English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
aristocracies حکومت اشرافی
aristocracy حکومت اشرافی
Other Matches
czarism حکومت استبدادی ومطلقه حکومت تزاری
hagiarchy حکومت کشیشان وروحانیون حکومت مقدسان
technocracies حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
technocracy حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
theocracy حکومت خدا حکومت روحانیون
autocracy حکومت مطلق حکومت استبدادی
theocracies حکومت خدا حکومت روحانیون
civicism اصول حکومت کشوری بستگی ووفاداری باصول یاحقوق حکومت کشوری
silk stocking اشرافی
milady زن اشرافی
noblewomen اشرافی
plutocrats اشرافی
aristocratical اشرافی
plutocrat اشرافی
patricians اشرافی
patrician اشرافی
aristocratic اشرافی
noblewoman اشرافی
patrician شریف اشرافی
patricians شریف اشرافی
home rule حکومت به دست خود اهالی حکومت مردم بر مردم
peerage مقام اشرافی اعیانی
commoner شخص غیر اشرافی
bon ton خوش نژاد اشرافی
peer صاحب لقب اشرافی
peered صاحب لقب اشرافی
peerages مقام اشرافی اعیانی
peering صاحب لقب اشرافی
peeress زوجه سناتور بانوی اشرافی
peering هم درجه کردن بدرجه اشرافی
peeresses زوجه سناتور بانوی اشرافی
peered هم درجه کردن بدرجه اشرافی
peer هم درجه کردن بدرجه اشرافی
milord مرد اشرافی ونجیب زاده انگلیسی
life peers لرد یا اشرافی غیر قابل توارث
life peer لرد یا اشرافی غیر قابل توارث
high hat متکبر وپر افاده اشرافی ماب
mohock تنی ازگردن کلفتهای اشرافی درسده هجدهم درخیابانهای لندن اوباشی می کردند
heptarchic دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
heptarchical دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
martial law مقررات حکومت نظامی حکومت نظامی
gynarchy حکومت زن
gynocracy حکومت زن
administration حکومت
government حکومت
governments حکومت
dominion حکومت
raj حکومت
administrations حکومت
federal government حکومت متحده
despotic rule حکومت استبدادی
despotism حکومت مطلقه
duumvirate حکومت دو نفری
fair arbitration حکومت عدل
enemy state حکومت دشمن
dyarchy حکومت دومجلسی
czarisme حکومت تزاری
dyarchy حکومت دوپادشاه
polities طرز حکومت
polity طرز حکومت
monarchies حکومت سلطنتی
monarchy حکومت سلطنتی
governance طرز حکومت
autarchy حکومت استبدادی
caesarism حکومت امپراطوری
constitutional government حکومت مشروطه
caesarism حکومت مطلقه
martial law حکومت نظامی
police states حکومت پلیسی
central government حکومت مرکزی
police state حکومت پلیسی
coalition government حکومت ائتلافی
czarisme حکومت قیصری
constitutionalism حکومت مشروطه
democratic government حکومت ملی
despotic rule حکومت مطلقه
autarky حکومت استبدادی
sword law حکومت سرنیزه
sword law حکومت قلدری
stratocracy حکومت نظامیان
statolatry حکومت پرستی
self goverment حکومت مستقل
self goverment حکومت بر نفس
seat of government مقر حکومت
quirinal حکومت ایتالیا
puppet government حکومت پوشالی
prelacy حکومت روحانی
presidential government حکومت جمهوری
plutocratic goverment حکومت دولتمندان
thalassocracy حکومت بر دریاها
the sabre حکومت نظامی
under the seway of تحت حکومت
theonomy حکومت خدایی
thearchy حکومت خدایان
plutartchy حکومت دولتمندان
parliamentary government حکومت پارلمانی
hagiocrasy حکومت مقدسان
gynocracy حکومت زنان
gynecocracy حکومت نسوان
gynecocracy حکومت زنان
gynaecocracy حکومت زنان
governorship حکومت حکمرانی
governorship استانداری حکومت
governor's seat حکومت نشین
governmentalist حکومت گرا
governmentalism حکومت گرایی
governable قابل حکومت
gerontocrasy حکومت پیران
mobocracy حکومت رجاله ها
hierocracy حکومت روحانیون
parliamentarism حکومت پارلمانی
nomocracy حکومت قانونی
mixed government حکومت مختلط
military government حکومت نظامی
martial rule حکومت نظامی
local government حکومت محلی
kakistocracy بدترین حکومت
home rule حکومت داخلی
home rule حکومت ملی
gerontocracy حکومت سالخوردگان
govern حکومت کردن
theocracies حکومت مذهب
misruling بد حکومت کردن
dictatorships حکومت استبدادی
misruled بد حکومت کردن
rule حکومت سلطه
dictatorship حکومت استبدادی
plutocracies حکومت اغنیاء
tyranny حکومت استبدادی
rule حکومت کردن
theocracy حکومت مذهب
condominiums حکومت مشترک
condominium حکومت مشترک
technocracy حکومت اربابان فن
governed حکومت کردن
technocracies حکومت اربابان فن
governs حکومت کردن
democracy حکومت ملی
tyranny حکومت ستمگرانه
fascism حکومت فاشیستی
autocracy حکومت مطلق
autocracy حکومت مستقل
plutocracies حکومت دولتمندان
regimens دسته حکومت
plutocracies حکومت توانگران
regimen دسته حکومت
rTgimes طرز حکومت
democracies حکومت ملی
regimes طرز حکومت
regime طرز حکومت
imperialism حکومت امپراتوری
reign حکومت حکمفرمایی
reigned حکومت حکمفرمایی
misrules بد حکومت کردن
misrule بد حکومت کردن
plutocracy حکومت دولتمندان
plutocracy حکومت توانگران
plutocracy حکومت اغنیاء
reigns حکومت حکمفرمایی
steered حکومت اداره کردن
heptarchy حکومت هفت نفری
kaiserdom قلمرو حکومت قیصر
interrex رئیس حکومت موقتی
democracy حکومت قاطبه مردم
self-government حکومت بدست مردم
steer حکومت اداره کردن
democracies حکومت قاطبه مردم
steers حکومت اداره کردن
khanate قلمرو حکومت خان
lese majeste خیانت علیه حکومت
princedom حوزه حکومت شاهزاده
seigneury قلمرو حکومت لرد
self government حکومت به دست مردم
squirarchy حکومت ملاکین واربابان
squirearchy حکومت ملاکین واربابان
state of martial law حالت حکومت نظامی
stratocracy حکومت یا دولت نظامی
subject to the british rule تابع حکومت انگلیس
terrorization حکومت باتهدید وارعاب
world federalist طرفدار حکومت جهانی
rTgimes روش حکومت پرهیزغذایی
regimes روش حکومت پرهیزغذایی
polycracy حکومت چند تنی
polyarchy حکومت چند تنی
lese majesty خیانت علیه حکومت
martial rule تحت حکومت نظامی
mdiatize بدولت یا حکومت دیگرافزودن
technocracy حکومت کارشناسان فنی
technocracies حکومت کارشناسان فنی
mobocracy حکومت اجامر واوباش
mobocracy حکومت عوام الناس
monarchy constitutional حکومت مشروطه سلطنتی
monocracy حکومت مستقل یا انفرادی
ochlocracy حکومت توده خلق
pentarchy حکومت پنج تنی
pentarchy اتحاد پنج حکومت
plutocratic مربوط به حکومت توانگران
regime روش حکومت پرهیزغذایی
octarchy حکومت هشت تنی
parliamentarian طرفدار حکومت پارلمانی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com