English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
therm حمام عمومی گرما
therms حمام عمومی گرما
Other Matches
therms واحد گرما حمام
therm واحد گرما حمام
bath-house حمام عمومی
sudatorium حمام گرم که موجب عرق زیاد گردد گرمخانه حمام
thermostats :الت تعدیل گرما دستگاه تنظیم گرما
thermostat :الت تعدیل گرما دستگاه تنظیم گرما
general quarters اماده باش عمومی دریایی محلهای سکونت عمومی
introduced بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduce بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduces بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introducing بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
common hardware ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی
general porpose کارهای عمومی مصارف عمومی
general orders دستورات عمومی دستورالعملهای عمومی
consolidated dining facility تاسیسات غذاخوری عمومی مجتمع غذاخوری عمومی
heat گرما
heats گرما
isotherm خط هم گرما
radiation of heat گرما
cauma گرما
water bath حمام آب
tray حمام
trays حمام
washroom حمام
washrooms حمام
bathroom حمام
bathrooms حمام
copper bath حمام مس
waterbath حمام آب
double boiler حمام آب
sand bath حمام شن
bath حمام
water quench حمام آب
bain-marie حمام آب
bath house حمام
Turkish baths حمام
Turkish bath حمام
bagnio حمام
bathhouse حمام
I am absolutely baked. از گرما پختم
temperatures درجه گرما
thermo electricity گرما برق
thermal مربوط به گرما
non conducting عایق گرما
heats گرما حرارت
temperature درجه گرما
pyro electricity گرما برق
convection انتقال گرما
heat flow جریان گرما
melted از گرما سوختن
cold is merely privative گرما نیست
pyromagnetic گرما- مغناطیس
calorification پیدایش گرما
heat transmission انتقال گرما
heat absorbing جذب گرما
thermoelectric گرما برقی
heat exchange تبادل گرما
heat گرما حرارت
adiabatic عایق گرما
thermochemistry گرما شیمی
btu واحدبریتانیایی گرما
intensity of heat شدت گرما
incalescent گرما گرای
heat radiation تابش گرما
thermal unit واحدسنجش گرما
thermal flux شار گرما
thermoelasticity گرما کشسانی
thermomagnetic گرما مغناطیس
radiator گرما تاب
heat loss تلف گرما
thermometer گرما سنج
radiator گرما افکن
radiators گرما تاب
radiators گرما افکن
thermal agitation voltage اثر گرما
heat transfer انتقال گرما
thermosphere گرما کره
hot cabinet قفسه گرما
thermometers گرما سنج
thermal reservoir منبع گرما
heat flux شار گرما
thermosphere گرما سپهر
incalescence گرما جویی
thermal effect اثر گرما
shower bath حمام دوش
bathtub وان حمام
bath حمام فرنگی
bathtubs وان حمام
cockroaches سوسک حمام
bathmat پادری حمام
acid bath حمام اسید
a bath towel حوله حمام
bathing cap کلاه حمام
thermae حمام اب گرم
bathing tub حمام فرنگی
washcloth لیف حمام
washcloth کیسه حمام
vaporarium حمام بخار
unwashed حمام نگرفته
ultrasonic bath حمام فراصوتی
turkey bath حمام شرقی
bath حمام ابکاری
bathing caps کلاه حمام
bathmats پادری حمام
bathrobes رخت حمام
toilet waters عطر حمام
toilet water عطر حمام
steam bath حمام بخار
vapour bath حمام بخار
sudatorium حمام بخار
sun bath حمام افتابی
sunbath حمام افتاب
sweating bath حمام گرم
sweating bath حمام بخار
bathed حمام ابکاری
bathed حمام فرنگی
cockroach سوسک حمام
metal bath حمام فلز
dyeing bath حمام رنگرزی
oil bath حمام روغن
hammam حمام اسلامی
swimming bath [British E] [old-fashioned] حمام [با استخر]
hypocaust جهنم حمام
swimming pool حمام [با استخر]
bathhouse حمام [با استخر]
heat stroke گرماگرفتگی غش در اثر گرما
diathermacy خاصیت هدایت گرما
heat-stroke گرماگرفتگی غش در اثر گرما
temperature independent paranagnetism پارامغناطیس گرما مستقل
heat fast paint رنگ مقاوم گرما
she cannot bear heat طاقت گرما را ندارد
thermoelectric effect اثر گرما- برق
british thermal unit واحد بریتانیایی گرما
thermoforming شکل دادن با گرما
thermotropic علاقمند به گرما دماگرای
thermotropism حساسیت نسبت به گرما
to evolve heat گرما بیرون دادن
heat transfer coefficient ضریب انتقال گرما
hot shorteness شکنندگی حاصل از گرما
cooling water thermometer گرما سنج اب سرد
mechanical equivalent of heat هم ارز مکانیکی گرما
radiators بیرون دهنده گرما
calorie واحد سنجس گرما
warmth تعادل گرما ملایمت
to resist heat تاب گرما اوردن
heat flux density چگالی شار گرما
thermolytic وابسته به تحلیل گرما
calories واحد سنجس گرما
thermotaxis تحرک در اثر گرما
she cannot bear heat تاب گرما رانمیاورد
resistant to heat مقاوم در برابر گرما
thermonuclear reaction واکنش گرما- هستهای
swelters از گرما بیحال شدن
sweltered از گرما بیحال شدن
swelter از گرما بیحال شدن
fehrenheit thermometer گرما سنج فارنهایت
chinical t. گرما سنج طبی
b.t.u. واحد بریتانیایی گرما
baking enamel لعاب دادن با گرما
radiator بیرون دهنده گرما
calory واحد سنجس گرما
furnaces تون حمام وغیره
bask حمام افتاب گرفتن
foam rubber ابر حمام ابرلاستیکی
sauna حمام بخار فنلاندی
furnace تون حمام وغیره
swimming things لباس شنا [حمام]
bathing clothes لوازم شنا [حمام]
shaking bath حمام تکان دهنده
bathing clothes لباس شنا [حمام]
bathing things لوازم شنا [حمام]
swimming things لوازم شنا [حمام]
bathing gear لوازم شنا [حمام]
saunas حمام بخار فنلاندی
salt bath furnace کوره حمام نمک
roach سوسک حمام کجوله
bathing things لباس شنا [حمام]
bathing gear لباس شنا [حمام]
roaches سوسک حمام کجوله
caldarium گرمخانه در حمام رومی
basks حمام افتاب گرفتن
sunbathed حمام افتاب گرفتن
oil bath lubrication روغنکاری حمام روغن
sun lamps لامپ حمام آفتاب
molten bath حمام ذوب فلزات
sunbathe حمام افتاب گرفتن
sunbathes حمام افتاب گرفتن
sunbathing حمام افتاب گرفتن
basking حمام افتاب گرفتن
basked حمام افتاب گرفتن
sun lamp لامپ حمام آفتاب
bath dye حمام رنگرزی الیاف
I'd like a room with bath. من یک اتاق با حمام میخواهم.
calories واحد گرما در سیستمهای غیرمتریک
stew خیس عرق شدن [در گرما]
warm spot اندامها و مراکزاحساس گرما در پوست
calorie واحد گرما در سیستمهای غیرمتریک
heaters بخاری دستگاه تولید گرما
electricity مین نور یا گرما یا نیرو
convectors جسم انتقال دهنده گرما
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com