Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
certiorari
حکم فرستادن پرونده که ازمحکمه بالاتربمحکمه پایین ترابلاغ میشود
Other Matches
hatch way
روزنه عرشه کشتی مخصوص پایین فرستادن بار
town fog
نوعی مه یخ مانند که دردرجه حرارت خیلی پایین تولید میشود و معمولا درشهرهای پر جمعیت دیده میشود
spot pass
پاسی که بجای فرستادن به بازیگر به نقطه معینی فرستاده میشود
water collecting sump
پایین ترین نقطه در یک سیستم که در ان اب جمع میشود
background
که به عنوان کاری با تقدم پایین برخود میشود
backgrounds
که به عنوان کاری با تقدم پایین برخود میشود
bilge
پایین ترین قسمت ساختمان هواپیما که اب کثافات و دیگرضایعات در ان جمع میشود
caisson
اطاقکی که جهت دستیابی به بستر رودخانه به سمت پایین گودبرداری میشود
father file
پرونده بنیادی پرونده اصلی
interdental consonant
حرف مصمتی که با گذاردن زبان در میان دندانهای بالاو پایین تلفظ میشود
push down list
لیستی که از پایین به بالانوشته میشود به نحوی که هر ورودی جدید بالای لیست قرار می گیرد
vertical diagraph
شکلی از سیستم رمز دو حرفی است که یک حرف بالا و یکی پایین نوشته میشود
tabbed flap
فلپی که لبه فرار ان لولا شده و تا زاویهای بزرگتراز زاویه اصلی بطرف پایین منحرف میشود
backgrounds
فرآیند با حق تقدم پایین که تا وقتی منبع فرآیند بزرگ فراهم شود پردازش میشود
background
فرآیند با حق تقدم پایین که تا وقتی منبع فرآیند بزرگ فراهم شود پردازش میشود
background processing
کار با حق تقدم پایین که وقتی اجرا میشود که دیگر کاری با حق تقدم از آن بیشتر موجود نباشد
repeat
تعداد دفعاتی که یک حرف وارد صفحه نمایش میشود در صورتی که یک کلید ازصفحه کلید را پایین نگه دارید
repeats
تعداد دفعاتی که یک حرف وارد صفحه نمایش میشود در صورتی که یک کلید ازصفحه کلید را پایین نگه دارید
depress
پایین دادن لوله پایین اوردن
depresses
پایین دادن لوله پایین اوردن
downhaul
پایین کشیدن رشته پایین کشنده
top
روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی
down
سوی پایین بطرف پایین
sectors
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
sector
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
universal
آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود
vertically
از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
dossiers
پرونده
dossier
پرونده
records
پرونده ها
filed
پرونده
file
پرونده
record
پرونده
clinical record
پرونده بیمارستانی
static file
پرونده ایستا
data file
پرونده داده ها
clinical record
پرونده بهداشتی
frame-ups
پرونده سازی
active file
پرونده فعال
sequential file
پرونده ترتیبی
frame-up
پرونده سازی
clinical record
پرونده بالینی
string file
پرونده رشتهای
binder
کلاسور پرونده
backup file
پرونده پشتیبان
master file
شاه پرونده
threaded file
پرونده نخی
file organization
سازمان پرونده
policy book
پرونده خط مشیها
problem file
پرونده مسئلهای
qualification record
پرونده خدمتی
random file
پرونده تصادفی
logical file
پرونده منطقی
card file
پرونده کارتی
binders
پوشه پرونده
binders
کلاسور پرونده
s.c
همان پرونده
binder
پوشه پرونده
amendment file
پرونده ترمیمی
transaction file
پرونده تراکنش
file handling
پرونده گردانی
volatile file
پرونده فرار
file identification
هویت پرونده
file
پرونده ستون
filed
پرونده ستون
detail file
پرونده جزئیات
file index
فهرست پرونده
file label
برچسب پرونده
fiel conversion
تبدیل پرونده
file gap
شکاف پرونده
file compatibility
همسازی پرونده ها
end of file indicator
انتهانمای پرونده
event file
پرونده رویدادها
end of file
انتهای پرونده
tag file
پرونده برچسب
target dossiers
پرونده هدفها
system catalog
پرونده شاخص
test file
پرونده ازماینده
dead file
پرونده راکد
tape file
پرونده نواری
direct file
پرونده مستقیم
file length
درازای پرونده
file processing
پرونده پردازی
file protection
حفافت پرونده
suspense file
پرونده بلاتکلیف
file structure
ساخت پرونده
suspense file
پرونده معلق
file system
سیستم پرونده ها
filer
پرونده دار
file management
مدیریت پرونده ها
fill gap
شکاف پرونده
file mark
نشان پرونده
file maintenance
نگاهداشت پرونده ها
file management
مدیریت پرونده
file name
نام پرونده
disk file
پرونده گردهای
document file
پرونده اسناد
sysctlg
پرونده شاخص
file number
شماره پرونده
end of file mark
نشان انتهای پرونده
multireel file
پرونده چند حلقهای
document file
پرونده اسناد یکان
automated intelligence file
پرونده اطلاعاتی کامپیوتری
file purging
پاک سازی پرونده
file protect ring
حلقه حفافت پرونده
engineering documents
پرونده های فناوری
documents
پرونده ها
[اسناد]
[اوراق]
labeled file
پرونده برچسب دار
file activity ratio
نسبت فعالیت پرونده
qualification record
پرونده مهارت فنی
file layout
طرح بندی پرونده
evocation
احالهء پرونده یادگار
policy file
پرونده خط مشیها و دستورات
evocations
احالهء پرونده یادگار
pay records
پرونده لیست حقوق
medical records
پرونده پزشکی مدارک بهداشتی
partitioned file
پرونده جزء بندی شده
due in suspense file
پرونده درخواستهای منتظردریافت معلق
file structure
ساخت پرونده ساختمان فایل
chained file
پرونده یا فایل زنجیر شده
echoes
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echo
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoed
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoing
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
forms
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
form
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
perfoliate
درباب برگی گفته میشود که ساقه اش فاهرا ازتوی ان رد میشود
formed
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
traced
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
trace
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
averaging
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
averages
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
averaged
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
average
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
traces
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
loads
برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
load
برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
file maintenaee
اصلاح و نگهداری پرونده پشتیبانی فایل
dummies
متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود
dummy
متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود
soft
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
softer
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
softest
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
remitting
فرستادن
send
فرستادن
send round
فرستادن
send out
فرستادن
send in
فرستادن
give off
<idiom>
فرستادن
pack
فرستادن
remitted
فرستادن
remits
فرستادن
remit
فرستادن
to a. letter
فرستادن
despatch
فرستادن
to send back
پس فرستادن
to send off
فرستادن
to serve a subpoena on
فرستادن
packs
فرستادن
hand over
فرستادن
send back
پس فرستادن
dispatched
فرستادن
to send off
فرستادن
sending
فرستادن
sends
فرستادن
consigned
فرستادن
consign
فرستادن
consigning
فرستادن
dispatches
فرستادن
consigns
فرستادن
dispateh
فرستادن
despatches
فرستادن
despatching
فرستادن
dispatch
فرستادن
despatched
فرستادن
throughput
نرخ تولید ماشین یا سیستم که به عنوان کل اطلاعات مفید که در یک زمان پردازش میشود اندازه گیری میشود
suffix notation
عملیات ریاضی که به صورت منط ق نوشته میشود و نشانه پس از عددی که عمل روی آن انجام میشود می آید
masters
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
second
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
seconds
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
seconded
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
master
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
mastered
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
seconding
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
to revisit a criminal case
[judicial proceedings]
یک پرونده جنایی
[رسیدگی قضائی]
را بازدید کردن
faxing
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
faxes
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
workgroup
خصوصیتی که به بستههای نرم افزاری استاندارد اضافه میشود که باعث کارایی بهتر آن در گروه کاربران شبکه میشود
faxed
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
fax
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
return
پس فرستادن عودت
to send for a person
بی کسی فرستادن
forwarded
فرستادن رساندن
to send on fools errand
پی نخودسیاه فرستادن
mails
باپست فرستادن
issue
نشریه فرستادن
retransmit
دوباره فرستادن
mail
باپست فرستادن
returned
پس فرستادن عودت
to send a message
پیام فرستادن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com