Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 279 (14 milliseconds)
English
Persian
water-soluble
حل شدنی در آب
Search result with all words
offset
مقدار اضافه شدنی به آدرس پایه برای تولید آدرس اندیس نهایی
offsetting
مقدار اضافه شدنی به آدرس پایه برای تولید آدرس اندیس نهایی
basic
دستور تغییر نیافته برنامه که پردازش میشود تا دستور اجرا شدنی بدست آید
basics
دستور تغییر نیافته برنامه که پردازش میشود تا دستور اجرا شدنی بدست آید
flexible
انعطاف پذیر تا شدنی
visible
دیده شدنی
incorporation
یکی شدنی
retractable
جمع شدنی
register
مهمترین ثبات داخلی ذخیره سازی درCPU که حاوی داده پردازش شدنی است
registering
مهمترین ثبات داخلی ذخیره سازی درCPU که حاوی داده پردازش شدنی است
registers
مهمترین ثبات داخلی ذخیره سازی درCPU که حاوی داده پردازش شدنی است
disposable
مصرف شدنی
weir
سد غرق شدنی
weirs
سد غرق شدنی
collapsible
له شدنی
excusable
معاف شدنی
effectual
انجام شدنی
soluble
حل شدنی محلول
serviceable
روبراه شدنی
amenable
رام شدنی
changeable
دگرگون شدنی
feasibility
شدنی بودن
literal
دستور کامپیوتر که حاوی شماره فعل یا آدرس استفاده شدنی است و نه برچسب یا محل آن
liquid
پول شدنی
liquids
پول شدنی
possible
شدنی
separable
جدا شدنی
detachable
جدا شدنی
solvency
حل شدنی
locking
قفل شدنی
feasible
شدنی
attainable
نائل شدنی
perishable
نابود شدنی
perishable
هلاک شدنی
perishable
فاسد شدنی
perishable
از بین رفتنی خراب شدنی
perishable
کالای فاسد شدنی
renewable
تجدید شدنی
perceptible
ادراک شدنی
approachable
نزدیک شدنی
exhaustible
تمام شدنی
ramrod
خم شدنی
ramrods
خم شدنی
pliable
انحناء پذیر نرم شدنی
despairing
مایوس شدنی
abolishable
موقوف شدنی
abrogable
منسوخ شدنی
absorbable
جذب شدنی اشامیدنی
absorbable
جذب شدنی
acidifiable
اسیدی شدنی
annihilable
نابود شدنی
appeasable
ارام شدنی
applicatory
اعمال شدنی
archival
بایگانی شدنی
ascertainable
محقق شدنی
assimilable
جذب شدنی
associable
قابل معاشرت متجانس شدنی
bankable
نقد شدنی در بانک
biddability
مزایده شدنی
buyable
خریده شدنی
coagulability
دلمه شدنی انعقاد پذیری
compressible
خلاصه شدنی
condensable
چگال پذیر خلاصه شدنی
condensable
غلیظ شدنی
congealable
بسته شدنی
conformable
منطبق شدنی مطیع
conquerable
مغلوب شدنی
construable
قابل تجزیه تفسیر شدنی
consumable
مصرف شدنی
consumable
اقلام مصرف شدنی کالاهای مصرفی
consumable stores
مواد فاسد شدنی
consumable supplies
اماد مصرف شدنی
consumptible
تمام شدنی
contractible
قابل انقباض جمع شدنی
contractible
کوچک شدنی
convertibility
تسعیر شدنی
convincible
متقاعد شدنی
corrodible
خورده شدنی
corruptible
گمراه شدنی
craft reimbursable supply
اماد قابل جایگزین مربوط به هنرهای دستی اماد مصرف شدنی هنرهای دستی
crystallizable
بلوری شدنی
debauchable
بدراه شدنی
decomposable
فاسد شدنی
deducible
استنباط شدنی
deferred addressing
آدرس دهی غیر مستقیم که محلی که دستیابی شده است حاوی آدرس عملوند پردازش شدنی است
depletable
تمام شدنی
depreciable
مستهلک شدنی
depreciable
کم بها شدنی
design heuristics
راهنمایی هایی که به هنگام تقسیم یک مسئله یا برنامه بزرگ به قسمتهای کوچک وکنترل شدنی می توان از انهااستفاده کرد
deteriorating supplies
اماد فاسد شدنی
deteriorating supplies
تدارکات فاسد شدنی
diffusible
پاشیده شدنی
dispersible
متفرق شدنی
disposable end item
امادمصرفی شدنی
dissoluble
حل شدنی
dissolvable
تجزیه شدنی
dissolvable
حل شدنی
dissolvable
اب شدنی
dissolvable
معاف شدنی
doable
شدنی
Other Matches
lapsable
سلب شدنی ساقط شدنی برگشتنی
trainable
تربیت شدنی قطار شدنی
lapsible a
ساقط شدنی باطل شدنی
perishable goods
کالاهای خراب شدنی کالاهای فاسد شدنی
solvable
حل شدنی
practicable
<adj.>
شدنی
makable
[spv. makeable]
<adj.>
شدنی
pracitcable
شدنی
workable
<adj.>
شدنی
possible
[doable, feasible]
<adj.>
شدنی
manageable
<adj.>
شدنی
resolvable
حل شدنی
achievable
<adj.>
شدنی
contrivable
<adj.>
شدنی
doable
<adj.>
شدنی
feasible
<adj.>
شدنی
makeable
<adj.>
شدنی
executable
<adj.>
شدنی
solubility
حل شدنی
makable
<adj.>
شدنی
rightable
درست شدنی
resolvable
تجزیه شدنی
resoluble
تجزیه شدنی
removable
معزول شدنی
removable
برداشته شدنی
inquirable
جویا شدنی
inscribable
محاط شدنی
removable
رفع شدنی
inflexional
صرف شدنی
inculpable
متهم شدنی
retractile
جمع شدنی
severable
سوا شدنی
severable
جدا شدنی
sectile
بریده شدنی
scrutable
کشف شدنی
saturable
اشباع شدنی
satisfiable
راضی شدنی
satiable
اشباع شدنی
satiable
اقناع شدنی
lacerable
پاره شدنی
rightable
راست شدنی
retracttable
جمع شدنی
inspirable
الهام شدنی
insurable
بیمه شدنی
pulverable
پودر شدنی
precipitant
تعلیق شدنی
precipitant
جدا شدنی
masticable
جویده شدنی
persuasible
ترغیب شدنی
persuasible
تحریک شدنی
mibeable
استخراج شدنی
minable
استخراج شدنی
miscible
مخلوط شدنی
perishability
نابود شدنی
makable
ساخته شدنی
reducible
ساده شدنی
invertible
معکوس شدنی
ionizable
یون شدنی
isoable
جدا شدنی
lacerable
ریش شدنی
pulverizable
پودر شدنی
lacerable
مجروح شدنی
lapsable
باطل شدنی
lapsible
سلب شدنی
lapsible
ساقط شدنی
lapsible a
سلب شدنی
penetrable
سوراخ شدنی
shrinkable
جمع شدنی
useful
<adj.>
اجرا شدنی
manageable
<adj.>
اجرا شدنی
makeable
<adj.>
اجرا شدنی
makable
[spv. makeable]
<adj.>
اجرا شدنی
feasible
<adj.>
اجرا شدنی
doable
<adj.>
اجرا شدنی
contrivable
<adj.>
اجرا شدنی
achievable
<adj.>
اجرا شدنی
workable
<adj.>
انجام شدنی
executable
<adj.>
انجام شدنی
utilitarian
[useful]
<adj.>
اجرا شدنی
possible
[doable, feasible]
<adj.>
اجرا شدنی
practicable
<adj.>
اجرا شدنی
suitable
<adj.>
اجرا شدنی
purposive
<adj.>
اجرا شدنی
purposeful
<adj.>
اجرا شدنی
purpose-built
<adj.>
اجرا شدنی
proper
<adj.>
اجرا شدنی
practical
<adj.>
اجرا شدنی
functional
<adj.>
اجرا شدنی
convenient
<adj.>
اجرا شدنی
appropriate
[for an occasion]
<adj.>
اجرا شدنی
makable
<adj.>
انجام شدنی
practicable
<adj.>
انجام شدنی
possible
[doable, feasible]
<adj.>
انجام شدنی
transmutative
تبدیل شدنی
tractile
کشیده شدنی
tensive
کشیده شدنی
tawie
رام شدنی
tameable
رام شدنی
tamable
رام شدنی
talus
رام شدنی
surmountable
فائق شدنی
superimposable
اضافه شدنی
superable
مغلوب شدنی
spoilable
خراب شدنی
spendable
خرج شدنی
transplantable
پیوند شدنی
transposable
جابجا شدنی
manageable
<adj.>
انجام شدنی
makeable
<adj.>
انجام شدنی
feasible
<adj.>
انجام شدنی
doable
<adj.>
انجام شدنی
contrivable
<adj.>
انجام شدنی
achievable
<adj.>
انجام شدنی
wieldy
اداره شدنی
vaporizable
بخار شدنی
vaporable
بخار شدنی
spareable
یدکی شدنی
in sight
دیده شدنی
makable
[spv. makeable]
<adj.>
انجام شدنی
exemptible
معاف شدنی
eversible
واژگون شدنی
erectile
سیخ شدنی
extractable
استخراج شدنی
extricable
خلاص شدنی
fatigable
خسته شدنی
forfoitable
ضبط شدنی
foregettable
فراموش شدنی
improvability
اصلاح شدنی
food for powder
کشته شدنی
fermentable
ترش شدنی
fatiguable
خسته شدنی
erectile
راست شدنی
eradiacable
ریشه کن شدنی
ductile
مفتول شدنی
drawable
کشیده شدنی
erasable
پاک شدنی
repellency
دفع شدنی
maltase
ماده تخمیری حل شدنی
mending
وصله پینه شدنی
It is beyond repair. It cannot be put right.
درست شدنی نیست
good dept
طلب وصول شدنی
ridable
رام و سوار شدنی
resoluble
تحلیل رفتنی حل شدنی
erasable storage
انباره پاک شدنی
nonrenewable resources
منابع تمام شدنی
perishable goods
کالاهای فاسد شدنی
erasable storage
حافظه پاک شدنی
monobasic
یک جزایدروژن عوض شدنی
miscible
مخلوط شدنی امیزنده
miffy
زود پژمرده شدنی
matchable
بهم جور شدنی
exhaustable resources
منابع تمام شدنی
expendable items
اقلام مصرفی شدنی
expendable property
اماد مصرف شدنی
good debt
طلب وصول شدنی
soft goods
کالاهای مصرف شدنی
extendible
کشیده شدنی امتدادپذیر
tractile
لوله شو دراز شدنی
pervertible
گمراه شدنی کج راه کردنی
detachable spring flange
لبه فنر جدا شدنی
attachable earnings
درآمد ضبط شدنی
[قانون]
split side ring
لبه فنر جدا شدنی
extensible
منبسط شدنی توسعه پذیر
invertible
وارونه شدنی قابل قلب
vanquishable
پیروز شدنی غلبه کردنی
pliancy
تغییر پذیری نرم شدنی
eliminable
حذف کردنی برطرف شدنی
solvable
واریز شدنی قابل پرداخت
superable
تفوق یافتنی فائق شدنی
temptable
فریفته شدنی وسوسه پذیر
fixed supply
ذخیره معین کالای فاسد شدنی
eraseble optical disk drive
دیسک گردان نوری پاک شدنی
nonrecoverable item
اقلام مصرف شدنی و بدون داغی
electrically erasable read only memory
حافظه الکترونیکی پاک شدنی فقط خواندنی
transpirable
قابل ترشح فاش شدنی رخنه پذیر
Best before:
تا این تاریخ مصرف شود :
[برچسب روی کالاهای فاسد شدنی]
enumerated type
فضای ذخیره سازی داده یا رده بندی با استفاده از اعداد برای نمایش برچسبهای مناسب انتخاب شدنی
downloadable
نوشتاری که در دیسک ذخیره شده است و قابل ارسال به چاپگر است و نیز ذخیره شدنی در RAM یا حافظه موقت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com