English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 122 (2 milliseconds)
English Persian
flooding area حوزه سیل گیر
Search result with all words
field حوزه
fielded حوزه
fields حوزه
domain حوزه دایره
domain حوزه
domains حوزه دایره
domains حوزه
poll حوزه رای گیری
polled حوزه رای گیری
polls حوزه رای گیری
area حوزه
areas حوزه
circuit حوزه قضایی یک قاضی دور
circuit جریان حوزه
circuit حوزه صلاحیت دادگاه
circuit حوزه قضائی
circuits حوزه قضایی یک قاضی دور
circuits جریان حوزه
circuits حوزه صلاحیت دادگاه
circuits حوزه قضائی
realm حوزه
realms حوزه
zone حوزه
zones حوزه
scope قلمرو حوزه
scope حوزه
precinct بخش حوزه
precinct حوزه
precincts بخش حوزه
precincts حوزه
catchment area حوزه ابریز
catchment area حوزه ابخیز ابگیر
catchment areas حوزه ابریز
catchment areas حوزه ابخیز ابگیر
flashing کاهش حوزه مغناطیسی
district حوزه
districts حوزه
see مقر یا حوزه اسقفی
sees مقر یا حوزه اسقفی
basin حوزه رودخانه ابگیر
basin حوزه
basins حوزه رودخانه ابگیر
basins حوزه
range حوزه
ranged حوزه
ranges حوزه
compass حدود وثغور حوزه
module حوزه گنجایش
modules حوزه گنجایش
ambit حوزه
constituencies حوزه انتخاباتی
constituencies هیات موکلان یک حوزه
constituencies حوزه انتخابیه
constituency حوزه انتخاباتی
constituency هیات موکلان یک حوزه
constituency حوزه انتخابیه
electorate حوزه انتخابیه
electorates حوزه انتخابیه
circle محفل حوزه
circled محفل حوزه
circles محفل حوزه
circling محفل حوزه
magnetic field حوزه مغناطیسی
magnetic fields حوزه مغناطیسی
venue حوزه صلاحیت دادگاه
venues حوزه صلاحیت دادگاه
presidency حوزه
department حوزه
department حوزه کمیته
departments حوزه
departments حوزه کمیته
extent حوزه
sphere حوزه
spheres حوزه
active zone of well حوزه فعال چاه
apanage حوزه درامداتفاقی
aquifer حوزه
basin area حوزه ابریز رودخانه
blind drainage area حوزه ابریز بسته
bolson حوزه ابریز بسته
catchment حوزه ابریز مرزی
chapelry حوزه کلیسا
circuity حوزه
coil field حوزه سیم پیچ
degaussing تعدیل حوزه میدان مغناطیسی ناو دیگازینگ
drainage area حوزه ابخیز
drainage basin حوزه زهکش
drainge area حوزه زهکشی
f.of operations حوزه عملیات
free field حوزه ازاد
free trade area حوزه تجارت ازاد
ground water basin حوزه اب زیرزمینی
image field حوزه تصویر
induction field حوزه القائی
intendancy مدیریت حوزه مباشرت
intersplere در حوزه یکدیگر امدن
judicature حوزه قضایی
jurisdication حوزه
kingdom حوزه اقتدار
magnetic deflection انحراف در حوزه مغناطیسی
Other Matches
period of concentration در یک حوزه ابریز رودخانه مدت زمانی که یک قطره اب از ابتدای حوزه تا خروج از حوزه را
zero field بی حوزه
scope of coverage حوزه عمل
test bay حوزه ازمایش
span of control حوزه نظارت
seepage area حوزه تراوش
prefecture حوزه اداری
princedom حوزه حکومت شاهزاده
military area حوزه جغرافیایی نظامی
well field حوزه تغذیه کننده چاه
to come within the scope of the law در حوزه عمل قانون بودن
plural vote رای یک تن در چند حوزه انتخابی
runoff جریان اب حاصل ازبارندگی در حوزه ابریز
pocket borough حوزه انتخاباتی تحت نفوذ یک نفر یا یک خانواده
vicariate قلمرو خلافت حوزه تحت نظر خلیفهء اعظم
vicarate قلمرو خلافت حوزه تحت نظر خلیفهء اعظم
rain discharge حجم بارندگی در یک حوزه تقسیم بر مدت ریزش بارندگی
occupation franchise حق رای در انتخابات درصورتی که مستلزم درتصرف داشتن مقداربخصوصی از اراضی در حوزه محل رای گیری باشد
Sarouk ساروق [حوزه بافت ساروق در استان مرکزی با شهرت جهانی در بافت فرش های پر تراکم با زمینه قرمز و حاشیه آبی، پرز بلند و طرح افشان بته ای و گل خشتی است.]
Sarab سراب [حوزه بافت سراب در آذربایجان است که بیشتر به بافت کناره مشهور استرنگ زمینه عموما شتری و گره آن ترکی است.]
room-sized rug فرش های ایرانی [فرش های درباری] [بافت این فرش ها که برای مفروش کردن تالارها و سالن های بزرگ استفاده می شود در ایران در اواخر قرن دوازدهم رواج یافت. بیشتر مشتریان کشورهای حوزه خلیج فارس و اروپایی اند.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com