Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
English
Persian
protection ring
حلقه حفافت
Search result with all words
file protect ring
حلقه حفافت پرونده
file protect ring
حلقه حفافت فایل
protecting ring
حلقه حفافت کننده
write protect ring
حلقه حفافت از نوشتن
Other Matches
splash proof enclosure
حفافت در برابر قطرات اب حفافت در برابر باران حفافت در مقابل ریزش قطرات اب
base ring
حلقه یا رینگ تحتانی توپ حلقه پایه حلقه کف
loops
بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
loop
بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
looped
بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
write enable ring
حلقه پلاستیکی که باید قبل ازضبط اطلاعات روی حلقه نوارقرار گیرد
positioning band
حلقه تثبیت حلقه ثبات گلوله روی پوکه
nests
حلقه دورن حلقه دیگر در یک برنامه
nest
حلقه دورن حلقه دیگر در یک برنامه
ferrules
حلقه یا بست فلزی ته عصا حلقه
ferrule
حلقه یا بست فلزی ته عصا حلقه
crisp
موجدارکردن حلقه حلقه کردن
loops
حلقه درون حلقه دیگر
crispest
موجدارکردن حلقه حلقه کردن
crisps
موجدارکردن حلقه حلقه کردن
loop
حلقه درون حلقه دیگر
looped
حلقه درون حلقه دیگر
crisper
موجدارکردن حلقه حلقه کردن
bight
حلقه طناب مضاعف قایق حلقه طناب دوبل
eye bolt
حلقه حلقه اتصال
convolute
حلقه حلقه کردن
quoit
حلقه پرتاب حلقه
purl
حلقه حلقه شدن
purled
حلقه حلقه شدن
purling
حلقه حلقه شدن
purls
حلقه حلقه شدن
wreathy
حلقه حلقه شده
adjusting ring
حلقه تنظیم زمان ماسوره حلقه تنظیم
safe guard
حفافت
preservation
حفافت
cell protection
حفافت سل
protection
حفافت
egis
حفافت
safekeeping
حفافت
custody
حفافت
security
حفافت
conservation
حفافت
degree of protection
میزان حفافت
storage protection
حفافت حافظه
data protection
حفافت داده ها
protect by fuse
حفافت با فیوز
shielded
حفافت شده
memory protection
حفافت حافظه
conservable
قابل حفافت
maintenance
حفافت کردن
system security
حفافت سیستم
safeguarded
حفافت کردن
safeguarding
حفافت کردن
protects
حفافت کردن
protecting
حفافت کردن
anti skid protection
حفافت از لغزش
protection level
سطح حفافت
impedance protection
حفافت امپدانس
protection key
کلید حفافت
safeguard
حفافت کردن
collective protection
حفافت جمعی
data encryption
حفافت داده
file protection
حفافت فایل
anodic protection
حفافت اندی
file protection
حفافت پرونده
line differential protection
حفافت دیفرانسیلی خط
formats
حفافت حافظه و..
overcurrent device
دستگاه حفافت
safety gap
دهانه حفافت
cathode protection
حفافت کاتدی
protection
عمل حفافت
safeguards
حفافت کردن
collective protection
حفافت گروهی
storage protection
حفافت انباره
x ray protection
حفافت رونتگن
soil conservation
حفافت خاک
self protection
حفافت از خود
shield
حفافت کردن
armor protection
حفافت زرهی
physical security
حفافت تاسیسات
block protection
حفافت بلوک
guard
حفافت کردن
format
حفافت حافظه و..
guarding
حفافت کردن
shields
حفافت کردن
protect
حفافت کردن
guards
حفافت کردن
safe keeping
حفافت توجه
copy protection
حفافت دربرابر کپی
data encyption standard
استاندارد حفافت داده
shielding region
ناحیه حفافت کننده
conservation programs
برنامههای حفافت منابع
insulation protection
حفافت عایق بندی
software protection
حفافت نرم افزاری
cryptosecurity
حفافت مکاتبات رمزی
insulation against vibration
حفافت در برابر ارتعاش
distance protection
وسیله حفافت فاصله
custody of goods
حفافت یا نگهداری کالا
cryptoguard
مسئول حفافت رمز
to keep watch and ward
حفافت یادفاع کردن
keeps
حفافت امانت داری
drip proof enclosure
حفافت در مقابل ریزش اب
overvoltage protection
حفافت فشار زیاد
protective fire
اتشهای حفافت کننده
protected field
میدان حفافت شده
overload protection
حفافت بار زیاد
protected location
مکان حفافت شده
unprotected field
میدان حفافت نشده
positional protection device
دستگاه حفافت درگاه
power system protection
حفافت سیستم قدرت
wards
محجور حفافت بخش
high tension protection
حفافت فشار قوی
flood protection
حفافت در مقابل طغیان
keep
حفافت امانت داری
shield
حفافت کردن درمقابل
environmental conservation
حفافت محیط زیست
shields
حفافت کردن درمقابل
ward
محجور حفافت بخش
anticorrosive protection
حفافت در برابر خوردگی
safeguarding
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
rust protection
حفافت در برابر زنگ زدگی
self protection
صیانت نفس حفافت از خود
beaching
سنگ چینی جهت حفافت
signal security
حفافت امور مخابراتی یا ارتباطات
write protect disable
بی اثر کردن حفافت در برابرنوشتن
retention
حفافت توقیف بازداشت کردن
subsidiary
باقیمانده در محل برای حفافت
safeguard
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
safeguarded
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
subsidiaries
باقیمانده در محل برای حفافت
acid vapor canister
ماسک حفافت در برابر بخاراسید
safeguards
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
password protection
حفافت به کمک کلمه رمز
electronic security
رعایت حفافت ارتباط الکترونیکی
degree of protection
میزان تامین درجه حفافت
chemical security
حفافت برعلیه مواد شیمیایی
poached
شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
sacristan
متصدی حفافت فروف مقدسه کلیسا
poaches
شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
write protect notch
شکاف حفافت از نوشتن بریدگی محافظ
bed pitching
سنگ چینی کف کانال جهت حفافت
poach
شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
troop safety
حفافت عده ها در مقابل اثرات ترکش اتمی
ppd
Device Protection Port دستگاه حفافت گذرگاه
warned protected
قابلیت حفافت نیروهای خودی در مقابل انفجار اتمی
bank protection
حفافت ساحل رودخانه درمقابل تخریبهای ناشی ازجریان
barff's precess
حفافت اهن در مقابل زنگ زدن بوسیله اکسیده کردن
noise
توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
protects
که از نوک حفافت یا سیستم امنیت محاسبات داده استفاده میکند
protecting
که از نوک حفافت یا سیستم امنیت محاسبات داده استفاده میکند
noises
توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
share
روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
shared
روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
shares
روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
scribing
روش روکش کشیدن حروف یانوشتههای نقشه برای حفافت
shields
حفافت سیگنال یا وسیله از واسط خارجی و ولتاژ آسیب رساننده
scalper
پوشش روی پا و سم عقبی برای حفافت از ضربه پای جلو
shield
حفافت سیگنال یا وسیله از واسط خارجی و ولتاژ آسیب رساننده
blankets
لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
blanketed
لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
blanket
لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
protect
که از نوک حفافت یا سیستم امنیت محاسبات داده استفاده میکند
bail out
کنار رفتن توپ زن از محل ایستادن برای حفافت ازضربه توپ
barrier forces
نیروهای مامور سد کردن راه دشمن نیروهای حفافت ازموانع
write protect tab
حفافت دیسک لغزان از نوشته شدن اطلاعات جدید به وسیله یک شکاف که روی دیسک ایجاد میشود
write protect
غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
prohibited area
منطقه ممنوعه هوایی منطقه حفافت شده
reserved area
مناطق حفافت شده ارتشی مناطق ممنوعه
armor protection
حفافت درمقابل ادوات زرهی پوشش زرهی
meshes
حلقه
ring
حلقه
hoops
حلقه
hoop
حلقه
coiled
حلقه
eying
حلقه
reel
حلقه
ear ring
حلقه
reels
حلقه
whorl
حلقه
meshing
حلقه
whorls
حلقه
reeling
حلقه
wisp
حلقه
ring aperture
حلقه
wisps
حلقه
reeled
حلقه
coil
حلقه
eyes
حلقه
anadem
حلقه گل
eye
حلقه
vortex
حلقه
vortexes
حلقه
vortices
حلقه
cycle
حلقه
verticil
حلقه
ran
حلقه
earring
حلقه
volute
حلقه
volution
حلقه
gyre
حلقه
gird
حلقه
cycled
حلقه
eyeing
حلقه
link
حلقه
coils
حلقه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com