English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
file protect ring حلقه حفافت پرونده
Other Matches
file protection حفافت پرونده
protection ring حلقه حفافت
file protect ring حلقه حفافت فایل
write protect ring حلقه حفافت از نوشتن
protecting ring حلقه حفافت کننده
splash proof enclosure حفافت در برابر قطرات اب حفافت در برابر باران حفافت در مقابل ریزش قطرات اب
base ring حلقه یا رینگ تحتانی توپ حلقه پایه حلقه کف
father file پرونده بنیادی پرونده اصلی
loops بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
looped بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
loop بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
write enable ring حلقه پلاستیکی که باید قبل ازضبط اطلاعات روی حلقه نوارقرار گیرد
positioning band حلقه تثبیت حلقه ثبات گلوله روی پوکه
ferrule حلقه یا بست فلزی ته عصا حلقه
ferrules حلقه یا بست فلزی ته عصا حلقه
nests حلقه دورن حلقه دیگر در یک برنامه
nest حلقه دورن حلقه دیگر در یک برنامه
loops حلقه درون حلقه دیگر
loop حلقه درون حلقه دیگر
crispest موجدارکردن حلقه حلقه کردن
looped حلقه درون حلقه دیگر
crisp موجدارکردن حلقه حلقه کردن
crisper موجدارکردن حلقه حلقه کردن
crisps موجدارکردن حلقه حلقه کردن
bight حلقه طناب مضاعف قایق حلقه طناب دوبل
purl حلقه حلقه شدن
eye bolt حلقه حلقه اتصال
convolute حلقه حلقه کردن
purls حلقه حلقه شدن
wreathy حلقه حلقه شده
purling حلقه حلقه شدن
purled حلقه حلقه شدن
quoit حلقه پرتاب حلقه
adjusting ring حلقه تنظیم زمان ماسوره حلقه تنظیم
record پرونده
file پرونده
filed پرونده
dossiers پرونده
dossier پرونده
records پرونده ها
suspense file پرونده معلق
string file پرونده رشتهای
random file پرونده تصادفی
suspense file پرونده بلاتکلیف
sysctlg پرونده شاخص
system catalog پرونده شاخص
tape file پرونده نواری
logical file پرونده منطقی
static file پرونده ایستا
tag file پرونده برچسب
s.c همان پرونده
qualification record پرونده خدمتی
test file پرونده ازماینده
problem file پرونده مسئلهای
active file پرونده فعال
policy book پرونده خط مشیها
threaded file پرونده نخی
transaction file پرونده تراکنش
master file شاه پرونده
sequential file پرونده ترتیبی
target dossiers پرونده هدفها
clinical record پرونده بیمارستانی
document file پرونده اسناد
amendment file پرونده ترمیمی
end of file انتهای پرونده
end of file indicator انتهانمای پرونده
event file پرونده رویدادها
fiel conversion تبدیل پرونده
file compatibility همسازی پرونده ها
disk file پرونده گردهای
direct file پرونده مستقیم
clinical record پرونده بهداشتی
clinical record پرونده بالینی
card file پرونده کارتی
data file پرونده داده ها
dead file پرونده راکد
backup file پرونده پشتیبان
detail file پرونده جزئیات
file gap شکاف پرونده
file handling پرونده گردانی
file identification هویت پرونده
file organization سازمان پرونده
file processing پرونده پردازی
file structure ساخت پرونده
file system سیستم پرونده ها
frame-ups پرونده سازی
frame-up پرونده سازی
filer پرونده دار
file number شماره پرونده
file name نام پرونده
file index فهرست پرونده
file label برچسب پرونده
file length درازای پرونده
file maintenance نگاهداشت پرونده ها
file management مدیریت پرونده ها
file management مدیریت پرونده
file mark نشان پرونده
fill gap شکاف پرونده
filed پرونده ستون
binder پوشه پرونده
binder کلاسور پرونده
binders کلاسور پرونده
file پرونده ستون
binders پوشه پرونده
volatile file پرونده فرار
conservation حفافت
egis حفافت
safekeeping حفافت
protection حفافت
custody حفافت
safe guard حفافت
preservation حفافت
cell protection حفافت سل
security حفافت
file layout طرح بندی پرونده
evocation احالهء پرونده یادگار
document file پرونده اسناد یکان
documents پرونده ها [اسناد] [اوراق]
end of file mark نشان انتهای پرونده
evocations احالهء پرونده یادگار
labeled file پرونده برچسب دار
file activity ratio نسبت فعالیت پرونده
engineering documents پرونده های فناوری
qualification record پرونده مهارت فنی
pay records پرونده لیست حقوق
multireel file پرونده چند حلقهای
policy file پرونده خط مشیها و دستورات
file purging پاک سازی پرونده
automated intelligence file پرونده اطلاعاتی کامپیوتری
protect حفافت کردن
protecting حفافت کردن
safety gap دهانه حفافت
overcurrent device دستگاه حفافت
protect by fuse حفافت با فیوز
physical security حفافت تاسیسات
protects حفافت کردن
formats حفافت حافظه و..
collective protection حفافت گروهی
memory protection حفافت حافظه
format حفافت حافظه و..
line differential protection حفافت دیفرانسیلی خط
impedance protection حفافت امپدانس
shields حفافت کردن
protection عمل حفافت
shield حفافت کردن
guards حفافت کردن
file protection حفافت فایل
protection level سطح حفافت
protection key کلید حفافت
safe keeping حفافت توجه
x ray protection حفافت رونتگن
self protection حفافت از خود
maintenance حفافت کردن
system security حفافت سیستم
cathode protection حفافت کاتدی
anodic protection حفافت اندی
anti skid protection حفافت از لغزش
armor protection حفافت زرهی
block protection حفافت بلوک
data encryption حفافت داده
degree of protection میزان حفافت
safeguards حفافت کردن
safeguard حفافت کردن
data protection حفافت داده ها
safeguarding حفافت کردن
safeguarded حفافت کردن
storage protection حفافت حافظه
storage protection حفافت انباره
guard حفافت کردن
collective protection حفافت جمعی
guarding حفافت کردن
shielded حفافت شده
conservable قابل حفافت
soil conservation حفافت خاک
file structure ساخت پرونده ساختمان فایل
chained file پرونده یا فایل زنجیر شده
medical records پرونده پزشکی مدارک بهداشتی
due in suspense file پرونده درخواستهای منتظردریافت معلق
partitioned file پرونده جزء بندی شده
keep حفافت امانت داری
conservation programs برنامههای حفافت منابع
shield حفافت کردن درمقابل
custody of goods حفافت یا نگهداری کالا
overload protection حفافت بار زیاد
protected location مکان حفافت شده
power system protection حفافت سیستم قدرت
keeps حفافت امانت داری
positional protection device دستگاه حفافت درگاه
cryptosecurity حفافت مکاتبات رمزی
protected field میدان حفافت شده
cryptoguard مسئول حفافت رمز
to keep watch and ward حفافت یادفاع کردن
copy protection حفافت دربرابر کپی
overvoltage protection حفافت فشار زیاد
data encyption standard استاندارد حفافت داده
wards محجور حفافت بخش
ward محجور حفافت بخش
drip proof enclosure حفافت در مقابل ریزش اب
flood protection حفافت در مقابل طغیان
high tension protection حفافت فشار قوی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com