English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
haulage حمل و نقل کالااز طریق جاده
Other Matches
road haulage حمل از طریق جاده
marketing بررسی روشهای پخش و توزیع کالااز لحظه خروج از کارخانه تا رسیدن به دست مشتری
divided highway [American E] شاهراه چند خطی [جاده رفت کاملا سوا از جاده آمد است]
underpasses مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
underpass مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
emerging traffic جاده فرعی که از جاده اصلی بیرون آمده
road screen پوشش و استتار جاده پوشاندن جاده
merging traffic ادغام جاده فرعی به جاده اصلی
service road جاده کناری جاده سرویس
going وضع جاده زمین جاده
road distance مسافت روی جاده یا مسافت طی شده از جاده
track clearer جاده پاک کن جاده صاف کن راه صاف کن
via از طریق
vi'a prep از طریق
how far <adv.> به چه طریق
to what extent <adv.> به چه طریق
in what way <adv.> به چه طریق
way طریق
how از چه طریق
tao طریق
by payment از طریق پرداخت
roads طریق خیابان
just as well <adv.> به همان طریق
available by در دسترس از طریق .....
officially از طریق اداری
similite بهمان طریق
in no wise بهیچ طریق
noway به هیچ طریق
road طریق خیابان
dy drawing lots به طریق قرعه
hereditarily به طریق ارث
equally <adv.> به همان طریق
query by example سئوال از طریق مثال
prescriptive right حق مالکیت از طریق مرورزمان
request mast از طریق سلسله مراتب
not even by [not even through] [not even by means of ] نه حتی به وسیله [به طریق]
keyed in <past-p.> وارده از طریق کلید
by acceptance از طریق قبولی نویسی
illegaly از طریق غیر قانونی
by tender از طریق مزایده یا مناقصه
c آموزش از طریق کامپیوتر
volatility separation جداسازی از طریق فراریت
in or after this manner بدینسان [بدین طریق]
in what manner چطور بچه طریق
noise که از طریق میدان الکتریکی یا مغناطیسی
interface وصل کردن از طریق رابط
noises که از طریق میدان الکتریکی یا مغناطیسی
door step selling فروش از طریق مراجعه به خانوارها
administrative storage انبار کردن به طریق اداری
cdc جهت دهی خودکارپیام از طریق کد
trunk calls مکالمه مشترکین از طریق ترانک
gradationally به ترتیب درجه به طریق تصاعد
interfaces وصل کردن از طریق رابط
trunk call مکالمه مشترکین از طریق ترانک
request mast گزارش از طریق سلسله مراتب
air movement of patients ترابری بیماران از طریق هوا
inch پیمودن مسیر [به طریق آهسته]
unearned از طریق کار به دست نیامده
trunk connection اتصال مشترکین از طریق ترانک
metabolize دگرگون کردن از طریق متابولیزم
to direct traffic through ترافیک را از طریق...هدایت کردن
administrative shippings ارسال اماد به طریق اداری
unix از طریق اتصال سری به کامپیوتر دیگر
By hook or by crook. somehow. هر جوری شده ( بهر طریق ممکن )
road haulier حمل کننده کالا از طریق خشکی
phone صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
phoned صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
crossfertilize پیوستن دونوع متفاوت از طریق لقاح
phoning صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
monetization پرداخت بدهی دولت از طریق انتشارپول
acoustic minehunting روش اکتشاف مین به طریق صوتی
mail order سفارش از طریق پست فروش مکاتبهای
continuous strip camera دوربین عکسبرداری به طریق نوار مداوم
phones صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
active mine مین منفجر شونده از طریق انعکاس امواج
keyboarding وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
inland waterway consignment note صورت ارسال بار از طریق ابراه داخلی
types وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
PGP یات پرداخت از طریق اینترنت انجام میشود
type وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
distribution عمل ارسال داده بویژه از طریق شبکه
typed وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
distributions عمل ارسال داده بویژه از طریق شبکه
extensive cultivation بالا بردن مقدارمحصول کشاورزی از طریق استفاده از زمین
key وارد کردن متن یا دستورات از طریق صفحه کلید
illumination by reflection روشن کردن منطقه از طریق انعکاس یا شکست نور
pulse dialling شماره گیری تلفن از طریق ارسال پالسهایی روی خط
continuous strip photography عکاسی به طریق نوار مداوم عکسبرداری هوایی با نوارمداوم
DDE دستیابی مستقیم از طریق کلید به داده دیسک یا نوار مغناطیسی
indict تعقیب متهم از طریق صدور کیفرخواست به وسیله دادگاه جنایی
circulating ثبات حرکتی که خروجی آن از طریق یک حلقه بسته به ورودی آن بر می گردد
indicting تعقیب متهم از طریق صدور کیفرخواست به وسیله دادگاه جنایی
indicted تعقیب متهم از طریق صدور کیفرخواست به وسیله دادگاه جنایی
indicts تعقیب متهم از طریق صدور کیفرخواست به وسیله دادگاه جنایی
speculum اینه طبی یاسپکولوم وسیله معاینه از طریق سوراخهای بدن
stakhnovism افزایش تولیداز طریق بالا بردن کمیت تولیدهر کارگر
end کد نشان دهنده آخرین پایت بلاک داده ارسالی از طریق خط ارتباطی
null مدار یا کابلی که به دو کامپیوتر امکان ارتباط از طریق پورت سریال میدهد
property in action مال قابل مطالبه از طریق قانونی مالکیت مورد حمایت قانون
protect home judustry حمایت صنایع داخلی از طریق وضع حقوق گمرکی سنگین برواردات
daisy chain interrupt یک سیستم وقفه که در ان دستگاههای جانبی از طریق گذرگاه به کامپیوتر وصل می شوند
ended کد نشان دهنده آخرین پایت بلاک داده ارسالی از طریق خط ارتباطی
modem مدار یا کابلی که به دو کامپیوتر امکان ارتباط از طریق پورت سریال میدهد
ends کد نشان دهنده آخرین پایت بلاک داده ارسالی از طریق خط ارتباطی
hackers فردی که علاقه بکار کامپیوترندارد اما از طریق سعی وخطا می خواهد ان را فراگیردهواخواه
acupressure روش تسکین درد و درمان بیماری از طریق فشار نقاط خاصی از بدن
budding تولید مثل غیرجنسی از طریق ایجاد قلمبه شدگی در بخشی از بدن جاندار
polarized ورودی ای که خصوصیتی دارد که باعث میشود فقط به یک طریق وارد سوکت شود
hacker فردی که علاقه بکار کامپیوترندارد اما از طریق سعی وخطا می خواهد ان را فراگیردهواخواه
burn in فرایندازمایش مدارها و مولفههای الکتریکی از طریق قراردادن انها در دمای زیاد یک کوره
irrationlism اصول عقایدکسانی که رسیدن به مرحله یقین را از طریق اشراق والهام ممکن می دانستند
road bed کف جاده
roadbed کف جاده
tracks جاده
road blocks سد جاده
road block سد جاده
invious بی جاده
pathways جاده
hard core پی جاده
track جاده
roadable جاده رو
roadless بی جاده
tracked جاده
way جاده
pathway جاده
roadability جاده رو
path جاده
road جاده
roads جاده
roadway جاده
roadways جاده
pads جاده
turnpike جاده
turnpikes جاده
rut رد جاده
ruts رد جاده
paths جاده
causeway جاده
causeways جاده
pad جاده
blocking سد جاده
line جاده
routes جاده
lines جاده
route جاده
false فایلهای ناخواسته بازیاب شده از پایگاه داده از طریق استفاده از کدهای جستجوی غلط
hand سیستم جاری که عملوند عملیات را با اجرای دستورات از طریق صفحه کلید کنترل میکند
airborne alert اماده باش به طریق هوابرد وسایل اعلام خطر نصب شده روی هواپیما
handing سیستم جاری که عملوند عملیات را با اجرای دستورات از طریق صفحه کلید کنترل میکند
menu display روش محاورهای ارتباط باسیستم کامپیوتری از طریق سوال و جواب یا انتخابهای چند گانه
DLL در ویندوز ماکروسافت و OS/2 کتابخانه برنامههای کاربردی که از طریق برنامه اصلی قابل فراخوانی اند
trade restrictions جلوگیری از ورود کالاهای خارجی به کشور است از طریق وضع قوانین گمرکی و سودبازرگانی
debt finance افزایش سرمایه از طریق فروش سهام تامین محل برای پرداخت قروض و دیون
road ditch خندق جاده
berm لبه جاده
cross country خارج از جاده
diverticulum جاده فرعی
causeway جاده سنگفرش
frontage road جاده کناری
cross trail جاده عرضی
street traffic ترافیک [جاده]
drive way جاده خیابان
cross road تقاطع جاده
hard core زیرسازی جاده
double flow route جاده دو خطه
double flow route جاده دوطرفه
traffic on public roads ترافیک [جاده]
high road جاده عمده
backway جاده فرعی
criterium مسابقه جاده
screed شمشه جاده
to beat a path کوبیدن یک جاده
road net شبکه جاده ها
road junction تقاطع جاده
trackless بی جاده بی ریل
uneven road جاده ناهموار
wayless بدون جاده
road clearance تخلیه جاده
roadhog خوک جاده
roadhogs خوک جاده
third class road جاده درجه سه
the road was impaired جاده خراب شد
secondary road جاده درجه دو
single carriageway road راه با یک جاده
single flow جاده یک مسیره
route reconnaissance شناسایی جاده
roadwheel چرخ جاده
steam roller جاده صاف کن
the impediment of a road موانع جاده
road roller جاده صاف کن
the impediment of a road پا گیرهای جاده
road capacity فرفیت جاده
road builder جاده ساز
operational route جاده رزمی
operational route جاده عملیاتی
open route جاده باز
molecular attracticm جاده ذرات
lateral route جاده عرضی
jacob's ladder جاده شیری
overhead roadway جاده هوایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com