حلال زاده
legitimates حلال زاده
lawful حلال داتایی
amphiprotic solvent حلال دوخصلتی
legitimate حلال زاده
amphoteric solvent حلال دوخصلتی
aprotic solvent حلال بی پروتون
born in lawful wedding حلال زاده
acid solvent حلال اسیدی
speak of the devil and he appears <idiom> حلال زاده بودن
to turn an houest پول حلال دراوردن
lyophobic colloid کلویید حلال گریز
solvated proton پروتون حلال پوشیده
nonqaueous solvent حلال غیر ابی
extraction solvent حلال استخراج کننده
lyophilic colloid کلویید حلال دوست
immiscible solvent حلال امتزاج ناپذیر
alcohol-free beer آبجوی حلال [غذا و آشپزخانه]
non-alcoholic beer آبجوی حلال [غذا و آشپزخانه]
varsol حلال نفتی شبیه نفتا
true born حلال زاده اصیل اصل
near beer [American] آبجوی حلال [غذا و آشپزخانه]
chlorinated hydrocarbon ماده حلال هیدروکلروکربن محلول هیدروژن و کلروکربن
toluene مایع قابل اشتعالی که به عنوان حلال و رقیق کننده بکار میرود
acrylic lacquer لاک های اکریلیک که دارای حلال های بسیار فرار بوده و برای پرداخت سطح هواپیما بکار میرود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com