Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
portage
حمل قایق سبک روی خشکی
Search result with all words
gaff
میله نگهدارنده ضلع بالایی بادبان قلاب مخصوص حمل ماهی به خشکی یا قایق
Other Matches
canopy
روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
canopies
روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
lubber's line
علامت روی قطبنمای قایق نشاندهنده قسمت جلو و عقب قایق
backwind
حرکت قایق در وضعی که باداثر نامساعد نسبت به بادبان قایق بعدی داشته باشد
tacks
سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacked
سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tack
سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacking
سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
xeransis
خشکی
droughts
خشکی
drought
خشکی
mainland
خشکی
parchedness
خشکی
dry gap bridge
پل خشکی
drouth
خشکی
crispness
خشکی
land n
خشکی
barrenness
خشکی
leanness
خشکی
aridity
خشکی
stiffness
خشکی
terra firma
خشکی
constipation
خشکی
land
خشکی
dry land
خشکی
dryness
خشکی
rigidity
خشکی
boat space
فضای بار موجود در قایق محوطه بار قایق
corkiness
سبکی خشکی
overland route
راه خشکی
waterfronts
پیشرفتگی خشکی در اب
huskiness
درشتی خشکی
landward
بسوی خشکی
loosen
از خشکی در اوردن
waterfront
پیشرفتگی خشکی در اب
spit
یک نقطه از خشکی
land breeze
باد خشکی
chapt
خشکی زدن
lands man
اهل خشکی
landsman
اهل خشکی
catatonic rigidity
خشکی کاتاتونیایی
hypnotic rigidity
خشکی هیپنوتیسمی
ankylosis
خشکی بند
constipate
خشکی اوردن
absolute drought
خشکی مطلق
spits
یک نقطه از خشکی
loosened
از خشکی در اوردن
loosening
از خشکی در اوردن
zerophytes
خشکی پسند
xerophytes
خشکی پسند
landfalls
دیدن خشکی
aground
به خشکی نشسته
landings
ورود به خشکی
landing
ورود به خشکی
landfall
دیدن خشکی
stiff neck
خشکی گردن
landlocked
محصور در خشکی
landlocked
محاط در خشکی
overland
از راه خشکی
loosens
از خشکی در اوردن
land carriage
حمل و نقل خشکی
landside
طرف روبه خشکی
He is curt ( rigid , strict ) .
آدم خشکی است
land lubber
ادم خشکی مانده
chap
خشکی زدن پوست
costiveness
خشکی مزاج
[پزشکی]
xerostomia
خشکی دهان
[پزشکی]
welter
درهم و برهمی خشکی
dry mouth syndrome
خشکی دهان
[پزشکی]
eschar
خشکی پوست زخم
terraqueous
شامل خشکی ودریا
dry mouth
خشکی دهان
[پزشکی]
terrarium
نمایشگاه جانوران خشکی
spit
پیشرفت خشکی در دریا
spits
پیشرفت خشکی در دریا
constipation
خشکی مزاج
[پزشکی]
dyschezia
خشکی مزاج
[پزشکی]
land
به خشکی امدن پیاده شدن
overland mail
پستی که از راه خشکی برود
amphibian vehicle
وسیله نقلیه برای خشکی و اب
landfall
دیدار خشکی املاک واراضی موروثی
landsman
کسیکه زندگی وشغلش در خشکی است
road haulier
حمل کننده کالا از طریق خشکی
landfalls
دیدار خشکی املاک واراضی موروثی
showboat
قایق دارای صحنه نمایش نمایش در قایق
holm
جزیره کوچکی میان رودخانه با دریاچه ویانزدیک خشکی
landfall n
دیدار خشکی زمینی که ناگهان بمیراث کسی دراید
horse
اسب اصیل 5ساله یا بیشتر اوردن ماهی به خشکی بزور
plays
شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
play
شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
played
شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
playing
شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
landing net
تور ماهیگیری با دسته کوتاه یا بلند, دامی که باماهیهای بزرگ راباان به خشکی میکشند
exsiccative
داروی خشکاننده داروی خشکی اوز
exsiccant
داروی خشکاننده داروی خشکی اور
lighter
قایق
caique
قایق
boatdeck
پل قایق
ark
قایق
boat tail
دم قایق
barges
قایق
barge
قایق
bilge
کف قایق
lighters
قایق
barged
قایق
outboard
قایق
ferry boat
قایق
boats
قایق
boat
قایق
sterner
عقب قایق
stern
عقب قایق
sloop
قایق جنگی
pulling boat
قایق پارویی
dinghies
قایق تفریحی
The boat sank.
قایق غرق شد
sternest
عقب قایق
lighters
قایق بارکش
single banked boat
قایق تک پارو زن
lighter
قایق بارکش
lighter
قایق باری
service craft
قایق گشتی
piragua
قایق ته پهن
seaboat
قایق ترابری
sterns
عقب قایق
lighters
قایق باری
dinghy
قایق تفریحی
sailing boats
قایق بادبانی
catboat
قایق تک بادبان
powerboats
قایق موتوری
powerboat
قایق موتوری
ferrying
قایق موتوری
ferry
قایق موتوری
ferries
قایق موتوری
ferried
قایق موتوری
yachting
قایق رانی
sailing boat
قایق بادبانی
sloop
قایق یک دکله
soling
قایق با 3 سرنشین
to sail avessel
راندن قایق
tumbrel
قایق ته صاف
tumbril
قایق ته صاف
boathouse
قایق خانه
boathouse
آشیانهی قایق
boathouses
قایق خانه
boathouses
آشیانهی قایق
cabin cruiser
قایق تفریحی
cabin cruisers
قایق تفریحی
life boad
قایق نجات
motorboats
قایق موتوری
fisherman's anchor
لنگر قایق
centerboarder
قایق تیردار
center board
ته قایق بادبانی
iceboat
قایق یخ شکن
canoeist
قایق ران
by the stern
قایق سربالا در اب
boatchock
زین قایق
boat your oars
پارو به قایق
boat work
قایق بری
boat tail
پاشنه قایق
icebreaker
قایق یخ شکن
boat skids
گهواره قایق
boat pool
حوضچه قایق
boat plug
پیته قایق
boat painter
طناب قایق
ice boat
قایق یخ شکن
chief of boat
سکانی قایق
chief of boat
فرمانده قایق
foldboat
قایق تاشو
fore end aft
درطول قایق
gasboat
قایق موتوری
double banked boat
قایق دو پارو زن
davit
جرثقیل قایق
davit
قایق بالابر
gunwale
لبه قایق
safety boat
قایق نجات
life float
قایق نجات
crash boat
قایق نجات
coxswain
سکان قایق
hold water
قایق ایست
coble
قایق پارویی
boat hails
شناسایی قایق
boat gang
نگهبان قایق
capsizing
برگشتن قایق
capsizes
برگشتن قایق
capsized
برگشتن قایق
capsize
برگشتن قایق
ladders
پلکان قایق
ladder
پلکان قایق
motorboat engine
قایق موتوری
four
قایق 4 نفره
boat-hooks
چنگک قایق
boat-hooks
هوک قایق
boat-hook
چنگک قایق
night boat
قایق اماده
boat-hook
هوک قایق
boat hook
چنگک قایق
fore
جلوی قایق
galley
اشپزخانه قایق
aboard
روی قایق
boat call
مخابره با قایق
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com