English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (3 milliseconds)
English Persian
swivel حلقه گردان
swivelled حلقه گردان
swivels حلقه گردان
Search result with all words
snap swivel حلقه گردان با گیره فلزی برای وصل کردن طعمه ماهیگیری به ان
Other Matches
base ring حلقه یا رینگ تحتانی توپ حلقه پایه حلقه کف
loops بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
looped بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
loop بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
seabee گردان ساختمان دریایی گردان مهندسی دریایی مخصوص ساختن پایگاه ولنگرگاه یکان استحکامات دریایی
write enable ring حلقه پلاستیکی که باید قبل ازضبط اطلاعات روی حلقه نوارقرار گیرد
positioning band حلقه تثبیت حلقه ثبات گلوله روی پوکه
nests حلقه دورن حلقه دیگر در یک برنامه
nest حلقه دورن حلقه دیگر در یک برنامه
ferrule حلقه یا بست فلزی ته عصا حلقه
ferrules حلقه یا بست فلزی ته عصا حلقه
crisp موجدارکردن حلقه حلقه کردن
loops حلقه درون حلقه دیگر
loop حلقه درون حلقه دیگر
crisps موجدارکردن حلقه حلقه کردن
crisper موجدارکردن حلقه حلقه کردن
looped حلقه درون حلقه دیگر
crispest موجدارکردن حلقه حلقه کردن
construction batalion گردان مهندسی ساختمان گردان ساختمان
bight حلقه طناب مضاعف قایق حلقه طناب دوبل
wreathy حلقه حلقه شده
eye bolt حلقه حلقه اتصال
quoit حلقه پرتاب حلقه
convolute حلقه حلقه کردن
purled حلقه حلقه شدن
purling حلقه حلقه شدن
purls حلقه حلقه شدن
purl حلقه حلقه شدن
adjusting ring حلقه تنظیم زمان ماسوره حلقه تنظیم
moving iron instrument دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
revolving گردان
turnstiles گردان در
turnstile گردان در
doubled edge لب گردان
winched گردان
rotary گردان
winch گردان
winches گردان
swing bridge پل گردان
winching گردان
levorotatory چپ گردان
levogyrous چپ گردان
sq گردان
battalion گردان
ramblers سر گردان
versatile گردان
pivoting گردان
swing door در گردان
swing doors در گردان
battalions گردان
rambler سر گردان
engineer battalion گردان مهندس
merry go round چرخ گردان
pivoted lever اهرم گردان
moving coil قاب گردان
swing gates دریچههای گردان
moving magnet اهنربای گردان
pivoting window پنجره گردان
portable lamp چراغ گردان
portable pump پمپ گردان
pivots پاشنه گردان
turret برج گردان
treadmills نوار گردان
treadmill نوار گردان
turrets برج گردان
revolving crane جرثقیل گردان
daisy گل افتاب گردان
daisies گل افتاب گردان
sunshades افتاب گردان
propeller fan پروانه گردان
sunshade افتاب گردان
pivoted پاشنه گردان
sunflowers گل افتاب گردان
tape drives نوار گردان
manipulator تعزیه گردان
circulation pump پمپ گردان
centrosphere گردان سپهر
rotor چرخ گردان
rotors چرخ گردان
battalion commander فرمانده گردان
visor افتاب گردان
barysphere گردان سپهر
visors افتاب گردان
tape drive نوار گردان
cylinderical rotary valve شیر گردان
swivels مفصل گردان
imprest تنخواه گردان
helianthus گل افتاب گردان
flexible drive tool ابزار گردان
swivel مفصل گردان
ervolving credit اعتبار گردان
engineer battalion گردان مهندسی
swivelled مفصل گردان
sunflower گل افتاب گردان
dextrorotatory راست گردان
dextrogyrous راست گردان
artillery battalion گردان توپخانه
swivel block قرقره گردان
swivel joint مفصل گردان
working capital تنخواه گردان
swivel knee زانویی گردان
selectors کلید گردان
selector کلید گردان
knobs تکمه گردان
knob تکمه گردان
swinging derrick دریک گردان
swing bucket جراثقال گردان
star handle دستگیره گردان
rotary table میز گردان
rotary type regulator رگولاتورنوع گردان
rotary wing بال گردان
rotating field میدان گردان
spindle میله گردان
selector switch کلید گردان
separate battalion گردان مستقل
slewing crane جراثقال گردان
spindles میله گردان
swivel vise گیره گردان
turnable foot bridge پل پیاده رو گردان
quizmasters آزمونچه گردان
quizmasters آزمون گردان
He turned away from his wife . از همسرش رو گردان شد
curved design نماد گردان
quizmaster آزمون گردان
quizmaster آزمونچه گردان
psychedelic روان گردان
turnsole گل افتاب گردان
variable capacitor خازن گردان
vent wing پنجره گردان
visard افتاب گردان
visorless بی افتاب گردان
vizor افتاب گردان
smoke jack سیخ گردان
rotary switch کلید گردان
revolving fund تنخواه گردان
rotary discharger تخلیه گر گردان
rotary selector سلکتور گردان
rotary pump پمپ گردان
rotary furnace کوره گردان
rotary converter تبدیل گر گردان
rotary converter مبدل گردان
rotary current جریان گردان
rotary klin کوره گردان
rotary crane جراثقال گردان
revolving kiln کوره گردان
rotary drum طبلک گردان
pivot پاشنه گردان
rotary shear قیچی گردان
roll over credit اعتبار گردان
rotary beam antenna انتن گردان
rotary kiln کوره گردان
revolving credit اعتبار گردان
bogie hearth furnce کوره حرارتی گردان
psychotropic drugs داروهای روان گردان
battalion landing team تیم ساحلی گردان
rotary heat furnace کوره با اتشدان گردان
regiment گردان در ارتش انگلیس
moving magnet galvanometer گالوانومتر اهنربای گردان
office swivel chair صندلی گردان اداری
dragon گردان سوار اسبی
physical drive دیسک گردان فیزیکی
amphibious squadron گردان عملیات اب خاکی
dragons گردان سوار اسبی
aerial port squadron گردان بارانداز هوایی
cash items اسناد تنخواه گردان
cd rom disk drive دیسک گردان سی دی- رام
endless screw پیچ دندانه گردان
rotary wing هواپیمای بال گردان
psychedelic داروی روان گردان
half height drive نیم گردان دیسک
drive designator پارامتر دیسک گردان
rotary spark gap دهانه جرقه گردان
wilder سر گردان و اواره بودن
dial feed press پرس میزی گردان
latch for pivoting windows چفت پنجره گردان
rotary phase converter تبدیل گر فاز گردان
rotary type regulator تنظیم کننده گردان
regiments گردان در ارتش انگلیس
supinator muscle عضله برون گردان
winchester drive دیسک گردان وینچستر
fire opal گل افتاب گردان عین الشمس
heliotrope گل افتاب گردان ارغوانی روشن
nomadically بشیوه صحرا گردان و چادرنشینان
tower crane جراثقال گردان اطاق دار
aerial port squadron گردان عملیات بارانداز هوایی
drum miller دستگاه فرز غلطک گردان
cutter دندانه گردان عاج سوهان
moving coil measuring mechanism مکانیزم سنجش قاب گردان
cyclostome جانور از راسته دهان گردان
moving coil galvanometer گالوانومتر قاب یا پیچک گردان
bushing عایق غلاف حیله گردان
cutters دندانه گردان عاج سوهان
propeller shaft میل گردان محور انتقال نیرو
squadron گردان هواپیمایی یا سوار یا سوارزرهی یا هوانیروز
eraseble optical disk drive دیسک گردان نوری پاک شدنی
squadrons گردان هواپیمایی یا سوار یا سوارزرهی یا هوانیروز
moving coil instrument دستگاه اندازه گیری قاب گردان
pawl میله گردان محور چرخ لنگر
agitator car ماشین گردان مخصوص حمل بتن
moving magnet instrument دستگاه اندازه گیری اهنربای گردان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com