Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
solvated
حلال پوشیده
Search result with all words
solvated proton
پروتون حلال پوشیده
Other Matches
of an unknown parentage
پوشیده تبار پوشیده گهر
cosolvent
روغن شبه حلال شبه حلال
snow capped
دارای قله پوشیده از برف برف پوشیده
licit
حلال
lawful
حلال
peel
حلال
peels
حلال
solvent
<adj.>
حلال
solvents
حلال
resolvent
<adj.>
حلال
thinner
حلال
dissolving
<adj.>
حلال
kosher
حلال
permitted
حلال
legit
حلال مشروع
fair trade
کسب حلال
lawful
حلال داتایی
legitimate
حلال زاده
legitimated
حلال زاده
legitimates
حلال زاده
legitimating
حلال زاده
amphiprotic solvent
حلال دوخصلتی
amphiprotic solvent
حلال امفوتری
aprotic solvent
حلال بی پروتون
acid solvent
حلال اسیدی
amphoteric solvent
حلال امفوتری
polar solvent
حلال قطبی
amphoteric solvent
حلال دوخصلتی
born in lawful wedding
حلال زاده
solvent phase
فاز حلال
co solvent
کمک حلال
nonpolar solvent
حلال ناقطبی
immiscible solvent
حلال امتزاج ناپذیر
nonqaueous solvent
حلال غیر ابی
speak of the devil and he appears
<idiom>
حلال زاده بودن
lyophobic colloid
کلویید حلال گریز
lyophilic colloid
کلویید حلال دوست
extraction solvent
حلال استخراج کننده
to turn an houest
پول حلال دراوردن
non-alcoholic beer
آبجوی حلال
[غذا و آشپزخانه]
alcohol-free beer
آبجوی حلال
[غذا و آشپزخانه]
near beer
[American]
آبجوی حلال
[غذا و آشپزخانه]
true born
حلال زاده اصیل اصل
varsol
حلال نفتی شبیه نفتا
chlorinated hydrocarbon
ماده حلال هیدروکلروکربن محلول هیدروژن و کلروکربن
toluene
مایع قابل اشتعالی که به عنوان حلال و رقیق کننده بکار میرود
furriest
خز پوشیده
defilade
پوشیده
feathered
پوشیده
crypto
پوشیده
crested
پوشیده
impenetrable
پوشیده
overcast
پوشیده
veiled
پوشیده
recondite
پوشیده
occult
پوشیده
dressed
پوشیده
larvated
پوشیده
furry
خز پوشیده
privates
پوشیده
shaded
پوشیده
private
پوشیده
inapparent
پوشیده
florid
پوشیده از گل
painted
پوشیده
covert
پوشیده
latent
پوشیده
scurvy
پوشیده از شوره
plumbeous
پوشیده از سرب
robed in bleck
سیاه پوشیده
panoplied
زره پوشیده از سر تا پا
cryptonimous
پوشیده نام
scanned image
تصویر پوشیده
cryptogenous
پوشیده سبب
sadly dressed
جامه غم پوشیده
rolling country
زمین پوشیده
cryptical
پوشیده مرموز
covered space
فضای پوشیده
covered space
فضای سر پوشیده
covered position
موضع پوشیده
cryptonym
نام پوشیده
overgrown with plants
پوشیده از گیاه
habilitate
لباس پوشیده
indoor swimming pool
استخر سر پوشیده
ivied
پوشیده از پاپیتال
kerchiefed or chift
بادستمال پوشیده
stubbly
پوشیده از کاهبن
surmounted with snow
پوشیده از برف
latent defect
نقض پوشیده
snow clad
برف پوشیده
uncovered
غیر پوشیده
enclosed bridge
پل فرماندهی سر پوشیده
masked depression
افسردگی پوشیده
masked epilepsy
صرع پوشیده
mystic sense
معنی پوشیده
efflorescent
پوشیده ازگرداملاح
defiladed area
منطقه پوشیده
shrubby
پوشیده از بوته
glace
پوشیده ازشکر
secrets
اسرارامیز پوشیده
grassy
پوشیده از چمن
snowy
پوشیده از برف
blotchy
پوشیده از لکه
shod
کفش پوشیده
storehouse
انبار سر پوشیده
icy
پوشیده از یخ بسیارسرد
storehouses
انبار سر پوشیده
concealed
پوشیده شده
covert
پوشیده پوشپر
feathery
پوشیده ازپر
icier
پوشیده از یخ بسیارسرد
iciest
پوشیده از یخ بسیارسرد
secret
اسرارامیز پوشیده
acloud
پوشیده از ابر
bosky
پوشیده از بوته
verrucose
پوشیده از گندمه
bosky
پوشیده ازبیشه
cloudy
پوشیده از ابر
beetles
پوشیده شدن
covered approach
مسیر پوشیده
verrucous
پوشیده از گندمه
beetle
پوشیده شدن
armor basis
پوشیده با زره
rich clad
جامه فاخر پوشیده
bushed
ازبوته پوشیده شده
reconditely
بطور پوشیده یا عمیق
tussocky
پوشیده ازکلاله مو یا علف
heavily overcast
ابری پوشیده
[ هواشناسی]
pruinose
پوشیده از دانههای سفیدمانندژاله
occultly
بطور پوشیده یا پنهان
scutate
پوشیده از فلسهای بزرگ
incog
پوشیده بانام عوضی
woody
چوبی پوشیده از چوب
in mourning
جامه ماتم پوشیده
smudgier
پوشیده از کثافت یا گل و غیره
covered approach
راه نفوذی پوشیده
ermined
جامه قاقم پوشیده
there was no secrecy about it
مطلب پوشیده ای نبود
woolskin
پوست پوشیده ازپشم
culvert
مجرای سر پوشیده ابرو
culverts
مجرای سر پوشیده ابرو
woolfell
پوست پوشیده ازپشم
dressed up to the nines
با دقت لباس پوشیده
dressed inred
جامه سرخ پوشیده
dressed in scarlet
جامه سرخ پوشیده
clarence
درشکه چهارچرخه پوشیده
verdant
پوشیده از سبزه بی تجربه
smudgiest
پوشیده از کثافت یا گل و غیره
smudgy
پوشیده از کثافت یا گل و غیره
stellular
پوشیده ازستارگان کوچک
hiddenly
بطور پوشیده و مکتوم
he wears black
سیاه پوشیده است
he is thinly dressed
کم لباس پوشیده است
frosted
پوشیده ازشبنم یخ زده
squamose
پوشیده از فلس یاپولک
gesso
سطح پوشیده از بتونه
acrylic lacquer
لاک های اکریلیک که دارای حلال های بسیار فرار بوده و برای پرداخت سطح هواپیما بکار میرود
soddy
پوشیده ازریشه یاکلوخ چمنی
turfy
پوشیده از ریشه یا کلوخ چمنی
She was dressed in the latest fashion .
آخرین مد لبا ؟ پوشیده بود
the matter was kept private
مطلب را پوشیده نگاه داشتند
candy apple
سیب با ژلاتین پوشیده شده
toffie apple
[British English]
سیب با ژلاتین پوشیده شده
she was prettily dressed
جامه قشنگ پوشیده بود
ceil
[پوشیده شده با روکوب چوبی]
spinose
پوشیده شده ازخارهای زیاد
spiny
پوشیده شده ازخارهای زیاد
defilade
گودال پوشیده از دید و تیر
covered approach
پیشروی پوشیده معابر مخفی
acinarious
پوشیده شده از حفرههای کروی
snow-capped
دارای قله پوشیده از برف
mask
زمین پوشیده از دید و تیر
masks
زمین پوشیده از دید و تیر
smoggy
پوشیده از مه غلیظ الوده با دود
occultist
جستجو کننده علوم پوشیده
he is thinly dressed
لباس نازک پوشیده است
hidden
پنهان کرده شده پوشیده
radar clutter
منطقه پوشیده از دید رادار
lepidote
پوشیده از شوره یا پولکهای شورهای
puberulent
پوشیده شده از موهای ریز
pollinose
پوشیده ازگردههای زرد رنگ
slipcover
پوششی که بسرعت پوشیده یاخارج شود
pilose
پوشیده از موی ریز یا کرک مودار
under pledge of secrecy
با این قول که راز پوشیده بماند
wooded
پوشیده شده از درخت خیلی انبوه
she wears a shirt
پیراهن پوشیده است برتن دارد
slushy
<adj.>
پوشیده ازبرف آب دار با گل
[اصطلاح روزمره]
to read between the lines
معنی پوشیده نوشته یا سخنی را دریافتن
tundra
دشتهای بی درخت پوشیده از گلسنگ نواحی قطبی
They were all dreesd in black.
تمام آنها لباس سیاه پوشیده بودند
tundras
دشتهای بی درخت پوشیده از گلسنگ نواحی قطبی
encapsulated
فایل حاوی دستورات پوشیده Post Script
frosts
سرمازده کردن ازشبنم یا برف ریزه پوشیده ش دن
frost
سرمازده کردن ازشبنم یا برف ریزه پوشیده ش دن
thicketed
پوشیده شده بوسیله جنگل ودرخت زار
disk
صفحه مدور سطح پوشیده از مادهای که مغناطیسی میشود
grandstands
جایگاه سر پوشیده تماشاچیان در میدان اسب دوانی یاورزشگاهها
disks
صفحه مدور سطح پوشیده از مادهای که مغناطیسی میشود
grandstand
جایگاه سر پوشیده تماشاچیان در میدان اسب دوانی یاورزشگاهها
They were dressed all in black.
همه آنها لباس تمام سیاه پوشیده بودند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com