English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 216 (21 milliseconds)
English Persian
judge by appearances حکم به فاهر کردن
Search result with all words
project فاهر کردن نشان دادن
projected فاهر کردن نشان دادن
projects فاهر کردن نشان دادن
develop فاهر کردن عکس
develops فاهر کردن عکس
uncover معلوم کردن فاهر کردن
uncovering معلوم کردن فاهر کردن
uncovers معلوم کردن فاهر کردن
format مرتب کردن متن به طوری که به صورت چاپی روی کاغذ فاهر شود
formats مرتب کردن متن به طوری که به صورت چاپی روی کاغذ فاهر شود
blue key نقطه کمکی ابی برای تنظیم عکس در موقع فاهر کردن فیلم
keep up appearances فاهر خود را حفظ کردن صورت خود را با سیلی سرخ نگه داشتن
scareup فاهر ساختن برای مصرف تامین کردن بسرعت ساختن
to evolve a fact چگونگی امری را فاهر کردن
to keep up appearances حفظ فاهر کردن
Other Matches
semblable فاهر
sensations فاهر
sensation فاهر
groomed فاهر
manifesting فاهر
externally فاهر
rind فاهر
rinds فاهر
externals فاهر
external فاهر
face فاهر
faces فاهر
the outward state فاهر
apparent فاهر
on the surface در فاهر
surface فاهر
outsides فاهر
outside فاهر
superficial فاهر
mien فاهر
superficies فاهر
exteriority فاهر
ostensible فاهر
appearance فاهر
squalid بد فاهر
appearances فاهر
manifested فاهر
surfaced فاهر
manifest فاهر
surfaces فاهر
guise فاهر
guises فاهر
guize فاهر
manifests فاهر
appearance فاهر نمایش
outwardly برحسب فاهر
appearances فاهر نمایش
the out ward eye چشم فاهر
springs فاهر شدن
nominally بصورت فاهر
semblance صورت فاهر
outward show صورت فاهر
outward show نمایش فاهر
outsight فاهر بینی
outside appearance صورت فاهر
spring فاهر شدن
merged دشمن فاهر شد
turn-ups فاهر شدن
seem فاهر شدن
seemed فاهر شدن
seems فاهر شدن
surfaces رویه فاهر
simulations فاهر سازی
looks فاهر شدن
similitude بیرون فاهر
looked فاهر شدن
simulation فاهر سازی
look فاهر شدن
exposed فاهر شده
trumpery خوش فاهر
turn up فاهر شدن
surfaced رویه فاهر
surface رویه فاهر
turned out فاهر لباسیکهفردیبرتندارد
aspects صورت فاهر
aspect صورت فاهر
face فاهر منظر
faces فاهر منظر
the outward man انسان فاهر
settings وضع فاهر
habit مشرب فاهر
habits مشرب فاهر
affecter فاهر ساز
in outward show بصورت فاهر
hues تصویر فاهر
hue تصویر فاهر
garb کسوت فاهر
to make ones a فاهر شدن
formalist فاهر پرست
to out ward seeming برحسب فاهر
hermaphrodites خنثی فاهر
personal appearance وضع فاهر
setting وضع فاهر
pro forma از لحاظ فاهر
gloss جلوه فاهر
hermaphrodite خنثی فاهر
phantoms منظر فاهر فریبنده
prima facie evidence مدرک به فاهر قاطع
pro forma منباب فاهر فاهری
exposures فاهر شدن عکس
phantasm فاهر فریبنده سایه
seeming فاهر نما زیبایی
show up <idiom> فاهر شدن ،رسیدن
outward things جهان برونی یا فاهر
affectedly از روی فاهر سازی
exposure فاهر شدن عکس
phantom منظر فاهر فریبنده
out رفتن فاهر شدن
outed رفتن فاهر شدن
resurfaced دوباره فاهر شدن
on the surface درصورت فاهر از بیرون
out- رفتن فاهر شدن
for a sake برای حفظ فاهر
pro forma برای صورت فاهر
resurfaces دوباره فاهر شدن
of the surface در صورت فاهر از بیرون
resurface دوباره فاهر شدن
verisimilar دارای فاهر حقیقی
the outer man وضع فاهر شخص
acronichal فاهر شونده در غروب افولی
sterling فاهر وباطن یکی واقعی
notations که عملگر پس از عملوند فاهر میشود
notation که عملگر پس از عملوند فاهر میشود
aspects روش فاهر سازی چیزی
aspect روش فاهر سازی چیزی
stuffed shirt ادم خوش فاهر وتوخالی
scarious دارای فاهر خشک وپلاسیده
stuffed shirts ادم خوش فاهر وتوخالی
rounding ایجاد یک حرف با فاهر بهتر
opportunity target هدفی که غیرمنتظره فاهر میشود
reasonable and probable cause علت معقول و به فاهر درست
deponont در فاهر مجهول و در باطن معلوم
hued دارای فاهر ونمای مخصوص
looks فاهر بنظرامدن مراقب بودن
cycles بصورت متناوب فاهر شدن
cycles :بصورت دورانی فاهر شدن
cycled بصورت متناوب فاهر شدن
looked فاهر بنظرامدن مراقب بودن
cycled :بصورت دورانی فاهر شدن
cycle بصورت متناوب فاهر شدن
look فاهر بنظرامدن مراقب بودن
cycle :بصورت دورانی فاهر شدن
acronical فاهر شونده در غروب افولی
paradoxical در فاهر مهمل و درواقع درست
specious دارای فاهر زیبا وفریبنده
turn up <idiom> به طور ناگهانی فاهر شدن
successive آنچه یکی پس از دیگری فاهر میشود
i did it for show برای نمایش یا فاهر ان کاررا کردم
pop up <idiom> غیر منتظره یا ناگهانی فاهر شدن
developer فاهر کننده عکس توسعه دهنده
developers فاهر کننده عکس توسعه دهنده
outwardness کیفیت فاهر دلبستگی بچیزهای خارجی یامادی
whited ادم بد باطن و خوش فاهر چیز گرانبها
deusexmachina شخص یا چیزی که بطور غیرمترقبه فاهر میشود
proteranthous دارای گلهاییکه قبل از برگ فاهر گردد
pages نمایش گرافیکی فاهر صفحه هنگام چاپ
disposure درمعرض دید قرار گرفتن فاهر شدن
paged نمایش گرافیکی فاهر صفحه هنگام چاپ
page نمایش گرافیکی فاهر صفحه هنگام چاپ
print فاهر نوشتن در برخی چاپگرها یا برای متنهای خاص
expose در معرض دید قرارگرفتن یا دادن فاهر شدن یاکردن
exposures در معرض دید قرار گرفتن فاهر شدن فهور
exposure در معرض دید قرار گرفتن فاهر شدن فهور
printed فاهر نوشتن در برخی چاپگرها یا برای متنهای خاص
clothes horses کسی که بیش از حد به لباس و فاهر خود توجه دارد
clothes horse کسی که بیش از حد به لباس و فاهر خود توجه دارد
prints فاهر نوشتن در برخی چاپگرها یا برای متنهای خاص
textualism اهمیت دادن به لفظ یا معنی فاهر انتقاد لفظی
exteriorize بصورت فاهرفهمیدن یا فهاندن صورت فاهر یا وجودخارجی دادن
exposing در معرض دید قرارگرفتن یا دادن فاهر شدن یاکردن
exposes در معرض دید قرارگرفتن یا دادن فاهر شدن یاکردن
formalism اعتقاد به حفظ فاهر وقالبهای موجود در کلیه امور
transient وضعیت یا سیگنالی که برای مدت زمان کوتاهی فاهر شود
generation زبان هایی که فاهر خوب برای کاربردارند و هوشمند نیستند
generations زبان هایی که فاهر خوب برای کاربردارند و هوشمند نیستند
latensification تقویت عکس فاهر شده عکاسی بوسیله مواد شیمیایی
clustering مجموعهای از عناصر که در یک خط ترتیبی فاهر می شوند و یک جدول دستیابی دارند
transients وضعیت یا سیگنالی که برای مدت زمان کوتاهی فاهر شود
timed تا نتیجه در صفحه فاهر شود.2-سرعتی که سیستم به درخواستی پاسخ میدهد
VBScript مجموعه دستورات برنامه نویسی که در یکک صفحه وب معمولی فاهر می شوند,
debutant نوازنده یا ناطقی که برای نخستین بار در جلو عموم فاهر میشود
drop down menu منویی که زیر عنوان منور دیگر در هنگام انتخاب فاهر میشود
time تا نتیجه در صفحه فاهر شود.2-سرعتی که سیستم به درخواستی پاسخ میدهد
times تا نتیجه در صفحه فاهر شود.2-سرعتی که سیستم به درخواستی پاسخ میدهد
previewer خصوصیاتی که به کاربر امکان می دهند تا فاهر کاغذ را پیش از چاپ ببیند
damask سیاهی و یارنگی که براثر خوردگی روی فولاد صیقلی فاهر میشود
mysticism مسائلی که فهم انها از حدود توانایی حواس فاهر خارج باشد
response و نتیجه فاهر شده روی صفحه . 2-سرعتی که یک سیستم به محرک پاسخ میدهد
cursors علامتی در صفحه نمایش که محل بعدی فاهر شدن حرف را نشان میدهد
wire frame model نمایش داده شده با خط وط و منحنی به جای مکانهای توپر یا داشتن فاهر جامد
fourth generation computers زبانهایی که برای کاربر فاهر مناسب دارند و هوشمند طراحی نشده اند
architecture فاهر و اتصالات سخت افزار داخلی کامپیوتر و ارتباطات منط قی بین CPU
cursor علامتی در صفحه نمایش که محل بعدی فاهر شدن حرف را نشان میدهد
thunderhead توده ابری که حاشیه اش سفیداست وقبل از رعد وبرق دراسمان فاهر میشود
responses و نتیجه فاهر شده روی صفحه . 2-سرعتی که یک سیستم به محرک پاسخ میدهد
dramatic monologue نوعی داستان نمایشی که دران یکنفر بتنهایی فاهر میشودوبا متکلم وحده است
styles فاهر , نوشتار, اندازه قلم , رنگ , فضا و حاشیههای متن در نوشته فرمت شده
styled فاهر , نوشتار, اندازه قلم , رنگ , فضا و حاشیههای متن در نوشته فرمت شده
style فاهر , نوشتار, اندازه قلم , رنگ , فضا و حاشیههای متن در نوشته فرمت شده
styling فاهر , نوشتار, اندازه قلم , رنگ , فضا و حاشیههای متن در نوشته فرمت شده
right منوی کوچک ای که وقتی فاهر میشود که دگمه سمت راست Mouse با دو کلید را انتخاب کنید
righted منوی کوچک ای که وقتی فاهر میشود که دگمه سمت راست Mouse با دو کلید را انتخاب کنید
postscripts سیستم زبان گرافیکی که به کاربر امکان مشاده آنچه روی چاپگر فاهر میشود میدهد
postscript سیستم زبان گرافیکی که به کاربر امکان مشاده آنچه روی چاپگر فاهر میشود میدهد
righting منوی کوچک ای که وقتی فاهر میشود که دگمه سمت راست Mouse با دو کلید را انتخاب کنید
compound bending خمشی که دران لنگر پیچشی صفر بوده وتنشهای عمودی کششی وفشاری فاهر میشوند
ripple through effect نتایج یا تغییرات یا خطاهای صفحه گسترده که به عنوان نتیجه یک مقدار تغییر یافته در یک خانه فاهر میشود
prefix notation عملیات ریاضی به صورت منط ق به طوری که عملگر پیش از عملوندها فاهر میشود و نیازی به کروشه نیست
reverses عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند, وبنابراین عملگرپس از اعداد فاهر میشودونیازبه کروشه را ازبین می برد
print عمل محصول نرم افزاری که به کاربر امکان میدهد که نحوه فاهر شدن صفحه هنگام چاپ را نشان دهد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com