Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
oligrachy
حکومتی که قدرت ان در دست افراد معدود باشد
Other Matches
oligrachy
هیات حاکمه حکومتی با عده معدود
totalitarianism
سیستم حکومتی که در جمیع شئون زندگی فردی افراد یک ملت دخالت کرده ان را تابع برنامه کلی دولت می سازدکه این برنامه ممکن است درجهت منافع یک فرد یا یک گروه یا یک طبقه و یا کل اجتماع تنظیم شده باشد
gynaecocracy
حکومتی که دردست اناث باشد
representative government
حکومتی که وضع قوانین ان بانمایندگان ملت باشد
nominal weapon
جنگ افزار هستهای که قدرت ان 02 کیلو تن باشد
salted weapon
جنگ افزار اتمی که قدرت رادیواکتیو ان تشدید شده باشد
censeur
ممانعت قدرت حاکمه یک کشور ازنشر عقاید مخالفین به هرشکلی که باشد
customs of war
اداب مربوط به جنگ که بدون انکه قدرت قانونی داشته باشد موردقبول دولتهاست
characterization
مجسم کردن افراد ذکر خصوصیات افراد
private
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
privates
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
poor
معدود
fewer
معدود
fewest
معدود
paucity
معدود
poorest
معدود
numerable
معدود
poorer
معدود
scant
معدود
few
معدود
little
محقر معدود
levee en masse
عبارت است از مسلح شدن افراد یک مملکت جهت مبارزه با دشمن پیش از رسیدن قوای خصم به خاک خودی این افراد که اشکارا سلاح حمل می کنندملزم به رعایت قوانین جنگ هستند
oligophagous
تغذیه کننده از گیاهان معدود وخاصی
oligarch
عضو دسته یا حزب طرفدارحکومت عده معدود
enlisted section
قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
empowers
صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowered
صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowering
صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empower
صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
governmental
<adj.>
حکومتی
national
[state, federal state]
<adj.>
حکومتی
governmental
حکومتی
belonging to the state
<adj.>
حکومتی
anarchy
بی حکومتی
government-run
[television, newspaper etc.]
<adj.>
حکومتی
government house
اداره حکومتی
government circles
دوایر حکومتی
bolshevism
مکتبی متفرع از مارکسیسم که مبدع ان لنین بوده است و مبتنی است بر تاکید این مسئله که طبقه پرولتاریا باید با جنبش و اعمال قوه و بدون اینکه منتظر فرسودگی خودبخودی سیستم کاپیتالیستی باشد قدرت سیاسی را به دست گیرد.
gubernatorial
مربوط به فرماندار یافرمانداری حکومتی
battery of tests
گروه ازمونهای کارایی افراد گروه ازمونهای خصوصیات پرسنلی افراد
creativeness
قدرت خلاقه قدرت ابداع
dictatorships
حکومتی که به فرمان یک فرد مستبد اداره میشود
dictatorship
حکومتی که به فرمان یک فرد مستبد اداره میشود
oligarchic
وابسته به حکومتی که بدست چند تن اداره میشود
theocracies
حکومتی که زمامداران اصلی ان پیشوایان مذهبی باشند
corporative state
حکومتی که صاحبان کلیه مشاغل در ان شریک باشند
theocracy
حکومتی که زمامداران اصلی ان پیشوایان مذهبی باشند
oligarchical
وابسته به حکومتی که بدست چندتن اداره میشود
isocracy
حکومتی که اختیارات سیاسی همه دران یکسان است
dictatorship of proletariat
اصطلاحی است که بوسیله کارل مارکس برای توصیف مرحلهای از سوسیالیسم بکار برده شد .در این مرحله طبقه بورژوا یا سرمایه داران قدرت را از دست می دهند و کارگران قدرت را دراختیار می گیرند .
mixed government
حکومتی که در ان جنبههای پادشاهی واشرافی و دمکراسی با هم به کار گرفته شود
polygarchy
حکومتی که به دست عده زیادی اداره شود حکومت جمعی
countervailing power
قدرت یک گروه که در واکنش به قدرت گروه دیگر بوجود می اید
authoritarainism
نقطه مقابل اندیویدوالیسم و عبارت ازحکومتی است که در ان ازادی فردی به طور کامل تحت الشعاع قدرت دولت قرار گیرد. قدرت دولت معمولا در گروه کوچکی از پیشوایان متمرکز ومتجلی میشود
a closed mouth catches no flies
<proverb>
تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
moored mine
مینی که باسیم یا طناب به محل اتصال خود وصل شده باشد یا در اب معلق باشد
hotter
شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hot
شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hottest
شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
escutcheon
سپری که دارای نشانهای نجابت خانوادگی باشد صفحهای که روی ان اسم چیزی نقش شده باشد سپرارم دار
bureaucreacy
رعایت تشریفات اداری به حد افراط کاغذ بازی و سیستم حکومتی و اداری مبتنی بر ان
gradient circuit
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
radar discrimination
قدرت تجزیه و تحلیل هدفهای مختلف از روی صفحه رادار قدرت قرائت هدف از روی صفحه رادار
hotbeds
بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbed
بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
imperfect competition
حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
open back
[نوعی فرش تخت باف که پود آن از پشت فرش کاملا مشخص باشد و بصورت حلقوی اطراف تار را در بر گرفته باشد.]
lapheld
کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
laptop
کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
troop
افراد
trooped
افراد
enlistedman
افراد
trooping
افراد
men
افراد
enlisted personnel
افراد
personnel
افراد
wellŠsuppose it is so
خوب فرض کنیم چنین باشد فرضا چنین باشد
roll call
نامیدن افراد
enlistee
افراد داوطلب
equal status persons
افراد همپایه
filler personnel
افراد جایگزینی
personnel status
وضع افراد
top-level
افراد عالیرتبه
platoons
جوخهء افراد
platoon
جوخهء افراد
service club
باشگاه افراد
head counts
جمع افراد
head count
جمع افراد
withindoors
افراد داخل
category
طبقه افراد
liberty men
افراد مرخصی
enlisted personnel
طبقه افراد
cognoscenti
افراد مطلعدربارهموضوعیخاص
packed out
پر و مملو از افراد
Zel-i Sultan vase
طرح گلدان ظل السلطان
[این طرح بصورت تکراری و قرینه شامل یک گلدان و دسته های گل می باشد و مربوط به زمان سلطنت قاجار می باشد.]
bachelor quarters
منازل افراد مجرد
avast
افراد به جای خود
dependents
افراد تحت تکفل
characterization
نوشتن بیوگرافی افراد
close station
افراد بدو مرخص
top-level
توسط افراد عالیرتبه
receptee
افراد مورد پذیرش
troops
افراد قسمتها سربازان
cimmerian
افراد کشور فلمات
favouritism
افراد مورد توجه
condemn
محکوم کردن افراد
coachload
افراد سوار بر درشکه
rouse out
بیدار کردن افراد
condemning
محکوم کردن افراد
condemns
محکوم کردن افراد
aptitude area
حیطه قابلیت افراد
transfer station
محل اعزام افراد
family size
تعداد افراد خانواده
personal error
خطاهای انفرادی افراد
special olympics
المپیک افراد استثنایی
billet slip
لوحه اسکان افراد
billet slip
کارت محلهای افراد
play the field
<idiom>
با افراد مختلفی قرارگذاشتن
part owners
افراد شریک المال
morale
روحیه افراد مردم
posse comitatus
دسته افراد پلیس
army deposit fund
پس انداز انفرادی افراد
personnel monitoring
بازرسی بدنی از افراد
swallow one's pride
<idiom>
متواضع کردن افراد
target audience
افراد مورد نظر
noncombatant
افراد غیر نظامی
the common wealth of learning
افراد اهل علم
commandos
افراد نیروی مخصوص
commando
افراد نیروی مخصوص
transfer station
محل انتقال افراد
karachoph design
لچک ترنج کاراچف
[این طرح مربوط به همین شهر در جنوب تفلیس منطقه قفقاز می باشد که در آن ترنج بزرگ و هشت وجهی با چهار مربع در دو طرف آن می باشد و قدمت آن بیش از صد سال است.]
sociometry
سنجش روابط افراد جامعه
Applicants flooded in.
سیل افراد ( متقاضیان ) جاری شد
troop housing
کوی درجه داران یا افراد
rotation
تعویض نوبتی یکانها یا افراد
Certain notorious ( dubious ) characters .
عده افراد معلوم الحال
whom it may concern
برای اطلاع افراد ذیربط
aptitude area
حدودشایستگی افراد حیطه شایستگی
Do not admit any outsiders.
افراد غیره را راه ندهید
huddling
ازدحام اجتماع افراد یک تیم
huddles
ازدحام اجتماع افراد یک تیم
huddled
ازدحام اجتماع افراد یک تیم
chartering
بین افراد دلالت کند
chartered
بین افراد دلالت کند
posses
دسته افراد پلیس جماعت
biographical information blank form
فرم پر نشده بیوگرافی افراد
biographical intelligence
اطلاعات مربوط به بیوگرافی افراد
posse
دسته افراد پلیس جماعت
lockstep
پیشروی افراد پشت سریکدیگر
life line
طناب اتصال افراد به یکدیگر
leatherneck
جزو افراد تفنگداران دریایی
intransit strenth
افراد در حال حرکت یا انتقال
assembly
محل بسیج افراد احتیاط
IMA
قالب ها و خصوصیات افراد است
charter
بین افراد دلالت کند
charters
بین افراد دلالت کند
people sniffer
رادار کشف افراد دشمن
personal salute
تیر سلام برای افراد
huddle
ازدحام اجتماع افراد یک تیم
personal salute
مراسم سلام افراد برجسته
roll call
حاضر و غایب کردن افراد
human machine interface
حدی که در ان افراد با ماشین ها محاوره می کنند
split ticket
<idiom>
انتخاب افراد سیاسی برای رای
preference blank
دستگاه کشف علایق وسرگرمیهای افراد
lunatic fringe
افراد افراطی وتندرو گروههای حزبی
army standard score
نمرات استاندارد و اندازههای بدنی افراد
intermarriage
ازدواج افراد ملل یا نژادهای مختلف
character guidance
راهنمایی و مشاوره با افراد سخنرانی مذهبی
oral trade test
ازمون شفاهی از اطلاعات عمومی افراد
CSE
آزمونیدر بریتانیا کهاز افراد 51 یا 61 سالهبعملمیاید
atomistic evalution
ارزیابی نظرات افراد در موردتبلیغات یک محصول
longtour area
منطقه استراحت خارج ازکشور افراد نظامی
zouave
یکی از افراد پیاده نظام فرانسوی در الجزایر
intermarries
ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
buzzword
کلمهای که بین گروهی از افراد معروف است
an infinite verb
فعلی که محدود به شخص و افراد جمع نیست
enlisted
داوطلب خدمت سربازی سرباز وفیفه افراد
queued
صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
oligopoly
تولید کالا توسط افراد یا شرکتهای معدودی
queue
صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
conference
ملاقات با افراد برای بحث در مورد یک مشکل
queueing
صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
intermarrying
ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
pit crew
افراد مامور کمک به هرراننده در منطقه خود او
conferences
ملاقات با افراد برای بحث در مورد یک مشکل
queues
صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
intermarried
ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
intermarry
ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
republic
حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
republics
حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
charge
عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
charges
عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
enroute personnel
افراد پیوسته به یکان حین حرکت برای عملیات
incross
اختلاط و امیزش صفات ارثی یک طایفه میان افراد ان
muster roll
دفتر اسامی افراد نظامی وافسران یک منطقه یا کشتی
automation
استفاده از ماشین هایی که دخالت افراد در آن بسیار کم است
frankpledge
مسئولیت دسته جمعی افراد مالیات پرداز یک ناحیه
internee
فراری ازخطوط دشمن افراد وارد شده به منطقه
internees
فراری ازخطوط دشمن افراد وارد شده به منطقه
arrow head
پیکان نشان دهنده محل پیاده شدن افراد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com