Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
English
Persian
bulk transport
حمل بار به صورت فله
Search result with all words
byte
ارسال بایتهای داده پیاپی بیتهایی که به صورت سریال یا موازی قابل ارسالند
byte
پتروکل ارتباطات که داده رابه صورت حروف و نه رشتههای بیتی ارسال میکند
bytes
ارسال بایتهای داده پیاپی بیتهایی که به صورت سریال یا موازی قابل ارسالند
bytes
پتروکل ارتباطات که داده رابه صورت حروف و نه رشتههای بیتی ارسال میکند
invoice
صورت حساب سیاهه
invoice
صورت
invoice
صورت کردن
invoiced
صورت حساب سیاهه
invoiced
صورت
invoiced
صورت کردن
invoices
صورت حساب سیاهه
invoices
صورت
invoices
صورت کردن
invoicing
صورت حساب سیاهه
invoicing
صورت
invoicing
صورت کردن
reckoning
تصفیه حساب صورت حساب
reckonings
تصفیه حساب صورت حساب
current
جریان الکتریکی که مقدار آن به صورت سینوس تغییر میکند
currents
جریان الکتریکی که مقدار آن به صورت سینوس تغییر میکند
database
مجموعه پیچیده از فایل ها یا دادههای ذخیره شده به صورت ساخت یافته در یک حافظه بزرگ که توسط یک یا چند کاربر در ترمینالهای مختلف قابل دستیابی است
databases
مجموعه پیچیده از فایل ها یا دادههای ذخیره شده به صورت ساخت یافته در یک حافظه بزرگ که توسط یک یا چند کاربر در ترمینالهای مختلف قابل دستیابی است
source
1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
expense account
صورت هزینه حساب خرج
expense accounts
صورت هزینه حساب خرج
fax
غیر رسمی روش ارسال و در یافت تصاویر به صورت دیجیتالی روی خط تلفن یا رادیو
faxed
غیر رسمی روش ارسال و در یافت تصاویر به صورت دیجیتالی روی خط تلفن یا رادیو
faxes
غیر رسمی روش ارسال و در یافت تصاویر به صورت دیجیتالی روی خط تلفن یا رادیو
faxing
غیر رسمی روش ارسال و در یافت تصاویر به صورت دیجیتالی روی خط تلفن یا رادیو
mine
مین گذاری کردن عمل کردن به صورت مین
mined
مین گذاری کردن عمل کردن به صورت مین
mines
مین گذاری کردن عمل کردن به صورت مین
redundancies
تامین قط عات اضافی در سیستم در صورت بروز خرابی
redundancy
تامین قط عات اضافی در سیستم در صورت بروز خرابی
file
صورت
file
به صورت رکوردهای جداگانه که حاوی داده به حروف , ارقام و گرافیک است
filed
صورت
filed
به صورت رکوردهای جداگانه که حاوی داده به حروف , ارقام و گرافیک است
visage
رو صورت
visages
رو صورت
gain
افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی
gained
افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی
gains
افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی
demand
نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
demanded
نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
demands
نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
shape
صورت
shapes
صورت
alternating current
جریان الکتریکی که مقدار آن در زمان به ترتیب تغییر میکند و به صورت سینوسی است
direct objects
امکانی در windows.x که امکان تبدیل داده از برنامهای که OLE را پشتیبانی نمیکند دارد به طوری که به صورت شی OLE در برنامه دیگری به کار می رود
direct objects
برنامه کامپیوتری به صورت کد اصلی که توسط کامپایلر یا اسمبلر تولید شده است
indirect objects
امکانی در windows.x که امکان تبدیل داده از برنامهای که OLE را پشتیبانی نمیکند دارد به طوری که به صورت شی OLE در برنامه دیگری به کار می رود
indirect objects
برنامه کامپیوتری به صورت کد اصلی که توسط کامپایلر یا اسمبلر تولید شده است
object
امکانی در windows.x که امکان تبدیل داده از برنامهای که OLE را پشتیبانی نمیکند دارد به طوری که به صورت شی OLE در برنامه دیگری به کار می رود
object
برنامه کامپیوتری به صورت کد اصلی که توسط کامپایلر یا اسمبلر تولید شده است
objected
امکانی در windows.x که امکان تبدیل داده از برنامهای که OLE را پشتیبانی نمیکند دارد به طوری که به صورت شی OLE در برنامه دیگری به کار می رود
objected
برنامه کامپیوتری به صورت کد اصلی که توسط کامپایلر یا اسمبلر تولید شده است
objecting
امکانی در windows.x که امکان تبدیل داده از برنامهای که OLE را پشتیبانی نمیکند دارد به طوری که به صورت شی OLE در برنامه دیگری به کار می رود
objecting
برنامه کامپیوتری به صورت کد اصلی که توسط کامپایلر یا اسمبلر تولید شده است
objects
امکانی در windows.x که امکان تبدیل داده از برنامهای که OLE را پشتیبانی نمیکند دارد به طوری که به صورت شی OLE در برنامه دیگری به کار می رود
objects
برنامه کامپیوتری به صورت کد اصلی که توسط کامپایلر یا اسمبلر تولید شده است
tempo
سرعت اجرای نتها به صورت ضربه در دقیقه .2-
tempos
سرعت اجرای نتها به صورت ضربه در دقیقه .2-
matrix
روشی که کلیدهای صفحه کلید به صورت آرایه اتصالات قرار گرفته اند
matrix
آرایه داده ها یا اعداد به صورت سط ر و ستون
matrixes
روشی که کلیدهای صفحه کلید به صورت آرایه اتصالات قرار گرفته اند
matrixes
آرایه داده ها یا اعداد به صورت سط ر و ستون
application
معمولا به صورت نوشته
applications
معمولا به صورت نوشته
queried
1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
queries
1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
query
1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
querying
1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
hard
متن چاپ شدن یا کپی اطلاعات در سیستم یا کامپیوتر به صورت خوانا.
harder
متن چاپ شدن یا کپی اطلاعات در سیستم یا کامپیوتر به صورت خوانا.
hardest
متن چاپ شدن یا کپی اطلاعات در سیستم یا کامپیوتر به صورت خوانا.
service
توافق برای سرویس یک قطعه توسط مهندس در صورت خرابی آن
serviced
توافق برای سرویس یک قطعه توسط مهندس در صورت خرابی آن
poll
صورت اراء
polled
صورت اراء
polls
صورت اراء
number
انتساب اعداد و به لیست موضوعات به صورت مرتب
numbers
انتساب اعداد و به لیست موضوعات به صورت مرتب
gather
نوشتن یک گروه از رکوردهای جداگانه به صورت بلاک داده
gathered
نوشتن یک گروه از رکوردهای جداگانه به صورت بلاک داده
list
صورت
list
صورت کردن
basic
بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
basics
بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
dim
نرم افزاری که به کاربر اجازه میدهد متن چاپ شده را به صورت دیجیتالی ذخیره کند این کار توسط اسکنر و رسانه ذخیره سازی با حجم بالا مثل CDROM قابل ضبط انجام میشود
dimmed
نرم افزاری که به کاربر اجازه میدهد متن چاپ شده را به صورت دیجیتالی ذخیره کند این کار توسط اسکنر و رسانه ذخیره سازی با حجم بالا مثل CDROM قابل ضبط انجام میشود
dims
نرم افزاری که به کاربر اجازه میدهد متن چاپ شده را به صورت دیجیتالی ذخیره کند این کار توسط اسکنر و رسانه ذخیره سازی با حجم بالا مثل CDROM قابل ضبط انجام میشود
menu
صورت غذا فهرست انتخاب
menu
برنامهای که دستورات آن از منو انتخاب می شوند توسط اپراتور و نه به صورت دستورات تایپی توسط کاربر
menus
صورت غذا فهرست انتخاب
menus
برنامهای که دستورات آن از منو انتخاب می شوند توسط اپراتور و نه به صورت دستورات تایپی توسط کاربر
word
طول کلمه کامپیوتری که به صورت تعداد بیتها شمرده میشود
word
سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد
worded
طول کلمه کامپیوتری که به صورت تعداد بیتها شمرده میشود
worded
سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد
Other Matches
inventory
از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
local
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
locals
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
printers
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printer
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
plastic bubble keyboard
صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
packet
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packets
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
numeric
که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
barrage jamming
تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
watts
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watt
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
discretionary
آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
rom
دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
line astern
صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
chargeable accessions
استخدام به صورت پرسنل کادر استخدام به صورت پیمانی
dat
سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
approach formation
صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
automatic programming
روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
statements
صورت
version
صورت
versions
صورت
phased
صورت
images
صورت
phases
صورت
rosters
صورت
roster
صورت
mazard
صورت
effigies
صورت
effigy
صورت
roll
صورت
figures
صورت
forms
صورت
conformer
هم صورت
conformational isomers
هم صورت
figuring
صورت
coat card
صورت
medals
صورت
circumstantially
در صورت
formed
صورت
form
صورت
faces
صورت
slipped
صورت
slips
صورت
face
صورت
figure
صورت
medal
صورت
rolled
صورت
kalendar
صورت
constellations
صورت
statement
صورت
providing
در صورت
rolls
صورت
facies
صورت
listing
صورت
image
صورت
listings
صورت
phase
صورت
constellation
صورت
freckle
لک صورت
slip
صورت
physiognomies
صورت
physiognomy
صورت
hue
صورت
hues
صورت
powdering
پودر صورت
bill of goods
صورت کالا
bill of exceptions
صورت استثنائات
powders
پودر صورت
accomplishes
صورت گرفتن
ever-
درهر صورت
accomplishing
صورت گرفتن
standard form
صورت متعارف
complement form
صورت متمم
complement form
صورت متممی
facial
مربوط به صورت
clear text
به صورت کشف
It didnt come off. It didnt take place.
صورت نگرفت
on the Q.T.
<idiom>
به صورت سری
to take an inventory of
صورت دارایی
ever
درهر صورت
programme of work
صورت کارها
bill of sale
صورت فروش
faceless
بدون صورت
the brush
صورت گری
certificate of expenditure
صورت هزینه
celestial body
صورت فلکی
to put in to shape
سر و صورت دادن
carte
صورت غذا
face powders
پودر صورت
face powder
پودر صورت
transfiguration
تبدیل صورت
veiling
تور صورت
waveform
به صورت موج
white face
جانورسفید صورت
serial
و به صورت سری
portraiture
نقاشی از صورت
face cream
کرم صورت
powder
پودر صورت
bill of material
صورت قطعات
bill of quantities
صورت مقداری
sales check
صورت فروش
unfigured
بی صورت ساده
sentential form
صورت جملهای
At any rate . In any case . Anyway .
درهر صورت
breadboard
می صورت گیرد
sick list
صورت بیماران
similitude
شباهت صورت
stop list
صورت متخلفین
serials
و به صورت سری
BS
صورت فروش
list of promotiona
صورت ترفیعات
constellations
صورت فلکی
semblance
صورت فاهر
bill of fare
صورت غذا
bills of fare
صورت غذا
impanel
در صورت نوشتن
formalism
صورت گرایی
erythema
گل انداختن صورت
externallze
صورت فاهردادن
f.artery
شریان صورت
face card
ورق صورت
record
صورت مذاکرات
constellation
صورت فلکی
imbody
صورت خارجی
inventory
صورت اموال
inventory
صورت کالا
minutes
صورت جلسه
forgery
صورت سازی
forgeries
صورت سازی
incarnations
صورت خارجی
incarnation
صورت خارجی
burbling
جوش صورت
burbles
جوش صورت
burbled
جوش صورت
transformation
تبدیل صورت
if necessary
در صورت لزوم
if so
در صورت مثبت
if possible
در صورت توانایی
schedule
صورت فهرست
scheduled
صورت فهرست
schedules
صورت فهرست
free list
صورت مجانی ها
minute
صورت جلسه
if need be
در صورت بایست
burble
جوش صورت
accomplish
صورت گرفتن
outward show
صورت فاهر
outside appearance
صورت فاهر
decrepitation
صورت نمکی
if possible
در صورت امکان
on foot
به صورت پیاده
difference tone
صورت افتراقی
court card
صورت :شاه
pictogram
صورت نگاشت
normal form
صورت عادی
processionize
صورت مجلس
proces verbal
صورت مجلس
primordial image
صورت ازلی
formation
صورت بندی
conditionality
صورت شرطی
pictography
صورت نگاری
pictograph
صورت نگاره
reorganization
صورت جدید
nominal list
صورت اسامی
matricula
صورت اعضا
enumeration
صورت ریز
roster
صورت نگهبانی
roster
صورت کار
rosters
صورت نگهبانی
rosters
صورت کار
archetypes
صورت ازلی
archetype
صورت ازلی
numerator
صورت کسر
isolating
به صورت الکتریکی
normalized form
صورت هنجار
isolates
به صورت الکتریکی
isolate
به صورت الکتریکی
normal form
صورت هنجار
long robe
صورت کشیده
manageable
<adj.>
صورت پذیر
makeable
<adj.>
صورت پذیر
makable
[spv. makeable]
<adj.>
صورت پذیر
feasible
<adj.>
صورت پذیر
to the casual eye
<adv.>
به صورت ظاهر
doable
<adj.>
صورت پذیر
contrivable
<adj.>
صورت پذیر
achievable
<adj.>
صورت پذیر
at first glance
<adv.>
به صورت ظاهر
make something happen
صورت دادن
possible
[doable, feasible]
<adj.>
صورت پذیر
asterism
صورت فلکی
formulation
صورت بندی
makable
<adj.>
صورت پذیر
workable
<adj.>
صورت پذیر
executable
<adj.>
صورت پذیر
practicable
<adj.>
صورت پذیر
carry into effect
صورت دادن
at face value
<adv.>
به صورت ظاهر
aspect
صورت فاهر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com