English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 55 (7 milliseconds)
English Persian
lithography حکاکی بر روی سنگ
Search result with all words
engraving حکاکی
engravings حکاکی
engrave کنده کاری کردن در حکاکی کردن
engraved کنده کاری کردن در حکاکی کردن
engraves کنده کاری کردن در حکاکی کردن
scribe حکاکی کردن
scribes حکاکی کردن
inscribe حجاری کردن روی سطوح و ستونها حکاکی کردن
inscribe حکاکی کردن نشاندن
inscribed حجاری کردن روی سطوح و ستونها حکاکی کردن
inscribed حکاکی کردن نشاندن
inscribes حجاری کردن روی سطوح و ستونها حکاکی کردن
inscribes حکاکی کردن نشاندن
inscribing حجاری کردن روی سطوح و ستونها حکاکی کردن
inscribing حکاکی کردن نشاندن
carving حکاکی
microchip مداری ه تمام قط عات فعال و غیرفعال آن روی یک قطعه نیمه هادی قرار دارند با روشهای حکاکی و فرآیندهای شیمیایی
microchips مداری ه تمام قط عات فعال و غیرفعال آن روی یک قطعه نیمه هادی قرار دارند با روشهای حکاکی و فرآیندهای شیمیایی
carving knife چاقوی حکاکی یا گوشت بری
carving knives چاقوی حکاکی یا گوشت بری
lithograph حکاکی روی سنگ حجاری
lithograph حکاکی روی سنگ
lithographs حکاکی روی سنگ حجاری
lithographs حکاکی روی سنگ
styli قلم فولادی حکاکی وگراورسازی
stylus قلم فولادی حکاکی وگراورسازی
styluses قلم فولادی حکاکی وگراورسازی
burin قلم حکاکی
cutting chisel قلم حکاکی
die sinking and engraving machine دستگاه فرز حدیده و حکاکی
glyptic مربوط به حکاکی
glyptics حکاکی
glyptography شناسائی نقشهای جواهر حکاکی در روی جواهر
graving tool قلم حکاکی
gravure حکاکی
in intaglio با حکاکی
insculp حکاکی کردن گراور کردن
intagliated حکاکی شده منقوش
intaglio تصویر حکاکی شده روی سنگ یا مواد سخت
integrated circuit مداری که همه قط عات فعال و غیرفعال آن روی یک نیمه هادی کوچک قرار دارند به وسیله روشهای حکاکی و شیمیایی
lithoglyptics کنده کاری روی گوهر حکاکی روی جواهر
photoglyph صفخهای که دراثر روشنایی حکاکی شده باشد
printed circuit ماده سطح که شیارهای هادی از جنس آهن دارد به صورت چاپ شده یا حکاکی روی سطح آن که وقتی قط عات روی آن نصب می شوند مدار را کامل میکند
printed circuit board ماده سطح که شیارهای هادی از جنس آهن دارد به صورت چاپ شده یا حکاکی روی سطح آن که وقتی قط عات روی آن نصب می شوند مدار را کامل میکند
rom دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
scrimshaw اشیاء منبت کاری یا حکاکی شده زینتی
stilus قلم فولادی حکاکی وگراورسازی
stylograph قلم حکاکی وگراور سازی
stylography حکاکی
toreutics فن حکاکی وقلم زنی
woodcut حکاکی روی چوب
woodcut گراوور چوبی حکاکی بر لوحه چوبین
corn-cob حکاکی روی ظرف چوبی
lion [حکاکی سر شیر در معماری کلاسیک بخصوص در کتیبه ها]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com