Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
chaplet
حلقه گل که بگردن میاویزند تسبیح یا گردن بند
Other Matches
lei
دستبند یا گردن بندی از گل وغیره که بر گردن میاویزند گردن بند گل
lockets
که بگردن میاویزند
locket
که بگردن میاویزند
territ
حلقه اتصالی قلاده گردن سگ
terret
حلقه اتصالی قلاده گردن سگ
base ring
حلقه یا رینگ تحتانی توپ حلقه پایه حلقه کف
looped
بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
loop
بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
loops
بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
To accept responsibility . To take the blame .
بگردن گرفتن
of kin
دست بگردن
To take the blame .
تقصیر را بگردن گرفتن
To put the blame some one .
تقصیر را بگردن کسی انداختن
make somebody take the fall
تقصیر را به بگردن کسی انداختن
hallelujah
تسبیح
rosaries
تسبیح
gloria
تسبیح
prayer beads
تسبیح
rosary
تسبیح
prayer beads
دانههای تسبیح
rosarian
اهل تسبیح
rosaries
ذکر با تسبیح
to bid beads
تسبیح گرداندن
lesser rosary
تسبیح 55 دانهای
rosary
ذکر با تسبیح
bead
دانه تسبیح
to tell ones beads
تسبیح گرداندن
beadwork
تسبیح سازی
beads
دانه تسبیح
write enable ring
حلقه پلاستیکی که باید قبل ازضبط اطلاعات روی حلقه نوارقرار گیرد
moniliform
مثل دانههای تسبیح
greater rosary
تسبیح 561 دانهای
beadroll
فهرست اسامی تسبیح
positioning band
حلقه تثبیت حلقه ثبات گلوله روی پوکه
neck
گردن سر و گردن اسب
necks
گردن سر و گردن اسب
hymn
سرود خواندن تسبیح وتمجید گفتن
hymns
سرود خواندن تسبیح وتمجید گفتن
nests
حلقه دورن حلقه دیگر در یک برنامه
ferrules
حلقه یا بست فلزی ته عصا حلقه
ferrule
حلقه یا بست فلزی ته عصا حلقه
nest
حلقه دورن حلقه دیگر در یک برنامه
bead-and-reel
[دانه تسبیح گرد شبیه قرقره یا ماسوره]
crisper
موجدارکردن حلقه حلقه کردن
crispest
موجدارکردن حلقه حلقه کردن
crisps
موجدارکردن حلقه حلقه کردن
crisp
موجدارکردن حلقه حلقه کردن
loops
حلقه درون حلقه دیگر
looped
حلقه درون حلقه دیگر
loop
حلقه درون حلقه دیگر
torticollis
کجی مادرزادی گردن گردن کجی
bight
حلقه طناب مضاعف قایق حلقه طناب دوبل
purled
حلقه حلقه شدن
eye bolt
حلقه حلقه اتصال
purling
حلقه حلقه شدن
purl
حلقه حلقه شدن
convolute
حلقه حلقه کردن
purls
حلقه حلقه شدن
quoit
حلقه پرتاب حلقه
wreathy
حلقه حلقه شده
adjusting ring
حلقه تنظیم زمان ماسوره حلقه تنظیم
filigree
تزئیناتی بشکل ذرات ریز یادانههای تسبیح که امروزه بصورت سیمهای ریز طلاونقره و یا مسی در اطراف الات زرین وسیمین ساخته میشود
mooic
گردن
neck necessity
گردن
insubordinate
گردن کش
restiff
گردن کش
neck
گردن
stiff-necked
گردن کش
nape
پس گردن
paxwax
پی گردن
napes
پس گردن
necks
گردن
crookneck
گردن کج
neckline
گردن لباس
necklines
گردن لباس
He came back downcast ( shamefacekly ) .
با گردن کج بر گشت
necklet
خز یا شال گردن
stodgy
گردن کلفت
neckcloth
دستمال گردن
necklet
گردن پوش
nucha
پشت گردن
collar
گردن بند
nip up
اسکلبکا پس گردن
necker chief
دستمال گردن
pervicacious
گردن کش سرسخت
shawl
دستمال گردن
stoutness
گردن کلفتی
stiff necked
گردن کلفت
behead
گردن زدن
beheaded
گردن زدن
beheading
گردن زدن
beheads
گردن زدن
handkerchiefs
دستمال گردن
handkerchief
دستمال گردن
chokers
شال گردن
stiff neck
خشکی گردن
choker
شال گردن
roughneck
گردن کلفت
chasing
گردن توپ
chase
گردن توپ
cervical
وابسته به گردن
chases
گردن توپ
the neck of a womb
گردن زهدان
mufflers
شال گردن
muffler
شال گردن
refractorily
گردن کشانه
decapitating
گردن زدن
decapitates
گردن زدن
decapitated
گردن زدن
to shake off the dust
گردگیری گردن
decapitate
گردن زدن
tippet
گردن پوش
the neck of a bottle
گردن بطری
restively
گردن کشانه
restiveness
گردن کشی
neckerchief
دستمال گردن
neckerchiefs
دستمال گردن
chased
گردن توپ
stiff neck
گردن خشک
arrogantly
گردن فراز
arrogant
گردن فراز
shawls
دستمال گردن
long necked
گردن دراز
decollation
گردن زنی
collars
گردن بند
decollate
گردن زدن
narrow necked
گردن باریک
deer neck
گردن کشیده
ruffian
گردن کلفت
ascot
شال گردن
feeds
تغذیه گردن
feed
تغذیه گردن
anadem
گردن بند
napes
پشت گردن
nape
پشت گردن
deer neck
گردن همایی
dumpy
گردن کلفت
hoodman blind
گردن کلفت
incrassate
غلیظ گردن
ruffians
گردن کلفت
cervixes
پشت گردن
ties
دستمال گردن
ascot
دستمال گردن
neck cloth
دستمال گردن
necklace
گردن بند
cervices
پشت گردن
noddles
پشت گردن
tie
دستمال گردن
noddle
پشت گردن
cervix
پشت گردن
bullied
گردن کلفت گوشت
the dog wasled
سگ بند در گردن داشت
scalene
وابسته بعضلات گردن
restiff
گردن کشانه بیقرار
scrofula
سل غدد لنفاوی گردن
bullies
گردن کلفت گوشت
ruffianly
گردن کلفت وحشی
thugs
قاتل گردن کلفت
bullying
گردن کلفت گوشت
tippet
خز دور گردن وسردست
short necked flask
بالن گردن کوتاه
bully
گردن کلفت گوشت
riviere
گردن بند جواهر
shawls
شال گردن بستن
shawl
شال گردن بستن
cervix
[of uterus]
گردن رحم
[کالبدشناسی]
neck of (the) uterus
[Cervix uteri]
گردن رحم
[کالبدشناسی]
scruff
پس گردن دون شمردن
neck of the womb
[Cervix uteri]
گردن رحم
[کالبدشناسی]
tepefy
نیم گردن کردن
deep in debt
تا گردن زیر بدهی
uterine cervix
[Cervix uteri]
گردن رحم
[کالبدشناسی]
uterine neck
[Cervix uteri]
گردن رحم
[کالبدشناسی]
up to the eyes in debt
تا گردن زیر بدهی
challenges
طلب حق گردن کشی
victorine
خز گردن بلند زنانه
victorine
گردن پوش بلند
pelerine
خز پشت گردن بانوان
lay to a person's door
به گردن کسی گذاشتن
obstreperoussness
پر هیاهویی گردن کشی
nuchalgia
درد پشت گردن
challenge
طلب حق گردن کشی
To act as a bully .
گردن کلفتی کردن
nuchal
وابسته به پشت گردن
challenged
طلب حق گردن کشی
long necked flask
بالن گردن دراز
to bear the blame
تقصیر را به گردن گرفتن
thug
قاتل گردن کلفت
ewe neck
گردن لاغرومعیوب و مقعر
to stick up
گردن فرازی کردن
gorget
زره گردن طوقه
potiche
گلدان گردن باریک
hame
چوب گردن گیر
his blood beon us
خونش به گردن ماست
complexus
عضله پهن گردن
lay at a person's door
به گردن کسی گذاشتن
he put orlaid the blame me
تقصیر را به گردن من گذاشت
bring a charge home to a person
اتهامی را گردن کسی انداختن
near leg pickup and turnover
گرفتن یک پا وپس گردن و پیچاندن
hectored
ادم گردن فراز خودنما
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com